تحلیل دیدگاه رسانههای رسمی چین به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
نگاه چینی به جنگ ترامپ علیه ایران/ چرا جنگ ایران قطعیترین نشانه افول ایالات متحده است؟
روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست در گزارشی به بررسی دیدگاه رسانههای رسمی پکن در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداختهاست. این رسانهها هشدار دادهاند که آمریکا در حال تبدیل شدن از یک قدرت جهانی مسئول به یک بازیگر یاغی است.
ساوت چاینا مورنینگ پست مینویسد رسانههای دولتی و ناظران چینی هشدار میدهند که ایالات متحده با تبدیل شدن از یک «بنیانگذار قوانین بینالمللی» به یک «هژمون غارتگر»، همه چیز را به مخاطره انداخته است.
در حالی که متحدان کلیدی از ایالات متحده روگردان شده و هزینههای جنگ سر به فلک کشیده است، لشکرکشی نظامی واشنگتن علیه ایران، اجماعی فزاینده را میان ناظران و رسانههای دولتی چین شکل داده است: اینکه سلطه بیرقیب جهانی واشنگتن در حال فروپاشی است.
روزنامه «خلق» (People’s Daily)، ارگان رسمی حزب کمونیست چین، روز پنجشنبه در انتقادی تند هشدار داد که تغییر رویکرد ایالات متحده از یک «بنیانگذار قوانین بینالمللی» به یک «هژمون غارتگر»، در نهایت رفاه و نفوذ این کشور را از بین خواهد برد.
در این یادداشت آمده است: «در دوران پس از جنگ سرد، اگرچه جریانهای زیرپوستی هژمونی آمریکا همیشه وجود داشت، اما واشنگتن دستکم در ظاهر پرستیژ یک "بازیگر مسئول" را حفظ میکرد؛ یعنی حفظ اتحادها، ارائه برخی کالاهای عمومی بینالمللی و رهبری در ایجاد و اجرای قوانین جهانی. اما امروز، آن نقاب به سرعت کنار رفته است. آمریکا به طور کامل به یک "قانونشکن" و "خرابکار همکاریهای بینالمللی" تنزل یافته و اکنون برای حفظ سلطه خود به "قانون جنگل" عریان متوسل شده است.»
این مقاله به نام «ژونگ شنگ» منتشر شده است؛ نامی مستعار که همآوای عبارتی به معنای «صدای چین» است و اغلب برای بیان مواضع رسمی پکن در امور جهانی به کار میرود.
ظهور «هژمونی غارتگر»
بسیاری از تحلیلگران چینی دیدگاههای مشابهی را ابراز کرده و استدلال میکنند که رفتارهای بیملاحظه واشنگتن باعث طرد متحدان، تضعیف اعتبار و فرسایش نفوذ آمریکا در صحنه جهانی شده است. اصطلاح «هژمون غارتگر» اولین بار توسط استفن والت، استاد روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد، هفتهها پیش از آغاز حملات اخیر آمریکا به ایران به کار برده شد.
والت در مقالهای که ۳ فوریه در نشریه «فارن افرز» منتشر کرد، واشنگتن را متهم کرد که از سلطه جهانی خود برای وادار کردن دوستان و دشمنان به دادن امتیازات اقتصادی و پرداخت خراج استفاده میکند؛ راهبردی که تمرکزی بیرحمانه بر سودجوییهای یکجانبه و کوتاهمدت دارد.
والت نوشت: «این رویکرد برای جهانی با چندین قدرت بزرگِ رقیب مناسب نیست؛ به ویژه جهانی که در آن چین یک همتای اقتصادی و نظامی است؛ چراکه چندقطبی بودن به سایر کشورها راههایی برای کاهش وابستگی به ایالات متحده میدهد.»
سیاست خارجی تهاجمی ترامپ
سیاست خارجی واشنگتن از زمان بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری در سال گذشته، تحت نظارت بیسابقه جهانی قرار گرفته است. اقداماتی نظیر تحت فشار قرار دادن دولت پاناما (با اهرم شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی) برای محدود کردن منافع چین و بازگرداندن سلطه آمریکا، و همچنین دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا و همسرش در ماه ژانویه به اتهام «تروریسم مرتبط با مواد مخدر»، به این نگاه دامن زده است.
حملات نظامی به ایران که در ۲۸ فوریه با همکاری اسرائیل آغاز شد و پیامهای متناقض ترامپ درباره پایان دادن به آنها، حس بیثباتی را تشدید کرده است. جنگ ایران به جای دستیابی به اهداف سریع، به یک بنبست پرهزینه برای واشنگتن تبدیل شده است؛ زیرا نیروهای ایرانی از تاکتیکهای نامتقارن برای مختل کردن کشتیرانی در تنگه هرمز و تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی به منافع آمریکا استفاده میکنند.
نشانههای افول از نگاه پکن
تحلیلگران چینی نشانههای کلیدی افول آمریکا را در موارد زیر میبینند:
- خودداری متحدان کلیدی ناتو از حمایت از حملات به ایران.
- چالشهای ارتش آمریکا در میدان نبرد علیه ایران.
- هزینههای فزاینده در داخل آمریکا؛ به طوری که انسدادهای مکرر تنگه هرمز باعث جهش قیمت انرژی و نارضایتی عمومی شده است.
چن ونشین، مدیر مؤسسه مطالعات آمریکا در مؤسسه روابط بینالملل معاصر چین (CICIR)، هفته گذشته نوشت که هدف از لشکرکشی به ایران، تضمین کنترل آمریکا بر منابع و گذرگاههای استراتژیک و تقویت تسلط «پترودلار» بود، اما این هدف با شکست مواجه شده است.
او در نشریه «چیوشی» (Qiushi)، مهمترین مجله تئوریک حزب، نوشت: «واشنگتن با هدف دستیابی به حداکثر سود با حداقل هزینه، جنگ را برای کنترل منابع استراتژیک آغاز کرد، اما این درگیری در نهایت سیستم اتحادهای آمریکا را تحت فشار قرار داد و اعتبار آن را به عنوان یک قدرت برتر مخدوش کرد.»
بحران امنیت در خلیج فارس
گوی چو-پینگ، مفسر امور بینالملل، معتقد است که حمله به ایران اتحادهای تحت رهبری آمریکا را به شدت به چالش میکشد. او نوشت: «تضمینهای امنیتی آمریکا به متحدانش در خلیج فارس به شعارهایی توخالی تبدیل شده است. پایگاههای نظامی آمریکا که زمانی به عنوان یک "چتر امنیتی پولادین" دیده میشدند، اکنون به اهداف اصلی برای تلافی دشمن تبدیل شدهاند.»
وی افزود که این وضعیت کشورهای حوزه خلیج فارس را با یک پرسش تکاندهنده مواجه کرده است: «آیا وابستگی امنیتی به آمریکا یک سپر محافظ است یا حکم مرگ؟»
در نهایت، ژانگ جیاجون، دانشیار دانشگاه آکادمی علوم اجتماعی چین، هشدار داد که جایگاه ابرقدرتی واشنگتن در خطر است: «قلدری بیپایان علیه ملتهای کوچکتر و غارت اقتصادی، اعتبار بینالمللی آمریکا را به اتمام رسانده و در نهایت پایههای ابرقدرتی آن را متزلزل کرده است.»
نظر شما