خبر فردا

در لحظه باخبر شوید

استکی: یک شب در سالن گریه کردم

استکی: یک شب در سالن گریه کردم

جام جم نوشت:سرمربی تیم ملی بوکس درباره ناداوری علیه ایران گفت: بچه‌ها با دست‌ خالی مقابل غول‌های بوکس با یک دنیا امکانات سر بلند می‌کنند، از جان مایه می‌گذارند، برترند اما سهم پیروزی‌شان را می‌فروشند. تنها راه نجات بوکس به حداقل رساندن مافیاست.

مشتزنی اول ورزش ما نبود، سوغاتی بود از فرنگ. همین غرابتش با ورزش‌های ایرانی باعث شد در مقاطع مختلف تاریخی بی‌مهری زیاد ببیند. یک دهه تعطیل شود. بعد از نقطه صفر و سر خط شروع کند. بدود دنبال زمان و در فرازها و فرودها بسیار مشت بخورد. در آسیا و برخی تورنمنت‌ها مدال‌آور شود اما همچنان آرزوهای زیادی داشته باشد… .
حالا چند روزی‌ است که طلسم بوکس شکسته. همه می‌دانیم، قفل یکی از مراحل سخت آن باز شده. بنابراین وقت آن رسیده، همین‌طور که از این اولین مدال تاریخی حظ وافر می‌بریم، برگردیم به گذشته هم نگاهی بیندازیم. داشته‌ها و نداشته‌ها را از نظر بگذرانیم و برای ادامه مسیر چراغی بیافروزیم.
بیش از ۵۰۰ بوکسور در مسابقات قهرمانی جهان صربستان حضور داشتند و در نهایت ۳۲ ورزشکار مدال گرفتند. برای اولین بار در تاریخ، یکی از این مدال‌ها به نام ایران ثبت شد.
علیرضا استکی و شاگردانش از خرداد ۹۸ برای مبارزه در رینگ بلگراد برنامه‌ریزی و تمرین داشتند که حاصلش شد ۱۰پیروزی و یک برنز شه‌بخش. بهترین نتیجه‌ای که تا به حال در یک رویداد جهانی بوکس داشته‌ایم. بی‌ادعا و مهربان از صربستان پیام صوتی می‌فرستد و یکی‌یکی به پرسش‌های جام‌جم پاسخ می‌دهد.

صدای علیرضا استکی از بلگراد: ۱۵ روز دشواری را پشت سر گذاشتیم؛ ۱۰بوکسور، بدون ماساژور و فیزیوتراپ. باید حواس‌مان به تمرینات و وزن بچه‌ها بود و پابه‌پای هم پیش می‌رفتیم. برای برد روحیه می‌خواستند و وقتی هم می‌باختند، روحیه‌ می‌خواستند. سخت بود و فرسایشی.

صعود و سقوط یک روزه: طی ۲۴ساعت، هم اوج را دیدم و هم سقوط. روی برد بودیم. در یک روز، سه بوکسورمان باختند. مسلم مقصودی، شاهین موسوی و از همه بدتر میثم قشلاقی که باید قطعا طلا می‌گرفت. او را با ناداوری‌ به باخت رساندند. حاشیه‌سازان شروع به تخریب کردند. همان‌ها فردا در فضای مجازی تحسین می‌کردند و تبریک می‌گفتند. این لطف خداست. یک مدال گرفتیم.

مسؤولان می‌توانند! من یک شب در سالن گریه کردم. برای سال‌ها حق‌کشی. بچه‌ها با دست‌ خالی مقابل غول‌های بوکس با یک دنیا امکانات سر بلند می‌کنند، از جان مایه می‌گذارند، برترند اما سهم پیروزی‌شان را می‌فروشند. تنها راه نجات بوکس به حداقل رساندن مافیاست. ما فقط می‌توانیم کیفیت‌مان را بالا ببریم اما مسؤولان می‌توانند در کمتر آسیب دیدن‌مان از حق‌کشی‌ها تأثیرگذار باشند.

این تیم: حق‌ ما حدود ۱۸ برد و حداقل دو مدال بود. این تیم شخصیت قهرمانی دارد. همگی راه را پیدا کرده‌اند، با هم یک‌دل‌اند. هر ۹ نفر با این‌که حذف شده بودند، در سالن مسابقه دانیال حاضر شدند و نگرانش بودند.

مصائب بوکسورها در ایران: بازی تدارکاتی نداریم. امکاناتی مانند ماساژور، پزشک تغذیه و فیزیوتراپ هم. مربیان حدود
دو و نیم و ورزشکاران یک میلیون تومان حقوق می‌گیرند. این درآمد هیچ تناسبی با مخارج زندگی ندارد. همه اینها دغدغه است برای ملی‌پوشان و کادر فنی.

زندگی آقای سرمربی: زندگی شخصی من هم از بوکس جدا نیست. همان مشکلات همیشگی اقتصادی و … . در جایگاه نفر اول، پاسخگوی مستقیم نتیجه‌ای. میان همه کمبودها، برخی هم برای عقده‌گشایی حاشیه‌ می‌سازند. نگاه ملی به بوکس ندارند. پسر ۱۵ساله‌ام، کار ما را دنبال می‌کند، نوجوان است، با حساسیت‌های خاص این سن. برخوردهای مغرضانه در من اثری ندارد اما خانواده‌ام گاهی آزار می‌بینند. من تلاشم را در ایجاد حاشیه امن روانی برای تیم و ورزشکارانم کرده‌ام و اعتقاد دارم خدا با ماست.

258 251

منبع : خبرآنلاین