نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
برای میلیونها نفر، اختلال اینترنت فقط باز نشدن چند سایت یا کند شدن شبکههای اجتماعی نیست. این روزها بسیاری از فریلنسرها، فروشگاههای آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، برنامهنویسان، مترجمان، دانشجویان و حتی صاحبان کسبوکارهای کوچک عملاً امکان کار کردن را از دست دادهاند.
در روزهایی که اینترنت دیگر فقط یک ابزار ارتباطی نیست و به شاهرگ اصلی اقتصاد، آموزش، رسانه و زندگی روزمره تبدیل شده، ظهور پدیدهای به نام «اینترنت پرو» جامعه را وارد مرحله تازهای از شکاف و اختلاف کرده است؛ شکافی که نه صرفاً فنی، بلکه عمیقاً اجتماعی و روانی است.
برای میلیونها نفر، اختلال اینترنت فقط باز نشدن چند سایت یا کند شدن شبکههای اجتماعی نیست. این روزها بسیاری از فریلنسرها، فروشگاههای آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، برنامهنویسان، مترجمان، دانشجویان و حتی صاحبان کسبوکارهای کوچک عملاً امکان کار کردن را از دست دادهاند. پروژهها متوقف شده، مشتریها رفتهاند و درآمدها به شکل محسوسی سقوط کرده است. در چنین شرایطی، اینترنت دیگر یک امکان رفاهی نیست؛ بخشی از نان شب مردم است.
با این حال، هیچ نهاد مشخصی مسئولیت مستقیم وضعیت فعلی را برعهده نمیگیرد. هر سازمانی توضیحی مبهم ارائه میدهد و در نهایت، این مردم هستند که باید هزینه بیثباتی و نبود شفافیت را بپردازند.
اینترنت طبقاتی؛ از شایعه تا واقعیت
در میانه این بحران، ارائه اینترنتی با کیفیت بهتر و محدودیت کمتر تحت عنوان «اینترنت پرو» باعث شد بسیاری از مردم احساس کنند با نوعی اینترنت طبقاتی مواجهاند؛ اینترنتی که برای دسترسی به آن باید هزینههای سنگین پرداخت کرد.
همین موضوع، فضای شبکههای اجتماعی را به شدت دو قطبی کرده است. گروهی معتقدند خرید اینترنت پرو، به معنای پذیرفتن وضعیت موجود و عادیسازی محدودیتهاست. از نگاه آنها، اگر مردم به تدریج به خرید اینترنت پولی و ویژه تن بدهند، دسترسی آزاد و برابر به اینترنت به یک امتیاز لوکس تبدیل خواهد شد.
در مقابل، عدهای میگویند این قضاوت ناعادلانه است. کسی که تمام درآمدش به اینترنت وابسته است، چگونه میتواند صرفاً برای اعتراض، کار و زندگیاش را تعطیل کند؟
«مهدی ـ برنامهنویس و فریلنسر» در توییتی نوشته است:
«سه هفته پروژههام خوابیده بود. مشتری خارجی برایش مهم نیست چرا اینترنت قطعه. اینترنت پرو گرفتم چون باید زنده بمونم، نه چون موافق این وضعیتام.»
در سوی دیگر، «الهام ـ فعال اجتماعی» مینویسد: «وقتی برای اینترنت بدون محدودیت پول اضافه میدیم، داریم به تدریج قبول میکنیم اینترنت آزاد حق همه نیست؛ کالاییه برای کسانی که توان خرید دارن.»
حتی برخی کاربران تلاش کردهاند میان این دو نگاه آشتی ایجاد کنند.
«رضا ـ صاحب فروشگاه اینترنتی» نوشته: «مشکل اصلی مردم نیستن. یکی از سر اجبار اینترنت پرو میخره، یکی هم نگران عادی شدنشه. دعوا باید سر تصمیمگیرهایی باشه که مردم رو مقابل هم قرار دادن.»
مردمی که مقابل هم قرار گرفتند
شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد؛ مردمی که هر دو قربانیاند، حالا روبهروی یکدیگر ایستادهاند. یک طرف، کسانی که از ترس نابودی شغل و معیشت، ناچار به خرید سرویسهای گرانتر شدهاند و طرف دیگر، کسانی که نگراناند این روند به تثبیت دائمی محدودیتها منجر شود.
واقعیت این است که هر دو نگرانی قابل درک است. نه مردمی که برای ادامه زندگی به اینترنت پرو پناه بردهاند لزوماً حامی وضعیت موجوداند و نه کسانی که نسبت به عادیسازی آن هشدار میدهند، بیتوجه به مشکلات معیشتی مردم هستند.
ریشه بحران را باید جای دیگری جستوجو کرد؛ در سیاستگذاریهایی که بدون شفافیت اجرا میشوند، در نبود پاسخگویی و در تصمیمهایی که این احساس را ایجاد کردهاند که دسترسی آزاد به اینترنت، آرامآرام از یک حق عمومی به کالایی قابل فروش تبدیل میشود.
در نهایت، آنچه امروز جامعه را خستهتر از قطعی اینترنت کرده، خودِ محدودیت نیست؛ بلکه احساس تبعیض، بلاتکلیفی و سکوتی است که پیرامون آن شکل گرفته است.
نظر شما