ازدواج در ایران چند میلیارد آب می‌خورد؟

برای شروع یک زندگی حداقلی در ایران، باید از سد هزینه‌های میلیاردی گذشت. در چنین شرایطی، ازدواج بیش از آن‌که انتخاب باشد، آزمون توان مالی است.

 ازدواج برای نسل‌های قبل، تصمیمی بود که با دل شروع می‌شد؛ حتی اگر پول کم بود، راهی پیدا می‌شد. خانه کوچک بود یا بزرگ، وسایل کم بود یا زود، چندان دغدغه نبود... تصمیم گرفته می شد و زندگی شروع می‌شد. برای نسل امروز اما، ازدواج پیش از آن‌که یک تصمیم عاطفی باشد، به یک پروژه اقتصادی فرساینده تبدیل شده است؛ پروژه‌ای که پیش از هر احساس و امیدی، با یک محاسبه سخت آغاز می‌شود؛ «اصلاً از پسش برمی‌آییم یا نه؟»

در میانه‌ جنگ و بحرانی تر شدن شرایط اقتصادی، اقتصاد نه در آمارها، بلکه در زندگی معلق مردمی روایت می‌شود که هر روز بیشتر به بقا فکر می‌کنند تا آینده.

این سؤال نه از بی‌میلی می‌آید و نه از فرار از مسئولیت. از عدد می‌آید. از قیمت‌هایی که هر روز در ویترین مغازه‌ها، فروشگاه‌های اینترنتی و گفت‌وگو با کاسبان کف بازار تکرار می‌شوند. قیمت‌هایی که به گفته خود فروشنده‌ها، حداقلی‌ترین حالت ممکن‌اند و پایین‌تر از آن، دیگر چیزی به اسم «زندگی» بسته نمی‌شود.

هزینه های سرسام آور شروع یک زندگی جدید

نگاه به داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد بیشترین تمرکز تجرد قطعی و تأخیر در ازدواج، امروز در میان متولدین دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد است. نسلی که درست در نقطه‌ای به سن ازدواج رسید که تورم مزمن، قدرت خرید را تحلیل برده و هزینه‌های شروع زندگی را چند برابر کرده بود.

طبق آمارهای رسمی منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، سن متوسط ازدواج در ایران در دو دهه اخیر به‌طور مستمر افزایش یافته و سهم افراد هرگز ازدواج‌نکرده در گروه‌های سنی بالاتر از ۳۰ سال، رشد قابل توجهی داشته است. این تغییر را نمی‌توان صرفاً به تغییر نگرش نسبت داد؛ مسئله، بیش از هر چیز، ناترازی میان درآمد و هزینه زندگی است.

روایت عددها از نسلی که پیش از رسیدن، جا ماند

ازدواج، حتی در حداقلی‌ترین تعریف ممکن، مجموعه‌ای از هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر دارد. این گزارش، بر اساس قیمت‌گیری از کاسبان کف بازار، فروشگاه‌های مجاز و فروشگاه‌های اینترنتی نوشته شده است. نکته مشترک در تمام این گفت‌وگوها یک جمله است: «این‌ها حداقل‌ها است؛ پایین‌تر از این دیگر نمی‌شود بست.»

اولین برخورد عدد با ازدواج، در دفترخانه اتفاق می‌افتد. ثبت واقعه ازدواج در سال ۱۴۰۵، به‌همراه آزمایش‌های پیش از ازدواج و مراجعات پزشکی، در مجموع ۳ تا ۵ میلیون تومان هزینه دارد. این عدد شاید در مقیاس کلی بزرگ نباشد، اما نشانه‌ای است از این واقعیت که حتی رسمی‌کردن یک تصمیم عاطفی هم بدون پول ممکن نیست.

1

خرید حلقه در کف بازار/ حداقل نماد ازدواج که دیگر حداقلی نیست

در بازار نوسانی این روزهای طلا و سکه، حتی تهیه ساده‌ترین نماد ازدواج هم دیگر ساده نیست. بررسی قیمت‌ها نشان می‌دهد یک رینگ یا حلقه طلای ساده برای دو نفر، بدون نگین و طراحی خاص، در حال حاضر بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان تمام می‌شود. فروشندگان طلا تأکید می‌کنند این قیمت‌ها کف بازار است و انتخاب ارزان‌تر عملاً شدنی نیست. در نتیجه، حلقه دیگر فقط یک نماد نیست؛ به یکی از هزینه‌های قطعی و غیرقابل حذف ازدواج تبدیل شده است.

مسکن؟ جایی که تصمیم‌ها نفس‌گیر می‌شود

با این همه، هیچ‌کدام از این هزینه‌ها به اندازه مسکن تعیین‌کننده نیست. مسکن، نقطه‌ای است که بسیاری از تصمیم‌ها، پیش از آن‌که به اجرا برسند، متوقف می‌شوند. بازار اجاره در سال‌های اخیر چنان تغییر کرده که حتی حداقلی فکر کردن هم الزاماً به عددهای کوچک منجر نمی‌شود.

بررسی میدانی از بازار مسکن نشان می‌دهد برای اجاره یک واحد معمولی، نه لوکس، نه بزرگ، در منطقه متوسط تهران یا شهرهای اطراف، پول‌پیش بین 500 تا 700 میلیون تومان لازم است. اجاره ماهانه نیز معمولاً در بازه 15 تا 30 میلیون تومانی است. این اعداد، به گفته مشاوران املاک، کف واقعی بازار است؛ خانه‌ای ارزان‌تر از این یا کیفیت زیست طبقه متوسط را به‌شدت پایین می‌آورد یا عملاً در دسترس نیست.

وسایل حداقلی خانه چند؟

اما حتی اگر فرض کنیم زوجی از مانع مسکن عبور کند، زندگی تازه آغاز می‌شود؛ و زندگی بدون وسایل کامل، عملاً ممکن نیست. اینجا دیگر صحبت از چند قلم پراکنده نیست، بلکه از بستن یک خانه کامل اما حداقلی است.

قیمت‌ فروشگاه‌های مجاز و آنلاین نشان می‌دهد، برای تجهیز یک خانه با وسایل ضروری، شامل یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز، سرویس خواب، تلویزیون، فرش‌های حداقلی و اقلام اصلی آشپزخانه، عدد واقع‌بینانه بین 800 تا 1 میلیارد تومان است.

اینجا هم کاسبان بازار می‌گویند این بسته‌ها اقتصادی‌ترین حالت ممکن‌اند و حذف هر قلم، زندگی روزمره را مختل می‌کند. به بیان ساده‌تر: از این پایین‌تر، دیگر خانه‌ای شکل نمی‌گیرد.

محاسبه نهایی؛ ازدواج حداقلی چقدر خرج دارد؟

اگر همه این هزینه‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویر روشن می‌شود. ثبت ازدواج و آزمایش‌ها حدود ۵ میلیون تومان، حلقه ساده حدود 70 میلیون تومان، بستن یک خانه کامل حداقلی بین 800 تا 1 میلیارد تومان، پول‌پیش مسکن 500 تا 700 میلیون تومان، اجاره ماه اول حدود 30 میلیون تومان.

در چنین سناریویی، عدد نهایی بالاتر از یک میلیارد و 400 میلیون تومان می‌ایستد. این رقم نه زندگی لوکس است و نه تجملی؛ بلکه همان حداقلی است که خود بازار می‌گوید پایین‌تر از آن، دیگر نمی‌شود زندگی را شروع کرد.

این هزینه ها البته جدا از هزینه های جانبی مربوط به ازدواج از جمله برگزاری یک مراسم یا مهمانی ساده و به جا آوردن برخی آداب و رسوم برای زوج های جوان است. 

2

وام ازدواج؛ فاصله‌ای که پرشدنی نیست

در برابر عددهای سرسام‌آور شروع زندگی، وام ازدواج تنها روزنه رسمی حمایت دولت از ازدواج جوانان است؛ روزنه‌ای که حالا خودش با ابهام و تعلیق روبه‌رو شده است. بر اساس توضیحات رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، وام ازدواج حذف نشده، اما شکل تصمیم‌گیری درباره آن تغییر کرده است. دولت در لایحه بودجه جدید، جزئیات عددی برخی تسهیلات مرسوم از جمله وام ازدواج و فرزندآوری را از متن بودجه خارج کرده و تعیین سقف و چارچوب این تسهیلات را به هیئت عالی بانک مرکزی سپرده است.

به زبان ساده، دولت به‌جای آن‌که صراحتاً بگوید در سال آینده چه مقدار وام ازدواج باید پرداخت شود، توپ را به زمین بانک مرکزی انداخته است. این تغییر دو پیام دارد: نخست، هماهنگ‌کردن پرداخت وام‌ها با توان واقعی شبکه بانکی؛ و دوم، باز گذاشتن دست دولت برای چانه‌زنی با مجلس. به‌ویژه آن‌که تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد، تمایل دولت به افزایش سقف وام ازدواج کاهش یافته است. در سال ۱۴۰۴، برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، سقف این وام افزایش نیافت و متقاضیان، همان ارقام ۳۰۰ یا ۳۵۰ میلیون تومانی سال قبل را دریافت کردند.

رقم وام ازدواج برای هر نفر ۳۰۰ میلیون تومان است و فقط در صورت پایین‌بودن سن عروس و داماد، به ۳۵۰ میلیون تومان می‌رسد.

در بودجه ۱۴۰۵، حدود ۳۷۰ هزار میلیارد تومان اعتبار برای وام ازدواج و فرزندآوری پیش‌بینی شده است. در حال حاضر حدود ۵۵۰ هزار نفر از متقاضیان سال‌های گذشته همچنان در صف دریافت وام قرار دارند. فرآیند پرداخت همانند سال‌های گذشته، از طریق ثبت‌نام در سامانه و تخصیص سهمیه به بانک‌ها انجام می‌شود که بسیاری به نحوه پرداخت و زمان طولانی آن اعتراض دارند. همچنین به تازگی بسته ۳۰۰ میلیونی «خرید اعتباری» لوازم خانگی برای تسهیل «ازدواج» تببین شده است که با فرض دریافت همه این‌ها یک زوج 900 میلیون دارند که از ماه اول ازدواج باید به فکر اقساطش باشند.

حالا اگر فرض کنیم زوجی موفق شود وام ازدواج و خرید اعتباری را کامل دریافت کند، مسئله اصلی باقی می‌ماند. با هزینه‌ای حدود 2 میلیارد تومان برای شروع حداقلی زندگی، 3 وام که عدد آن به 900 میلیون می رسد و باید اقساط آن را در کنار هزینه های زندگی تامین کند. تازه این در شرایطی است که زوج هیچ وام دیگری نداشته باشد، همه وسایل را نقدی خریده باشد و فقط با اقساط وام ازدواج و اجاره خانه وارد زندگی شود؛ اقساطی که می‌تواند ماهانه حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان باشد.

حالا سؤال ساده و بی‌رحمانه این است: با حقوق حداقلی 16 میلیون تومان، حتی با وام، چطور می‌شود چنین زندگی‌ را شروع کرد؟

وقتی عددها جلوتر از زندگی حرکت می‌کنند

ادامه این وضعیت، فقط آمار تجرد را بالا نمی‌برد؛ ازدواج را به امری طبقاتی تبدیل می‌کند. نسلی که ازدواج نمی‌کند یا آن را به تعویق می‌اندازد، نه از سر انتخاب، بلکه از بخاطر «نتوانستن»، نسلی است که مدام به آینده حواله داده می‌شود؛ آینده‌ای که هر سال دورتر می‌شود.

وقتی شروع زندگی به عددی میلیاردی گره می‌خورد، طبیعی است که بسیاری اصلاً وارد بازی نشوند. نتیجه، جامعه‌ای است که در آن پیوندها دیر شکل می‌گیرند، خانواده‌ها کوچک‌تر می‌شوند و فاصله نسل‌ها عمیق‌تر می‌شود. این فقط بحران ازدواج نیست؛ بحران ادامه زندگی است. 

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه