چند ایرانی در ترکیه که میثاقی را ضربه فنی کردند

واقعیت این است که فوتبال دیدن در ایران طی سال‌های اخیر به تجربه‌ای ترازیک تبدیل شده است. محدودیت‌های تصویری، کیفیت پایین برخی برنامه‌های تحلیلی و حضور کارشناسانی که نتوانسته‌اند اعتماد عمومی را جلب کنند، باعث شده بخشی از مخاطبان به دنبال جایگزین باشند. زمانی فوتبال با تحلیل‌های حمیدرضا صدر، آرامش کلامِ امیر حاج‌رضایی یا اجرای مسلط عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از مخاطبان معنا پیدا می‌کرد.

جام جهانی فقط آن 90 دقیقه‌ای که در مستطیل سبز اتفاق می‌افتد نیست، دریایی از حواشی‌ست که اتفاقا اغلب اوقات متن را جا می‌گذارند. امسال با گسترش پلتفرم‌های اینترنتی جام جهانی تبدیل به جنگ نرم رسانه‌ای شد. از یک سو صداوسیما با ساختار همیشگی خود، استندآپ‌کمدین‌ها و بلاگرها از سوی دیگر و در سمتی هم  شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور که تلاش می‌کنند بخشی از مخاطبان ناراضی را به سمت خود بکشانند. یکی از جدی‌ترین بازیگران این میدان شبکه "پرشیانا اسپورت" بود؛ شبکه‌ای که با برنامه‌ای به نام «ریوایند» سعی کرد برای مخاطبی که دیگر با اجرای میثاقی و سیاست‌های رایج صداوسیما ارتباط برقرار نمی‌کند، یک گزینه جایگزین باشد.

230

پرشیانا اسپورت تلاش کرد دو نقطه ضعف همیشگی تلویزیون ایران را هدف قرار دهد؛ نخست، سانسورهای رایج در پخش مسابقات و دوم، سطح نازل برنامه‌های کارشناسی صداوسیما. این شبکه که گفته می‌شود استودیوی اصلی آن در ترکیه قرار دارد، با اجرای مجتبی هاشمی(روزنامه‌نگار)، نیلوفر اردلان(بازیکن سابق تیم ملی) و حضور افشین قطبی(سرمربی سابق پرسپولیس و تیم ملی) به عنوان کارشناس، ترکیبی متفاوت از آنچه مخاطب سال‌ها در تلویزیون دیده ارائه داد. حتی در طراحی استودیو نیز سعی شده تصویری میانه نمایش داده شود؛ جایی که هم مجریان باحجاب حضور دارند و هم بی‌حجاب، تا شبکه بتواند طیف گسترده‌تری از مخاطبان فارسی‌زبان را پوشش دهد.

یکی دیگر از چهره‌هایی که در این مدت مورد توجه قرار گرفت، مهدی سعادتی بود؛ گزارشگری که به واسطه همین مسابقات بیش از گذشته شناخته شد. اما شاید مهم‌ترین برگ برنده برنامه، مجتبی هاشمی باشد. او به واسطه تسلط نسبی بر ادبیات، نثر روان و ارجاعات فرهنگی، توانسته فضای برنامه را از قالب صرفاً فوتبالی خارج کند و به آن رنگ و بوی مجله‌ای بدهد؛ رویکردی که سال‌ها پیش در برخی برنامه‌های موفق فوتبالی تجربه شده بود و حالا دوباره برای بخشی از مخاطبان جذاب به نظر می‌رسد.

البته این شبکه نیز از برخی رفتارهای آشنا مصون نمانده است. اعلام آمارهای بسیار بزرگ درباره تعداد بینندگان، از جمله ادعاهایی مبنی بر ده‌ها میلیون مخاطب، برای بسیاری از کاربران باورپذیر نبوده است. این شیوه، شباهت زیادی به همان الگویی دارد که سال‌ها در رسانه‌های رسمی برای نمایش محبوبیت برنامه‌ها دیده‌ایم؛ الگویی که معمولاً نتیجه معکوس دارد. اگر رسانه‌ای واقعاً توانسته اعتماد مخاطب را جلب کند، این محبوبیت در بازتاب‌های اجتماعی مردم دیده خواهد شد و نیازی به اعلام ارقام اغراق‌آمیز نخواهد داشت. شاید بهترین تبلیغ برای هر رسانه، رضایت مخاطبانش باشد، نه آمارهایی که بیش از آنکه اقناع‌کننده باشند، محل تردید و پرسش قرار می‌گیرند.

واقعیت این است که فوتبال دیدن در ایران طی سال‌های اخیر به تجربه‌ای تراژیک تبدیل شده است. محدودیت‌های تصویری، کیفیت پایین برخی برنامه‌های تحلیلی و حضور کارشناسانی که نتوانسته‌اند اعتماد عمومی را جلب کنند، باعث شده بخشی از مخاطبان به دنبال جایگزین باشند. زمانی فوتبال با تحلیل‌های حمیدرضا صدر، آرامش کلامِ امیر حاج‌رضایی یا اجرای مسلط عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از مخاطبان معنا پیدا می‌کرد؛ چهره‌هایی که دانش فوتبالی را با ادبیات و روایت‌گری تلفیق می‌کردند. امروز اما بسیاری معتقدند برنامه‌هایی مانند «فوتبال برتر» بیش از آنکه بر تحلیل فنی تکیه داشته باشند، گرفتار حاشیه، جدل و گفت‌وگوهایی می‌شوند که در لحظات حساس، حرف تازه‌ای برای مخاطب ندارند. شاید به همین دلیل است که اجرای مجتبی هاشمی برای عده‌ای یادآور همان فضای آرام‌تر و حرفه‌ای‌تر سال‌های گذشته شده است.

از این منظر، پرشیانا اسپورت تلاش می‌کند نماینده بخشی از مخاطبان فارسی‌زبان باشد که احساس می‌کنند در رسانه رسمی، سلیقه و انتظارشان دیده نمی‌شود. این شبکه سعی کرده از خلأ موجود استفاده کند و با ترکیبی از پخش مسابقات، گفت‌وگوهای تحلیلی و فضایی مستقل‌تر، جای خود را در میان مخاطبان باز کند.

منبع: برترین ها
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه