چهره لطیف از مردی که به مقاومت و سختی مشهور است

شیخ زکزاکی را به خاطر شستن ظرف‌ها و لباس و پختن غذا مسخره می‌کردند و حتی به ایشان می‌گفتند زن ذلیل! دخترش «بدیعه» می گفت شیخ همه کارهایش را خودش انجام می‌دهد و در کارهای خانه هم کمک می‌کند. این چهره دیگر او است.چهره لطیف از مردی که به مقاومت و سختی مشهور است.

شیخ زکزاکی را به خاطر کمک کردن به همسر در خانه، شستن ظرف‌ها و لباس و پختن غذا مسخره می‌کردند و حتی به ایشان می‌گفتند زن ذلیل! به قول دخترش «بدیعه» شیخ همه کارهایش را خودش انجام می‌دهد و در کارهای خانه هم کمک می‌کند. یک بار هم به اعضای خانواده‌اش دستور نداده، حتی برای آوردن یک لیوان آب. حتی ظرف‌های غذا را هم خودش می‌شوید. در بچه‌داری هم همسرش را دست تنها نمی‌گذارد و هرکاری از دستش بربیاید انجام می‌دهد.

شیخ زکزاکی را همه در قامت رهبر و امام شیعیان نیجریه می‌شناسند. مرد سختی که در برابر استعمارگران ایستاد، کسی که جنبش اسلامی نیجریه را تاسیس کرد و سال‌های سخت زندان را به جان خرید. شهادت چندتن از فرزندانش را دید و دل میلیون‌ها نیجریه‌ای را فتح کرد. اما این گزارش قرار است چهره دیگری از شیخ زکزاکی را به نمایش بگذارد. چهره لطیف از مردی که به مقاومت و سختی مشهور است.

عشقی که باید از زندگی شیخ و همسرش سرمشق شود!

شیخ زکزاکی لطافت دین را در رفتار با همسرش به تصویر می‌کشد. مردی که عشق و احترام به همسرش را واژه به واژه از احادیث پیامبر(ص) آموخته و زندگی‌اش سراسر تجلی این احادیث است. همسرش می‌گوید:«در همه این سال ها شیخ احترام فوق‌العاده‌ای برایم قائل بوده. حتی یک بار به من نگفت یک لیوان آب برایم بیار. از همان ابتدای زندگی تمام کارهایش را خودش انجام می‌داد در حالی که سرش خیلی شلوغ بود. وقتی برای سخنرانی می‌رفت اتاقش را مرتب می‌‌کردم  اما شیخ ناراحت می‌شد و می‌گفت شما چرا این کار را کردید؟!  گاهی خودش غذا درست می‌کند  و لباس هایش را می‌شوید. حتی نسبت به فرزندانش هم این احترام را قائل است و هیچ‌وقت از آنها کاری رانخواسته تا برایش انجام دهند.»

البته این عشق و احترام دوطرفه است. شیخ و همسرش نه تنها در انتخاب دین و راه و رسم صحیح الگوی مردم نیجریه بودند بلکه این همیشه با هم بودن و هم‌سنگر بودن‌شان برای مردم نیجریه الگویی بود در زندگی مشترک.«بدیعه» دختر شیخ از مادرش می‌گوید؛ از زینب که همیشه و همه‌جا کنار همسرش بوده:« مادرم هم صبر زیادی دارد. شیخ دائم مشغول فعالیت است و  مادر در بعضی از حرکت ها خیلی پدر را یاری می‌دهد. این سال های اخیر جایی نبود که پدر برای سخنرانی برود و مادر همراهش نباشد. می‌گفت دوست ندارم بمانم خانه و بشنوم شیخ را شهید کردند. حتی موقع دستگیری شیخ، مادرم زینب را هم با او دستگیر کردند. یادم می‌آید مثل همیشه یک بار همراه پدر بودند و به شیخ حمله می‌شود تا به مادرم تیر نمی‌زنند نمی‌توانند خودشان را به شیخ برسانند.»

منبع: فارس
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه