وحشت نوعروس 15 ساله از کتک های داماد/ روایتی واقعی
ماجرایی واقعی از روایت یک نوعروس از زندگی خود را بخوانید.
|
ماجرایی واقعی از روایت یک نوعروس از زندگی خود را بخوانید.
سال ها «سکوت» بر شانه ام سنگینی می کرد، هیچ گاه نتوانستم با پدر و مادرم ارتباط صمیمانه ای برقرار کنم و حرف هایی بزنم…
دختر دوم خانواده هستم و پدرم بازرگان بود و مادرم خانه دار! زمانی که فقط ۱۵ سال داشتم با اصرارهای عمه ام به عقد پسرش…