سایت رویداد۲۴ گزارش داد
کهریزک تهران و روایت تلخ خانوادههایی میان انبوه کاورهای سرد در صف شناسایی
شاید اگر دوربین صداوسیما به کهریزک نمیرفت و گزارشی از تل پیکر کشتهشدگان روزهای اخیر پخش نمیکرد، نوشتن از محشری که در کهریزک به پا شده، ساده نبود اما حالا رسانهها به سراغ تاریک ترین جغرافیای تهران در این روزهای تلخ و بیتکرار رفتهاند. روزهایی که گویی آخرالزمان در گوشهای از پایتخت در حال رقم خوردن است.
رویداد۲۴ نوشت: کهریزک حالا مقصد نهایی است. آخرالزمان شناسایی پیکرها در بین تل کاورهای مخصوص اجساد. خانوادههایی که از ساعتها انتظار در خیابان مقابل پزشکی قانونی میگویند. خانوادههایی که اتوماتیک دو دسته شده؛ یک گروه به سالن سردخانه برای شناسایی اجساد میروند و گروه دیگر در خیابان منتظر این لحظه تلخاند؛ در انتظار پوششی که کنار میرود و چهره عزیز از دست رفته شان پیدا میشود.
شاید اگر دوربین صداوسیما به کهریزک نمیرفت و گزارش تلویزیونی از تجمع پیکر کشتهشدگان روزهای اخیر پخش نمیشد، در فضای فعلی رسانهای باب نگارش از محشری که در کهریزک به پا شده هم باز نمیشد، اما حالا رسانهها به سراغ کهریزک و روزهای تلخ و بی تکرارش رفتهاند.
دوربین صداوسیما در بین کاور اجساد که از ظرفیت سالنهای سرد پزشکی قانونی سرریز شده و در حیاط کهریزک کنار هم چیده شده بودند دور زد. تصویر صدا و سیما از وانتی که اجساد را به سمت بهشت زهرا «بار می زد» نشان داد دیگر ماشین نعشکش هم جواب نمیدهد. خانواده ها گیج و سردرگم عوامل نفوذی را لعنت می کردند که عزیزشان را کشته بود. مردی بالای سر یک جسد مویه میکرد و میگفت جوانش انقلابی بوده است.
این برچسبها اما با کاور جنازه کنار میرود و آنچه باقی میماند عزیزی است که رفته و خانوادهای که تا ابد داغ یک اتفاق شوم دامنش را گرفته است. خانوادههایی که در سالنهای سرد و حیاط ساختمان پزشکی قانونی چندین کاور را کنار زدند تا صورت زیبای جوانشان را برای آخرین بار ببینند، تا ابد بین این برچسبها سردرگم خواهند ماند. خانوادههایی که باید باقی زندگی را با تصویر آخرالزمان این روزهای کشور سپری کنند.
بیمارستان تیرخوردگان را بستری نمیکرد
رویداد۲۴ صبح شنبه را با تماسهای غم انگیز آغاز کرد. هنوز دوربین صدا و سیما به میان جنازه ها نرفته بود؛ چند شهروند در تماس با تحریریه ماجرای کهریزک را روایت کردند. یکی از آنها پسرعمه و دختر پسرعمهاش را از دست داده. دختردایی متوفی روایت می کند که پسرعمه و دختر نوجوانش در یکی از خیابان های فرعی منطقه کهریزک، در نزدیکی منزلشان هدف گلوله قرار گرفته اند. پدر در همان لحظه فوت کرده و دختر نوجوان با مصدومیت شدید از ناحیه دست به بیمارستان منتقل شده است.
خانواده متوفی می گوید بیمارستان ۷ تیر کهریزک در زمان مراجعه اعلام کرده که «از بستری کردن افراد تیرخورده معذور است»؛ «میگفتند ما از پذیرش مراجعه کنندگانی که جزء اغتشاشگران هستند معذوریم. دختربچه را پذیرش نمیکردند. این بچه در کجای اعتراضات نقش داشته که بیمارستان از درمان او خودداری میکرد؟» خانواده می گویند در نهایت یکی از اقوامشان که در بسیج منطقه مسئولیت داشته، با این ادعا که این دختر خودش است، موفق شده کارهای پذیرش و بستری دختر نوجوان را انجام دهد.
ساعتهای طولانی انتظار؛ در میان اجساد دنبال عزیزمان میگشتیم
یکی دیگر از اعضای خانواده، مشاهداتش را از پزشکی قانونی کهریزک روایت کرده است؛ «صبح روز بعد به کهریزک رفتیم. گفتند یکی از از اعضای خانواده میتواند به سالنها برود و باید خودش کاورها را باز کند و کشتهاش را پیدا کند. صبح تا ظهر بین اجساد میگشتیم. کاورها را باز میکردیم و صورتها را نگاه میکردیم تا عزیزمان را پیدا کنیم».
بر اساس گفتههای این خانواده تجمع اجساد بالا بوده و زمان صرف شده برای پیدا کردن طولانی؛ «از صبح گشتیم تا ظهر بالاخره پیکر را پیدا کردیم. تا ساعت ۶ و ۷ عصر آنجا بودیم تا کارهای اداری انجام شود. غروب گفتند کامیون یخچالدار برای انتقال اجساد نداریم و باید تا فردا صبر کنید. اصرار کردیم و صبر کردیم تا در نهایت کامیون دیگری آمد و تعدادی پیکر شماره گذاری شده را برای انتقال سوار کردند. فردای آن روز هم پیکرها را با کامیون به بهشت زهرا فرستادند. آنجا هم شماره اجساد گم شده بود و پیدا کردن پیکر دوباره معطلی زیادی داشت. در نهایت ساعت ۳ بعداز ظهر پیکر را پیدا کرده و دفن کردیم».
عضو دیگر این خانواده نیز درباره نحوه درگذشت عزیزشان به رویداد۲۴ میگوید: بر اساس گزارش پزشکی قانونی، تیر از پشت متوفی خارج شده بود. ظاهرا او در یک خیابان فرعی ایستاده بوده و یک نفر از بالا پشت بام به او شلیک کرده است. این را از نحوه خروج تیر از بدنش تشخیص داده بودند.»
برخلاف بیانیه روز گذشته پزشکی قانونی، این خانواده میگوید برای تحویل پیکر کشته شدهشان از آنها پول درخواست شده است: «گفتند باید برای تحویل پیکر ۱۰۰ میلیون واریز کنید». آنها میگویند پرونده عزیزشان هنوز بسته نشده است. شب گذشته پزشکی قانونی در بیانیهای اعلام کرد که هیچ مبلغی از مردم دریافت نمیکند و کلیه خدمات معاینه افراد و اجساد رایگان انجام میشود.
نمی دانم چند کاور را باز کردیم
خانواده دیگری میگوید که برادر همسرش را در رخدادهای اخیر از دست داده است. خواهر روایت میکند که تا یک روز و نیم بعد از کشته شدن برادرش، نمیدانستند بازداشت شده یا کشته. بی خبر بودیم. در نهایت کسی گفته که تیر خوردنش را دیده و او به بیمارستانی در حوالی هفت حوض منتقل شده است: «به بیمارستان که رفتیم مطلع شدیم او را از دست دادهایم. گفتند برای تحویل پیکر به کهریزک بروید».
بر اساس گفتههای او حدود دو ساعت در سالن پزشکی قانونی در کهریزک کاور جسد باز کرده تا توانسته عزیزش را پیدا کند: «نمی دانم چندتا کاور باز کردم و جسد دیدم. دیگر توان جستوجو نداشتم. خوابش را هم نمیدیدم که برای پیدا کردن خانوادهام چنین کابوسی را از سر بگذرانم».
نظر شما