دو خبر و یک تحلیل که پیشبینی جنگ را ساده میکند
دو خبر و یک تحلیل وضعیت میان ایران و آمریکا را روشن و شفاف نشانمان میدهد.
در ابتدا این خبر سیانان:
پایان صبر ترامپ؛ اقدام به حمله هوایی؟
ترامپ نسبت به هفتههای گذشته، با جدیت بیشتری در حال بررسی از سرگیری عملیات جنگی علیه ایران است. صبر ترامپ در مورد ادامه بستن تنگه هرمز به پایان رسیده است. برخی در دولت ترامپ خواستار رویکردی قاطعانهتر برای اعمال فشار بر ایران، از جمله انجام حملات هوایی برای تضعیف موقعیت آن شدهاند. بعید است ترامپ قبل از عزیمت به چین، تصمیمی قطعی در مورد ایران بگیرد.
میخواستند هفته پیش حمله کنند!
ادعای رسانه عبری والا: ایالات متحده هفته گذشته نزدیک بود حملات خود به ایران را از سر بگیرد. اما این تصمیم پس از آن به تعویق افتاد که مشاوران حلقه داخلی ترامپ از او خواستند پیش از تشدید نظامی، یک فرصت نهایی به مذاکرات بدهد.
در همین حال، گزارششده که مقامات ارشد ارتش اسرائیل در بحثهای محرمانه، استدلال میکنند که رهبری سیاسی اسرائیل باید به طور جدی حملات راهبردی به زیرساختهای ملی ایران را در نظر بگیرد.
چین یا اسرائیل؟ کدام موثرتر هستند؟
علی بیگدلی: رد پیشنهاد آمریکا از سوی ایران، بار دیگر منطقه را در برابر این پرسش قرار داده است که آیا خاورمیانه در آستانه دور تازهای از تنش و درگیری قرار دارد یا هنوز روزنهای برای مهار بحران باقی مانده است.
دونالد ترامپ درحالی با فشار بر ایران تلاش میکند پرونده هستهای را به یک دستاورد سیاسی برای خود تبدیل کند که همزمان با چالشهای مهم داخلی نیز مواجه است.
در چنین فضایی، سفر قریبالوقوع ترامپ به چین اهمیت ویژهای پیدا میکند. سفر اخیر سیدعباس عراقچی به پکن نیز این گمانه را تقویت کرده که پرونده ایران احتمالاً یکی از محورهای گفتوگو میان دو قدرت بزرگ خواهد بود.
با این حال خطر اصلی همچنان در احتمال اقدام نظامی اسرائیل نهفته است. تلآویو در ماههای اخیر بارها نشان داده که نسبت به برنامه هستهای ایران رویکردی تهاجمی دارد و از افزایش فشارها استقبال میکند. اما واقعیت این است که اسرائیل بدون حمایت و چراغ سبز آمریکا، وارد یک درگیری گسترده نخواهد شد.
در کنار این تحولات، بازگشت دوباره موضوع ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده به صدر اخبار، نشان میدهد که مسأله هستهای همچنان محور اصلی تنشهاست. ایران تأکید کرده که از مواضع هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و حاضر نیست این پرونده به برگ برندهای برای ترامپ تبدیل شود.
در این میان، روسیه نیز پیشتر پیشنهاد دریافت اورانیوم را بهعنوان کشور ثالث مطرح کرده بود اما این کشور از نظر غربیها صلاحیت لازم برای ایفای نقش میانجی را ندارد. جنگ اوکراین، تحریمهای گسترده اروپا و کاهش اعتبار بینالمللی مسکو، باعث شده پیشنهاد انتقال اورانیوم ایران به روسیه با تردیدهای جدی روبهرو شود.
اما شاید مهمترین مسألهای که نباید در سایه تحولات خارجی فراموش شود، وضعیت داخلی ایران باشد. تورم افسارگسیخته، افزایش فقر، بیکاری و نارضایتیهای اجتماعی، شرایط دشواری را ایجاد کرده که ادامه آن میتواند پیامدهای عمیقی برای کشور داشته باشد.
واقعیت آن است که نه آمریکا آمادگی یک جنگ پرهزینه دیگر را دارد و نه ایران در شرایطی قرار دارد که بتواند برای مدت طولانی در وضعیت تعلیق «نه جنگ، نه صلح» باقی بماند. از همینرو، هرچند خطر درگیری همچنان وجود دارد اما شاید آخرین فرصتها برای بازگشت به مسیر دیپلماسی نیز هنوز از بین نرفته باشد.
نظر شما