روز قیامت چه بر سر کودکان میآید که پیر میشوند؟
قرآن کریم در سوره مزمل، پس از ترسیم مسیر آمادگی پیامبر(ص) برای تحمل «قولاً ثقیلاً»، ناگهان پردهای هولناک از قیامت کنار میزند؛ روزی که شدت هراس آن به اندازهای است که «یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا»؛ کودکان را پیر میکند. این آیات، در کنار هشدار به تکذیبکنندگان و صاحبان قدرت و ثروت، نقشهای برای ساختن انسانِ آماده مواجهه با یک مسئولیت بزرگ ترسیم میکنند؛ انسانی که پناهگاهش خدا، سلاحش صبر و مسیرش قرآن است.
قرآن کریم در توصیف یکی از هولناکترین صحنههای قیامت، از روزی سخن میگوید که شدت هراس آن به اندازهای است که «یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا»؛ یعنی کودکان را پیر میکند.
سوره مزمل با خطاب ویژه خداوند به پیامبر(ص) آغاز میشود: «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ»؛ ای جامه به خود پیچیده. پس از این خطاب، فرمانی صادر میشود که در ظاهر به عبادت و شبزندهداری مربوط است، اما از نگاه علامه طباطبایی، زمینهساز مأموریتی بسیار بزرگتر است: «قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا».
پیامبر(ص) مأمور میشود بخشی از شب را به پا خیزد، قرآن را با آرامش و دقت تلاوت کند و خود را برای پذیرش مسئولیتی آماده سازد که خداوند از آن با تعبیر «قَوْلًا ثَقِیلًا» یاد کرده است.
در تفسیر المیزان، سنگینی این «قول» تنها به سنگینی الفاظ قرآن یا دشواری شنیدن آن محدود نمیشود؛ بلکه سخن الهی به دلیل عمق محتوا، تکالیف سنگین و مسئولیتی که بر دوش پیامبر و پیروان او قرار میدهد، «سنگین» است. از این رو، شبزندهداری را میتوان تمرینی برای آمادهشدن جهت تحمل این بار و پذیرش مسئولیت رسالت دانست.
چرا پیامبر باید شبها به پا خیزد؟
آیات بعدی، علت این دستور را روشنتر بیان میکنند: «إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا». از منظر المیزان، شب به دلیل آرامش بیشتر و دوربودن از مشغلههای روزمره، فرصت مناسبتری برای تمرکز حواس و استقرار دل فراهم میکند.
انسان در طول روز با «سَبْحًا طَوِیلًا»؛ رفتوآمدها، فعالیتها و اشتغالات گوناگون مواجه است، اما شب مجال بیشتری برای جمعکردن حواس و برقراری ارتباط با خداوند در اختیار انسان قرار میدهد.
به همین دلیل، قرآن تنها به شبزندهداری بسنده نمیکند و بلافاصله میفرماید: «وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا». تلاوت ترتیل یعنی قرآن با شمردگی، تأمل و توجه خوانده شود؛ گویی آیات باید پیش از جاریشدن بر زبان، در عمق جان انسان جای بگیرند.
![]()
مأموریت بزرگ با تکیه بر یک پناهگاه مطمئن
پس از فرمان به شبزندهداری، آیه هشتم بار دیگر مسیر را به نقطه اصلی متوجه میکند: «وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا». یعنی نام پروردگارت را یاد کن و با تمام وجود به سوی او روی آور.
این ارتباط در آیه بعد با توحید پیوند میخورد: «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا». کسی که میخواهد بار سنگین رسالت را بر دوش بگیرد، باید بداند که پشتوانه حقیقی او خداوند است؛ خدایی که مشرق و مغرب از آن اوست و جز او معبودی وجود ندارد.
بنابراین، «وکیلاً» قراردادن خداوند به این معناست که انسان در این مسیر به او اعتماد کند و امور خویش را به او بسپارد.
پاسخ به مخالفان؛ نه با هیاهو، بلکه با صبر
مأموریت پیامبر(ص) تنها در عبادت و خلوت شبانه خلاصه نمیشود. بلافاصله موضوع مواجهه با مخالفان مطرح میشود: «وَاصْبِرْ عَلَیٰ مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا».
یعنی در برابر آنچه مخالفان میگویند شکیبا باش و از آنان فاصله بگیر؛ اما این فاصله باید «هجراً جمیلاً» باشد، فاصلهای همراه با زیبایی و بدون رفتار ناپسند.
این فرمان نشان میدهد که روبهروشدن با تکذیبکنندگان، بخشی از مسیر رسالت است. پیامبر(ص) قرار نیست در برابر هر سخن مخالف وارد مجادله شود؛ بلکه باید مأموریت خود را ادامه دهد و داوری نهایی را به خداوند واگذار کند.
ثروت و قدرت، مهلت خدا را به معنای امان نمیکند
آیات ۱۱ تا ۱۳ به «الْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ» اشاره میکند؛ کسانی که از نعمت و برخورداری برخوردارند، اما پیامبر را تکذیب میکنند. خداوند میفرماید: «وَذَرْنِی وَالْمُکَذِّبِینَ»؛ مرا با تکذیبکنندگان واگذار و اندکی به آنان مهلت بده.
این مهلت به معنای نادیدهگرفتن خطا یا فراموششدن آن نیست. در ادامه، از «أَنْکَالًا وَجَحِیمًا»؛ غلها و آتش دوزخ، و همچنین «طَعَامًا ذَا غُصَّةٍ»؛ غذایی که در گلو گیر میکند، سخن گفته میشود.
پیام آیات این است که برخورداری از ثروت و امکانات دنیوی نمیتواند سرنوشت نهایی انسان را تضمین کند.
![]()
فرعون؛ نمونهای برای کسانی که پیام حق را نادیده میگیرند
قرآن برای روشنترشدن این هشدار، داستان فرعون را یادآوری میکند: «إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَیْکُمْ رَسُولًا شَاهِدًا عَلَیْکُمْ کَمَا أَرْسَلْنَا إِلَیٰ فِرْعَوْنَ رَسُولًا».
همانگونه که خداوند برای فرعون پیامبری فرستاد، برای این مردم نیز رسولی فرستاده است.
اما فرعون «فَعَصَی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ»؛ از فرمان رسول سرپیچی کرد و سرانجام «فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِیلًا»؛ به مجازاتی سخت و سنگین گرفتار شد.
در منطق این آیات، داستان فرعون صرفاً روایت یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه هشداری برای کسانی است که گمان میکنند قدرت، ثروت و موقعیت اجتماعی میتواند آنان را از پیامدهای سرپیچی از حق مصون نگه دارد.
روزی که حتی کودکان از شدت هراس پیر میشوند
آیات ۱۷ و ۱۸ تصویری تکاندهنده از قیامت ترسیم میکنند: «یَوْمًا یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا»؛ روزی که کودکان را پیر میکند و «السَّمَاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ»؛ آسمان بر اثر آن روز شکافته میشود.
قرآن در این بخش، عظمت و هولناکی قیامت را با تصاویری بیان میکند که حتی تصور آنها برای انسان سنگین است. روزی که وعده الهی بهطور حتم تحقق خواهد یافت: «کَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا».
از این رو، انسان نباید هشدارهای الهی را دور از خود یا غیرواقعی تصور کند.
### یک راه هنوز باز است
با وجود تمام این هشدارها، پایان این بخش از سوره مزمل با تهدید خاتمه نمییابد، بلکه با دعوت انسان به انتخاب همراه است: «إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَیٰ رَبِّهِ سَبِیلًا».
این آیات یک «تذکره» و یادآوری هستند؛ راه همچنان باز است و انسان میتواند مسیر خود را انتخاب کند.
شبزندهداری و تلاوت قرآن، صبر در برابر مخالفتها، توکل بر خدا و توجه به قیامت، همگی در یک مسیر قرار میگیرند؛ مسیری که هدف آن ساختن انسانی است که آمادگی پیمودن «إِلَیٰ رَبِّهِ سَبِیلًا» را داشته باشد.
نقشهای برای آمادگی در برابر یک مسئولیت بزرگ
در مجموع، آیات ۱ تا ۱۹ سوره مزمل در تفسیر المیزان، تصویری از مسیر آمادگی برای پذیرش یک مسئولیت بزرگ ارائه میکنند. کسی که قرار است پیام حق را بر دوش بکشد، پیش از مواجهه با جهان بیرون باید در خلوت شبانه خویش ساخته شود؛ قرآن را با عمق و تأمل بخواند، به خداوند تکیه کند، در برابر مخالفان شکیبایی داشته باشد و بداند که در نهایت، این ثروت و قدرت نیست که سرنوشت انسان را تعیین میکند، بلکه نسبت او با حقیقت الهی است.
نظر شما