چرا چین کنار ایستاده است؟/ وقتی دشمنت اشتباه می‌کند، حرفش را قطع نکن!

جنگ آمریکا قرار بود خاورمیانه را دگرگون کند، در نگاه خوش‌بینانه‌ترین حامیان، با ترساندن چینِ در حال اوج‌گیری، این جنگ حتی می‌توانست جهان را تغییر دهد!

به گزارش اکونومیست، این جنگ قرار بود نشان دهد که کنترل آمریکا بر جریان نفت، چین را آسیب‌پذیر می‌کند و همچنین با نمایش برتری ادعایی نظامی آمریکا در برابر ناتوانی یا بی‌میلی چین برای حمایت از متحدانش، بازدارندگی را تقویت کند.

اما یک ماه پس از آغاز درگیری‌ها، این منطق همچنان اشتباه و متکبرانه به نظر می‌رسد. دست‌کم از دید پکن چنین است. اکونومیست با دیپلمات‌ها، مشاوران، پژوهشگران و مقامات فعلی و سابق چین گفت‌وگو کرده است. تقریبا همه آنها این جنگ را یک خطای بزرگ از سوی آمریکا می‌دانند. به گفته آنها، چین عمدا کنار ایستاده، زیرا رهبرانش به اصل منسوب به ناپلئون بناپارت باور دارند: «هرگز دشمن خود را وقتی در حال اشتباه کردن است، متوقف نکن.»

بسیاری در چین معتقدند این جنگ روند افول آمریکا را تسریع خواهد کرد. آنها تهاجم آمریکا را تأییدی بر تمرکز شی جین‌پینگ بر امنیت، حتی به بهای رشد اقتصادی، می‌دانند. همچنین انتظار دارند که در نهایتِ جنگ، فرصت‌هایی برای بهره‌برداری چین ایجاد شود. البته در پس‌زمینه، نگرانی‌هایی نیز وجود دارد؛ همراه با احتمال محاسبه اشتباه از سوی پکن.

نخست، در پکن این تصور وجود دارد که آمریکا به دلیل احساس افول قدرت خود به ایران حمله کرده است. همانند بریتانیا در قرن نوزدهم، نمایش قدرت نظامی آن با فقدان هدف و خویشتنداری همراه است. دونالد ترامپ توصیه کارشناسان را نادیده گرفته، تهدیدهای اغراق‌آمیز مطرح کرده و در زمان انتشار این گزارش، در آستانه سخنرانی مهمی درباره ادامه یا توقف جنگ قرار داشت. نبود یک راهبرد مشخص، آمریکا را در مسیر شکست قرار داده است.

کارشناسان چینی امیدوارند این جنگ بحث‌ها درباره افول آمریکا را تشدید کند. ایده عملیات زمینی نشان می‌دهد چگونه یک تصمیم نسنجیده می‌تواند به تصمیم اشتباه دیگر منجر شود.

تمام این‌ها می‌تواند تمرکز آمریکا را از شرق آسیا منحرف کند؛ جایی که چین می‌خواهد قرن ۲۱ را شکل دهد. این جنگ همچنین متحدان آمریکا را نگران خواهد کرد؛ چراکه آنها هم از غیرقابل‌اعتماد شدن واشینگتن بیم دارند و هم هزینه‌های انرژی و مواد اولیه ناشی از این جنگ را می‌پردازند. این پرسش مطرح است که آیا کشورهای آسیایی در نتیجه، از رویارویی با چین محتاط‌تر خواهند شد؟

دوم، مقام‌های چینی این جنگ را نشانه درستی سیاست‌های شی جین‌پینگ در خودکفایی فناوری و منابع می‌دانند؛ حتی اگر این سیاست‌ها به بهای کاهش رشد اقتصادی بوده باشد. چین تلاش کرده خود را در برابر «گلوگاه‌ها» محافظت کند: ایجاد ذخایر عظیم نفت، تنوع‌بخشی به منابع انرژی از جمله هسته‌ای و تجدیدپذیر، و در عین حال حفظ استفاده از زغال‌سنگ داخلی. همچنین به‌طور عمل‌گرایانه به تسهیل تجارت نفت ایران کمک کرده است.

شی جین‌پینگ در عین حال در پی ایجاد اهرم‌های فشار متقابل است. پس از تشدید تعرفه‌ها توسط ترامپ، چین تهدید کرد صادرات عناصر کمیاب که برای فناوری‌های پیشرفته حیاتی‌اند را محدود کند. هرچند این اهرم ممکن است با یافتن منابع جایگزین توسط آمریکا تضعیف شود، اما چین به دنبال نقاط فشار جدیدی مانند مواد دارویی حیاتی، برخی تراشه‌ها و زنجیره‌های لجستیکی است. هدف، تسلط بر فناوری‌های آینده مانند محاسبات کوانتومی و رباتیک است.

سوم، این جنگ فرصت‌هایی ایجاد می‌کند. کشورهای خلیج فارس و ایران برای بازسازی، قراردادهای سودآوری ارائه خواهند داد. کشورهایی که نگران انسداد تنگه هرمز هستند، احتمالاً به فناوری‌های سبز چینی روی خواهند آورد از انرژی خورشیدی و بادی گرفته تا باتری‌ها که چین در همه آنها مازاد تولید دارد. در حالی که سیاست‌های آمریکا متغیر است، رویکرد عمل‌گرایانه چین دست‌کم قابل پیش‌بینی‌تر به نظر می‌رسد.

چین همچنین می‌خواهد از ضعف احتمالی آمریکا بهره‌برداری کند. به‌زعم پکن، ترامپِ درگیر در ایران، در مذاکرات انعطاف‌پذیرتر خواهد بود. در دیدار احتمالی ماه مه در پکن، چین امیدوار است زمینه توافقی برای کاهش تعرفه‌ها و محدودیت‌های صادراتی فراهم کند و حتی چارچوبی برای سرمایه‌گذاری چینی در آمریکا ایجاد شود. در حالت ایده‌آل، واشینگتن نیز موضعی نرم‌تر درباره تایوان اتخاذ کند.

با وجود این تحلیل‌های واقع‌گرایانه، چین یک نقطه کور دارد: ناتوانی در تصور سناریویی که در آن آمریکا به یک قدرت «یاغی» تبدیل شود و نظم جهانی را که خود ساخته، تخریب کند. هرچند چین از ارزش‌های غربی انتقاد می‌کند، اما در همین نظم جهانی رشد کرده است.

جهانی بی‌ثبات برای چین نیز ناخوشایند خواهد بود، زیرا رشد اقتصادی آن به صادرات وابسته است. بی‌نظمی جهانی می‌تواند مشروعیت حزب حاکم را که بر رفاه و ثبات تکیه دارد، تضعیف کند.

در نهایت، چین شرط بزرگی بسته است: اینکه آمریکا در آشوبی که خود ایجاد کرده، ناکام خواهد ماند.

منبع: خبرفوری
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه