فرانسه، کشور انقلابهای عجیب و غریب
عجیبترین انقلاب تاریخ/ وقتی جدا بودن خوابگاه داشت دولت دوگل را ساقط میکرد
دههها پیش از انقلاب دانشآموزان، در مه ۱۹۶۸ دانشجویان انقلابی عجیب را در فرانسه آغاز کردند. انقلابی که دنیا را تکان داد، ژنرال دوگل مقتدر را تا آستانه سقوط پیش برد و توجه چپهای اروپا را به سمت پاریس جلب کرد. اما بهانه آغاز این انقلاب یک مساله بسیار ساده بود: اعتراض دانشجویان به جدا بودن خوابگاه دختران و پسران.
انقلاب دانشآموزی فرانسه برای بسیاری تعجبآور بود. بسیاری فکر نمیکردند دانشآموزان فرانسوی به خاطر مسائلی مانند کمبود معلم و نبود میز و تخته و ... قیام کنند. اگرچه برخی معتقدند اینها فقط سطح یک ماجرای بزرگتر هستند اما باید به خاطر داشت که فرانسه کشور "انقلابهای عجیب و غریب" است. دههها پیش از انقلاب دانشآموزان، در مه ۱۹۶۸ دانشجویان انقلابی عجیب را در فرانسه آغاز کردند. انقلابی که دنیا را تکان داد، ژنرال دوگل مقتدر را تا آستانه سقوط پیش برد و توجه چپهای اروپا را به سمت پاریس جلب کرد. اما بهانه آغاز این انقلاب یک مساله بسیار ساده بود: اعتراض دانشجویان به جدا بودن خوابگاه دختران و پسران. اما این انقلاب چگونه رخ داد و چه عاقبتی داشت؟
اعتراض کوچکی که بمبی بزرگ را منفجر کرد
جرقه اولیه انقلاب ۱۹۶۸ پاریس بسیار کوچک بود. در دانشگاه نانتر پاریس، دانشجویان به محدودیت ورود مردان به خوابگاههای زنان و مقررات دانشگاه اعتراض کردند. اما برخی متفکران چپگرا از جمله مکتب فرانکفورتی ها معتقدند این فقط سطح ماجرا بود و این مطالبات خرد، بیانگر نارضایتی عمیقتری بودند: "حس بیمعنایی در دل جامعه مصرفی". همچنین، برخی مورخان و جامعهشناسان به علل دیگری اشاره کردهاند: نارضایتی از اقتدار سنتی، مخالفت با جنگ ویتنام، بیاعتمادی به ساختار سیاسی تحت رهبری شارل دوگل و تاثیر گرفتن از افکار چپ و همچنین، مشکلات معیشتی طبقه کارگر از علل دیگر انقلاب ۱۹۶۸ بود.
![]()
هر چه بود، یک جرقه کوچک در مارس ۱۹۶۸ یک بمب بزرگ را منفجر کرد. گروهی از دانشجویان نانتر ساختمان اداری دانشگاه را اشغال کردند. دولت دانشگاه را تعطیل کرد و دانشجویان به سوربن رفتند. ورود پلیس به سوربن و درگیریهای خیابانی در محلههای اطراف آن، بحران را از دانشگاه به خیابان کشاند. دانشجویان سنگفرشها را کندند، سنگربندی کردند و با نیروهای امنیتی درگیر شدند.
از اعتراض دانشجویی تا اعتصاب عمومی
۱۳ مه ۱۹۶۸ یک اتفاق کلیدی به وقوع پیوست. اتحادیههای کارگری بزرگ فرانسه در اعتراض به خشونت پلیس در محله لاتین، اعتصاب عمومی اعلام کردند. نتیجه این اقدام فراتر از انتظار بود: تا اواخر ماه، حدود هفت تا ده میلیون کارگر در اعتصابات شرکت کردند؛ یعنی نزدیک به دو سوم نیروی کار فرانسه. کارخانهها اشغال شدند، دانشگاهها به «مراکز شورشیهای خودمختار» تبدیل شدند و حتی گروههایی از ورزشکاران و کشیشان رادیکال هم به جنبش پیوستند. اقتصاد فرانسه فلج شد و دولت دوگل برای مدتی قدرت خود را از دست رفته دید.
نتیجه: شکست سیاسی، پیروزی اجتماعی/ فرهنگی
در کوتاهمدت، انقلاب مه ۱۹۶۸ شکست خورد. دولت دوگل به سرعت خیابانها را از دست معترضان پس گرفت و رهبران انقلابیون دستگیر شدند. این اقدام به پیروزی انتخاباتی دوگل انجامید؛ او مجلس را منحل کرد و طرفدارانش اکثریت قاطع را به دست آوردند. همه چیز برای دانشجویان جوان از دست رفته به نظر میرسید. اما انقلاب ۱۹۶۸ تاثیر خود را گذاشته بود. این تاثیر نه در سیاست روزانه، بلکه در فرهنگ و روابط اجتماعی خود را نشان داد.
انقلاب مه ۱۹۶۸ اقتدار سنتی را در خانواده، مدرسه، دانشگاه و محل کار به چالش کشید. ایدههایی مثل آزادی فردی، برابری جنسیتی، نقد مصرفگرایی و بیاعتمادی به سلسلهمراتب، به بخشی از زبان سیاسی و فرهنگی فرانسه تبدیل شد. ادبیات چپگرای مکتب فرانکفورت به شدت در محافل روشنفکری فرانسه رونق یافت. جنبشهای بعدی مانند فمینیسم، جنبشهای زیستمحیطی و مبارزات ضد هستهای، از این تجربه تأثیر گرفتند. البته در بعد سیاسی نیز انقلاب ۱۹۶۸ اثر خود را گذاشت. دوگل یک سال بعد، از قدرت کنار رفت؛ این یعنی بحران مشروعیتی که ۱۹۶۸ آشکار کرد، دیر یا زود اثر خود را نشان داد.
چرا فرانسه اینقدر «انقلاب» میکند؟
![]()
چند ساختار تاریخی و سیاسی این الگو و مساله را توضیح میدهد:
الف. میراث ۱۷۸۹ و مشروعیت خیابان
انقلاب کبیر فرانسه این باور را در فرهنگ سیاسی جا انداخت که خیابان میتواند حکومت را تغییر دهد. از آن زمان، اعتراض خیابانی در فرانسه نه یک استثنا، بلکه بخشی از زبان سیاسی مشروع است.
ب. برداشت رادیکال از برابری
در سنت سیاسی فرانسه، برابری فقط مسئله توزیع اقتصادی نیست؛ نوعی الزام اخلاقی است. وقتی گروهی احساس کند دولت او را «نادیده گرفته» یا «تحقیر کرده»، این احساس بهسرعت به یک مطالبه اخلاقی و سیاسی تبدیل میشود. به همین دلیل، کمبود معلم در یک دبیرستان حاشیهای یا افزایش قیمت سوخت میتواند به بحرانی ملی بدل شود.
ج. شبکههای اعتراضی بههمپیوسته
اتحادیهها، تشکلهای دانشجویی، احزاب چپ و جنبشهای خودجوش مانند «جلیقهزردها» در فرانسه توانایی بالایی برای پیوند خوردن با یکدیگر دارند. یک نارضایتی محلی میتواند از طریق این شبکهها به سرعت ملی شود. مه ۱۹۶۸ نمونه کلاسیک پیوند اعتراض دانشجویی با اعتصاب کارگری است.
نظر شما