خواستم درسی به پژمان بدهم که به ناموسم نگاه نکند
خواستم درسی به پژمان بدهم که به ناموسم نگاه نکند زنگ مدرسه که به صدا درآمد، مهسا کیفش را روی دوشش انداخت و به همراه…
|
خواستم درسی به پژمان بدهم که به ناموسم نگاه نکند زنگ مدرسه که به صدا درآمد، مهسا کیفش را روی دوشش انداخت و به همراه…