پشتپرده کنار کشیدن چین از جنگ ایران و آمریکا
پکن با حفظ فاصله از میدان درگیری و تمرکز بر ارائه ابتکارهای سیاسی، در تلاش است تا بدون پذیرش ریسکهای اجرایی، از جنگ ایران برای تثبیت نقش خود بهعنوان یک قدرت بزرگ بهرهبرداری کند.
چین همه دلایل لازم را دارد که بخواهد درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران پایان یابد. اما پرسش این است که آیا آماده است فراتر از ارائه یک طرح صلح دیگر که پر از شعار است و کم از نتیجه، گام بردارد یا نه؟
بلومبرگ در گزارشی نوشت: شکی نیست که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در حال تقویت روایت مورد علاقه چین است: اینکه ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ یک نیروی بیثباتکننده است، در حالی که پکن ستون قابل اعتماد نظم بینالمللی به شمار میرود. این وضعیت همچنین میتواند به شی جین پیمگ فرصتی بدهد تا نفوذ کشورش را با وجود تمایل محدود او برای درگیر شدن در منازعات خاورمیانه به نمایش بگذارد.
چین به دنبال گسترش نفوذ دیپلماتیک است
اگر چین وارد عمل شود، احتمالا میخواهد در شکلدهی به راهحل نقش داشته باشد، اما از مسئولیتهای اجرایی و نظارتی آن فاصله بگیرد. هر اقدامی در این مسیر، گسترش قابل توجهی در نفوذ دیپلماتیک چین محسوب خواهد شد.
در روز سهشنبه، چین همراه با شریک نزدیکش پاکستان، گامی در جهت تثبیت این تصویر برداشت و یک طرح پنجمادهای برای پایان جنگ منتشر کرد. این پیشنهاد شامل آتشبس فوری، آغاز مذاکرات، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختها، و بازگشت عبور و مرور عادی از تنگه هرمز است.
روی کاغذ، این چارچوب منطقی به نظر میرسد. اما در عمل، بازتابدهنده رویکردی آشنا از سوی چین است. همانند پیشنهادهای پکن درباره جنگ اوکراین، که بهطور گسترده به جانبداری از روسیه متهم شدند در این طرح نیز هیچ سازوکار مشخصی برای اجرا وجود ندارد. نکته مهمتر اینکه هیچ راهکاری برای باز نگه داشتن تنگه هرمز شاهراه حیاتی تجارت که حدود یکپنجم انرژی جهان از آن عبور میکند، ارائه نشده است. همچنین به برنامه هستهای ایران نیز پرداخته نشده؛ موضوعی که احتمالا نقطه اختلاف اصلی برای آمریکا و اسرائیل خواهد بود.
این خلاها باعث میشود نسبت به آنچه چین واقعا میتواند ارائه دهد، تردید داشته باشم؛ با وجود آنکه برخی تحلیلگران غربی از آن خواستهاند نقش رهبری جهانی بیشتری ایفا کند. علاوه بر این، همانطور که جا یان چونگ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ملی سنگاپور گفته، پکن تا زمانی که از موفقیتآمیز بودن مشارکتش مطمئن نباشد، وارد عمل جدی نخواهد شد. او میگوید: این فرصتی برای چین خواهد بود تا به جهان نشان دهد به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است.
چین فعلا از پیامدهای جنگ مصون مانده است
با این حال، چین در این ماجرا منافع مستقیمی دارد و بنابراین انگیزهای واقعی برای یافتن راهحل دارد. این کشور بزرگترین خریدار نفت خام ایران است و حدود ۹۰ درصد صادرات نفتی تهران را دریافت کرده و بخش عمدهای از آن از طریق تنگه هرمز عبور میکند. فعلا چین تا حدی از پیامدها در امان مانده است: برخی محمولهها همچنان جریان دارند و ذخایر استراتژیک عظیم نفتی آن بهعنوان یک حائل کوتاهمدت عمل میکند.
اما یک جنگ طولانیتر؛ همانطور که پیشتر هم اشاره شده برای چین بسیار دشوارتر خواهد بود. آسیب به زیرساختهای انرژی در منطقه خلیج فارس، هزینهها را افزایش داده و تجارت را مختل میکند. این مسئله برای اقتصادی که در حال کند شدن است و همچنان به تجارت دریایی وابسته است، اهمیت زیادی دارد. چین همچنین دلایل داخلی برای پایان سریع جنگ دارد، از جمله بازگرداندن شهروندانش که در منطقه خلیج فارس گرفتار شدهاند. تعداد دقیق آنها مشخص نیست، اما دولت اعلام کرده که ماه گذشته بیش از ۱۰ هزار نفر را نجات داده است. در سال ۲۰۲۵، تنها در امارات متحده عربی بیش از ۳۰۰ هزار شهروند چینی زندگی میکردند.
اینجاست که روابطی که چین طی سالها ایجاد کرده، اهمیت پیدا میکند. پکن روابط نزدیکی با ایران دارد، کانالهای ارتباطی فعالی با اسرائیل حفظ کرده و رابطهای، هرچند پرتنش با واشنگتن دارد. تاکید چین بر حاکمیت ملی و عدم مداخله، آن را برای تهران نسبت به بسیاری از قدرتهای غربی به میانجی قابلقبولتری تبدیل میکند و این به آن امکان بیشتری برای تأثیرگذاری بر چارچوب هر توافق احتمالی میدهد.
اگر چین نقشی در بازگشایی تنگه هرمز ایفا کند، نهتنها امنیت انرژی خود را تضمین خواهد کرد، بلکه در میان اقتصادهای آسیایی که بیشترین آسیب را از بحران سوخت فعلی دیدهاند، اعتبار و حسن نیت کسب خواهد کرد.
اگرچه تجربه چین در میانجیگری میان کشورهای متخاصم محدود است و احتمالا علاقه زیادی هم به این کار ندارد؛ اما برخی موفقیتها داشته است. نقش این کشور در توافق ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ نشان داد که میتواند رقبای منطقهای را پای میز مذاکره بیاورد و به نتایج دیپلماتیک دست یابد. آن پیشرفت در زمان خود بهعنوان یک موفقیت بزرگ معرفی شد. اما در واقع، دستاوردها محدودتر از آن چیزی بود که تصور میشد، و جنگ فعلی نشان داد که این موفقیتها تا چه اندازه شکننده بودهاند. به نظر میرسد چین بار دیگر در حال بهکارگیری این توان دیپلماتیک است، این بار بهعنوان میزبان احتمالی مذاکرات آتشبس میان پاکستان و افغانستان.
بعید است پکن بار اجرای توافق را بر دوش بگیرد
باید هر تلاش چین برای شکل دادن به یک توافق را با نگاهی واقعبینانه و همراه با خوشبینی محتاطانه ارزیابی کنیم. بعید است پکن تضمینهای امنیتی ارائه دهد یا بار اجرای توافق را بر دوش بگیرد. همچنین چین آنقدرها هم که خود را نشان میدهد، بازیگری بیطرف نیست. روابط عمیقش با تهران به آن اهرم نفوذ میدهد، اما همزمان باعث بدبینی دیگران نیز میشود. همراستایی گستردهتر آن با روسیه که یکی دیگر از حامیان اصلی ایران است، ادعای بیطرفیاش را پیچیدهتر میکند. آمریکا و متحدانش قطعا هرگونه نقش گستردهتر چین را از همین زاویه نگاه خواهند کرد.
با این حال، برای پکن، جنگ ایران فرصت دیگری فراهم کرده تا خود را بهعنوان صدای عقلانیت معرفی کند و در رقابت قدرتهای بزرگ، امتیازی دیگر در برابر آمریکا به دست آورد. همین موضوع ممکن است برای تقویت جایگاه چین در این رقابت کافی باشد.
نظر شما