قطع اینترنت فقط ارتباطات را متوقف نمیکند؛ بخشی از اقتصاد را هم خاموش میکند!
در روزهایی که کشور با شرایط بحرانی و پیچیده مواجه میشود، طبیعی است که مدیریت زیرساختها با حساسیت بیشتری همراه باشد. امنیت، بدون تردید یکی از مهمترین پیشنیازهای ثبات اقتصادی و اجتماعی هر کشوری است و اقتصاد دیجیتال نیز بدون وجود امنیت و آرامش پایدار نمیتواند مسیر رشد خود را ادامه دهد. اما در کنار این واقعیت، باید پذیرفت که اینترنت در اقتصاد امروز دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی یا فضای سرگرمی نیست؛ بخشی از جریان روزمره اقتصاد، اشتغال، خدمات و حتی زندگی مردم بر بستر آن شکل گرفته است.
امروز هزاران کسبوکار، از فروشگاههای کوچک آنلاین گرفته تا شرکتهای دانشبنیان، استارتاپها، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا و ارائهدهندگان خدمات، فعالیت روزانه خود را بر پایه اینترنت پیش میبرند. پشت هر پلتفرم دیجیتال نیز تنها یک اپلیکیشن قرار ندارد؛ مجموعهای از برنامهنویسان، نیروهای پشتیبانی، متخصصان فنی، بازاریابها و خانوادههایی قرار دارند که معیشت آنها به پایداری این اکوسیستم وابسته است. در این میان، مسئله فقط محدود به کسبوکارها نیست. همهی مردم نیز در زندگی روزمره خود به شکل مستقیم با زیرساخت اینترنت درگیر هستند؛ از خدمات بانکی و پرداخت گرفته تا حملونقل، آموزش، ارتباطات، خریدهای روزمره، خدمات درمانی و حتی ارتباطات کاری و خانوادگی. اختلال طولانیمدت در این زیرساخت، علاوه بر فشار اقتصادی، باعث کاهش کیفیت خدمات و ایجاد فرسایش تدریجی در فعالیتهای روزمره مردم خواهد شد.
در شرایط بحرانی، پایداری اینترنت فقط یک مسئله فنی نیست؛ بخشی از تداوم فعالیت اقتصادی است. اقتصاد دیجیتال بر پایه اعتماد، پیشبینیپذیری و ارتباط مستمر شکل میگیرد. هرچه اختلالها طولانیتر شود، هزینه آن تنها متوجه یک صنعت خاص نخواهد بود، بلکه زنجیرهای از کسبوکارها، سرمایهگذاران، نیروی انسانی متخصص و مصرفکنندگان را تحت تأثیر قرار میدهد. کاهش اعتماد بازار، توقف بخشی از فعالیتهای اقتصادی، تضعیف سرمایهگذاری و فرسایش انگیزه نیروهای متخصص، بخشی از تبعات چنین شرایطی است. در بحرانها، از دست رفتن اقتصاد دیجیتال میتواند بحران بعدی باشد.
از سوی دیگر، نباید مردم و کسبوکارهای دیجیتال در مقابل یکدیگر قرار بگیرند. بسیاری از همین کسبوکارهای خصوصی، در حال حل مسائل روزمره مردم و خلق ارزش اقتصادی برای کشور هستند. بااینحال و در شرایطی که که مدیریت زیرساختهای ارتباطی با حساسیت بیشتری همراه است و کسبوکارهای حیاتی نیز برای حفظ امنیت دادهها و تداوم خدمات، نیازمند دسترسی پایدار به اینترنت باشند. اما این مسئله نباید به شکلی پیش برود که دسترسی پایدار به اینترنت، به یک امتیاز محدود یا شکلگیری اینترنت طبقاتی تبدیل شود. اقتصاد دیجیتال بر پایه رقابت برابر، دسترسی پایدار و اعتماد عمومی شکل میگیرد. هر مسیری که باعث فاصله گرفتن مردم و کسبوکارها از یک بستر مشترک شود، در بلندمدت میتواند به کاهش اعتماد، تضعیف رقابت و فرسایش اکوسیستم دیجیتال منجر شود. تضعیف این اکوسیستم نیز در نهایت فقط به فعالان فناوری آسیب نمیزند، بلکه کاهش خدمات، محدود شدن فرصتهای شغلی و فشار بیشتر بر اقتصاد عمومی را به دنبال خواهد داشت.
ضمن پذیرش کاستیهای بعضی از شرکتهای داخلی که خصوصا در سال 1404 بسیار نمود داشت، باید اذعان کرد که تجربه سالهای گذشته نشان داده شرکتهای ایرانی، در صورت فعالیت در فضای رقابتی و پایدار، توانایی رشد و نوآوری قابل توجهی دارند. توسعه استارتاپها، رشد تجارت الکترونیک، پیشرفت خدمات آنلاین و شکلگیری کسبوکارهای دانشبنیان، بخشی از ظرفیت واقعی اقتصاد دیجیتال ایران بوده است؛ ظرفیتی که حتی در مقاطعی جایگاه قابل توجهی در منطقه ایجاد کرد. اما ادامه بیثباتی در زیرساخت ارتباطی میتواند این مسیر را با چالش جدی مواجه کند؛ چالشی که آسیب آن فقط متوجه فعالان صنعت فناوری نخواهد بود، بلکه مردم، کسبوکارهای کوچک، نیروی کار جوان و آینده سرمایهگذاری در اقتصاد کشور را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. اینترنت برای اقتصاد امروز، همان نقشی را دارد که جاده برای اقتصاد سنتی داشت؛ زیرساختی که اگر ناپایدار شود، حرکت بخش بزرگی از اقتصاد نیز آرامآرام از حرکت خواهد ایستاد.
نظر شما