آیا کیم کارداشیان می‌تواند رئیس جمهور آمریکا شود؟

در سال‌های اخیر، نام کیم کارداشیان نه‌تنها در دنیای سرگرمی، بلکه در حوزه مطالعات فرهنگی و رسانه‌ای نیز وارد شده است.

مقاله‌ای تازه در مجله «اس‌مودا» از ال‌پائیس به گفت‌وگو با ام‌جی کوری اختصاص دارد؛ پژوهشگری که سال‌هاست به‌طور جدی و دانشگاهی پدیده کارداشیان‌ها را مطالعه می‌کند و معتقد است تحلیل این چهره‌ها از منظر علمی، کاملا مشروعیت فکری دارد.

ام‌جی کوری که روان‌درمانگر و نویسنده کتاب « شالوده‌شکنی کارداشیان‌ها» است، تلاش می‌کند با تکیه بر نظریه‌های اندیشمندانی مانند ژان بودریار، رولان بارت و اومبرتو اکو، جایگاه فرهنگی این خانواده را تحلیل کند. از نگاه او، کارداشیان‌ها صرفاً سلبریتی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار پیچیده رسانه‌های معاصر و بازتابی از رابطه میان تصویر، قدرت و هویت در عصر دیجیتال هستند.

او در توضیحات خود تأکید می‌کند که مطالعه این چهره‌ها نباید به‌عنوان موضوعی سطحی یا غیرجدی تلقی شود. به باور او، مقاومت در برابر چنین موضوعاتی اغلب ناشی از نوعی نخبه‌گرایی فرهنگی است که تعیین می‌کند چه چیزی «شایسته» بررسی علمی هست و چه چیزی نیست. از دید او، همین نگاه تحقیرآمیز خود بخشی از سازوکار قدرت در تولید دانش است.

ام‌جی کوری همچنین معتقد است که کیم کارداشیان نمونه‌ای از چهره‌ای است که در مرز میان رسانه، اقتصاد و سیاست حرکت می‌کند. او می‌گوید شهرت کارداشیان‌ها نه یک پدیده تصادفی، بلکه نتیجه یک سیستم پیچیده تولید تصویر است که در آن «زندگی شخصی» به‌عنوان محصول فرهنگی بازتولید می‌شود.

در تحلیل‌های او، کارداشیان‌ها با پدیده‌هایی مانند دیزنی یا لاس‌وگاس مقایسه می‌شوند؛ فضاهایی که بر پایه نمایش، مصرف و تولید مداوم تصویر ساخته شده‌اند. از این منظر، خانواده کارداشیان نه صرفاً افراد مشهور، بلکه نوعی «نهاد فرهنگی» محسوب می‌شوند که قواعد رسانه‌ای عصر حاضر را به نمایش می‌گذارند.

ام‌جی کوری همچنین به نقش نظریه «سیمولاکر» بودریار اشاره می‌کند؛ جایی که تصویر از واقعیت پیشی می‌گیرد و حتی از آن واقعی‌تر به نظر می‌رسد. از نگاه او، کارداشیان‌ها در عمل این نظریه را به‌صورت زنده و مستمر اجرا می‌کنند، زیرا خودشان همزمان تولیدکننده و محصول این جهان رسانه‌ای هستند.

در بخش دیگری از تحلیل، به این نکته اشاره می‌شود که بدن و ظاهر کیم کارداشیان نیز بخشی از همین نظام رسانه‌ای است؛ بدنی که دائماً تغییر می‌کند و به‌عنوان بستر نمایش ترندهای زیبایی و فناوری‌های جراحی پلاستیک عمل می‌کند.

در نهایت، مقاله به این پرسش می‌رسد که آیا کیم کارداشیان می‌تواند روزی وارد سیاست شود. ام‌جی کوری معتقد است با توجه به قدرت رسانه‌ای، شناخت عمومی گسترده و تجربه او در مدیریت تصویر عمومی، چنین سناریویی کاملاً دور از ذهن نیست؛ هرچند خود کارداشیان تاکنون نسبت به آن تردید نشان داده است.

از نگاه این پژوهشگر، مسئله اصلی دیگر فقط شهرت کیم کارداشیان نیست، بلکه این است که چگونه او به آینه‌ای برای فهم جامعه رسانه‌محور امروز تبدیل شده است؛ جامعه‌ای که در آن مرز میان فرهنگ، سیاست و سرگرمی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.

منبع: دیروزبان
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه