چرا تهران، مسکو و دوحه به خط مقدم دیپلماسی آمدند؟
در شرایطی که احتمال ازسرگیری تقابل نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران همچنان مطرح است، برگزاری نشست چهارجانبه تهران با حضور مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه و نشست سهجانبه سران ایران، روسیه و قطر در مسکو، از افزایش تحرکات دیپلماتیک برای مدیریت بحران منطقه حکایت دارد.
فاصله کوتاه میان این دیدارها نشان میدهد بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، با وجود تفاوت در ملاحظات و محاسبات خود، نسبت به پیامدهای بازگشت جنگ نگراناند.
پیمان مکه؛ ائتلافی برای مهار بحران
نشست مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران را نمیتوان صرفاً یک رایزنی سیاسی معمول ارزیابی کرد. در این دیدار، شاهزاده خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه، حضور داشتند و با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، دیدار کردند. سطح مقامهای اعزامی، بهویژه حضور وزیر دفاع عربستان و فرمانده ارتش پاکستان، نشاندهنده اهمیت ملاحظات امنیتی و نظامی در دستور کار این نشست بود.
عربستان از یک سو نگران تشدید حملات نیروهای انصارالله در یمن و آسیبپذیری تأسیسات نفتی و زیرساختهای خود است و از سوی دیگر میداند جنگی تازه میان ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند منافع این کشور را در معرض پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم قرار دهد. از این منظر، مهار تنش با تهران، حتی در شرایط تداوم اختلافات، برای ریاض اهمیت امنیتی و اقتصادی دارد.
پاکستان نیز که در ماههای اخیر نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را بر عهده داشته، با گسترش جنگ در همسایگی خود با مخاطرات بیشتری روبهرو خواهد شد. ترکیه هم بهعنوان یکی از قدرتهای مهم منطقه، نمیتواند نسبت به پیامدهای یک جنگ فراگیر بیتفاوت بماند. وزارت خارجه عربستان اعلام کرده است که این سفر در چارچوب تلاش کشورهای عضو پیمان دفاعی مکه برای کاهش تنش، حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان و بازگشایی مسیر گفتوگوها انجام شده است.
ولی نصر، مشاور سابق باراک اوباما، این نشست را از نظر تبلیغاتی و رسانهای دستاوردی مهم برای تهران ارزیابی کرده است. بااینحال، به اعتقاد او، اهمیت اصلی این دیدار را باید در افزایش وزن دیپلماتیک ایران و گشودهشدن مسیر رایزنیهای امنیتی منطقهای جستوجو کرد، نه شکلگیری یک توافق راهبردی جدید.
مسکو؛ انرژی در مرکز رایزنیها
نشست سهجانبه سران ایران، روسیه و قطر در مسکو، در امتداد رایزنیهای تهران برگزار شد. دیدارهای مسعود پزشکیان با شیخ تمیم بنحمد آلثانی، امیر قطر، و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در حاشیه اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز، وجه مشترکی داشت: اهمیت انرژی در مناسبات دوجانبه و معادلات منطقهای و بینالمللی.
پزشکیان در این اجلاس هشدار داد که مداخلات نظامی آمریکا در خلیج فارس با ایجاد شوک در بازار انرژی، روند قیمتگذاری، عرضه و انتقال انرژی را مختل میکند و رشد اقتصادی جهان را به خطر میاندازد. او همچنین بر گسترش همکاری کشورهای عضو مجمع در حوزههای مدیریت راهبردی و عملیات فنیمهندسی تأکید کرد.
روسیه نیز میتواند به دلیل ارتباط همزمان با تهران و واشنگتن، پیامرسان و تسهیلکننده گفتوگو باشد؛ اما این ظرفیت به معنای توانایی تضمین توافق نیست. مسکو در این معادله، هم شریک راهبردی ایران و هم بازیگری دارای منافع مستقل است.
ابتکارهای دیپلماتیک و بنبست باقیمانده
در کنار این رایزنیها، طرح هفتروزه ایران و پیشنهاد پنجروزه قطر نیز برای گشودن گره مذاکرات مطرح شدهاند. بر اساس توضیحات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، طرح ایران بر اجرای کامل تعهدات آمریکا ذیل تفاهمنامه اسلامآباد و سپس ورود به گفتوگو درباره دیگر موضوعات اختلافی استوار بود. در پیشنهاد قطر نیز بازگشایی کامل تنگه هرمز در روز ششم پیشبینی شده بود؛ بااینحال، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، شروط تازه مورد مطالبه واشنگتن و بیاعتمادی متقابل همچنان پابرجاست.
همزمانی رایزنیهای تهران و مسکو با گزارشهایی درباره بررسی گزینههای نظامی جدید در واشنگتن و تلآویو، نشان میدهد دیپلماسی هنوز نتوانسته است بنبست را بشکند. انتخابات کنست اسرائیل و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا نیز میتوانند بر محاسبات بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ درباره زمان، دامنه و هزینههای تقابل احتمالی اثر بگذارند. بنابراین، افزایش رفتوآمدهای دیپلماتیک را نباید لزوما نشانه نزدیکشدن صلح دانست؛ هدف فوری این تلاشها، مهار تنش و جلوگیری از بازگشت جنگ است، درحالیکه سایه درگیری همچنان بر منطقه سنگینی میکند.
نظر شما