خودکشی یک جنگزده در هتل لاله بحثبرانگیز شد
خودکشی یکی از جنگزدگان اسکانیافته در هتل لاله، اختلاف پنهان میان شهرداری تهران و وزارت بهداشت را علنی کرد؛ وزارت بهداشت میگوید شهرداری اجازه ورود تیمهای تخصصی رواندرمانی را نداده و شهرداری پاسخ میدهد که دولت تازه بعد از آتشبس سراغ آوارگان آمده است.
جنگ، هزاران نفر را بیخانمان و آواره کرده است. هتل لاله تهران امروز به پناهگاهی موقت برای بخشی از این جنگزدگان تبدیل شده؛ مردمی که خانه، امنیت، دارایی و در بسیاری موارد اعضای خانواده خود را از دست دادهاند. اما همین پناهگاه موقت حالا به صحنه یک تراژدی تبدیل شده است.
گزارشی که نشان میدهد در روزهای ابتدایی جنگ یک مرد جوان مجرد، از جنگزدگان ساکن هتل لاله، در پی فشار شدید روانی ناشی از جنگ، آوارگی و بیخانمانی دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده است.
اما آنچه این حادثه را از سطح یک اتفاق تلخ فردی فراتر میبرد، ابعاد مدیریتی و سیاسی آن است؛ بهویژه نقش شهرداری تهران در پروندهای که اساساً نیازمند مدیریت تخصصی روانی، درمانی و اجتماعی بوده است.
«اجازه ندادند تیمهای ما وارد شوند»
ماجرا از پایان جنگ ۱۲ روزه آغاز شد؛ زمانی که شهرداری تهران داوطلب شد مدیریت بخش عمده امور مرتبط با آسیبدیدگان جنگ را برعهده بگیرد. دولت مسعود پزشکیان نیز که از ابتدا تمایل زیادی به واگذاری مسئولیتها و تفویض اختیارات نشان داده، عملاً میدان را در اختیار علیرضا زاکانی قرار داد؛ تصمیمی که همان زمان با اعتراض وزارت راه و شهرسازی و همچنین بدنه کارشناسی حوزه سلامت همراه شد.
اکنون روشن شده که دامنه این واگذاری، فقط به بازسازی شهری و اسکان اضطراری محدود نمانده و حتی رسیدگی به سلامت روان آسیبدیدگان نیز عملاً به شهرداری سپرده شده است؛ نهادی که اساساً نه ساختار تخصصی این کار را دارد و نه تجربه مدیریت بحرانهای پیچیده روانی پس از جنگ را.
کلید اصلی این اختلاف در اظهارات اخیر علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، نهفته است. او چندی پیش رسماً اعلام کرد: «ما آمادگی کامل برای ارائه مشاورههای روانشناختی به آوارگان را داشتیم، اما شهرداری تهران از ورود تیمهای متخصص ما جلوگیری کرد.»
رئیسی با تأکید بر اینکه تولیت سلامت روان باید در اختیار وزارت بهداشت باشد، هشدار داده بود که درمان اختلالات روانی—بهویژه برای کودکانی که خانواده خود را از دست دادهاند—نیازمند پیگیری تخصصی، ثبت داده، استمرار درمان و نظارت حرفهای است. با این حال، به گفته او، شهرداری ترجیح داده این خدمات را خودش ارائه دهد.
جنگ نعمت است!
اما چرا شهرداری تهران تا این اندازه بر در اختیار گرفتن کامل این پرونده اصرار داشت؟ پاسخ را باید در سیاست جستوجو کرد؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که فاصله زیادی تا آن باقی نمانده است.
مجلس به تازگی با تمدید ۶ ماهه شوراهای شهر و روستا و ادامه کار شهرداران تا زمان انتخابات مجلس در دی ماه ۱۴۰۵ موافقت کرده و این یعنی چند ماه تا انتخابات شورای شهر تهران باقی مانده و علیرضا زاکانی برای رانده نشدن از «بهشت» بیش از هر زمان دیگری به آرای ساکنان تهران نیاز دارد. در چنین وضعیتی، مدیریت بحران جنگزدگان و حضور روزانه در کنار هزاران آواره، میتواند به یک سرمایه سیاسی و تبلیغاتی مهم تبدیل شود.
برای شهرداری، این بحران فقط یک مسئله انسانی نیست؛ بلکه فرصتی است برای نمایش «مدیریت جهادی» و فروش تصویری از کارآمدی به افکار عمومی. هزاران خانواده جنگزدهای که هر شب در هتلها، مدارس و مراکز اسکان موقت حضور دارند، همان مردمی هستند که چند ماه دیگر احتمالاً قرار است در انتخابات شورای شهر هم مشارکت کنند.
در این میان، پزشکیان عملاً مسئولیت را از دوش خود برداشته و علیرغم مخالفت وزارت بهداشت و وزارت راه و شهرسازی، صفر تا صد مدیریت بحران را به شهرداری واگذار کرده است؛ واگذاریای که حالا تبعات آن آشکار شده است.
مشکل، اما دقیقاً از همینجا آغاز میشود: مدیریت بحران انسانی، صرفاً با اسکان، توزیع غذا و تأمین تخت تمام نمیشود. بحران جنگ فقط دیوار خانهها را خراب نمیکند؛ روان انسانها را هم ویران میکند.
شهرداری شاید در جمعآوری زباله، آسفالت خیابان یا زیباسازی شهر تجربه داشته باشد، اما تخصصش درمان روان انسانهایی نیست که در چند روز، تمام زندگیشان را از دست دادهاند. مدیریت آسیب روانی جنگ، نیازمند فعالیت روانپزشکی تخصص، مددکار اجتماعی، نظام ارجاع درمانی و پیگیری بلندمدت است؛ نه صرفاً استقرار چند روانشناس شیفتی در هتلها.
روابط عمومی هتل لاله اصل حادثه خودکشی را تأیید کرده است. یکی از مسئولان هتل مدعی شده فرد متوفی از قبل مشکلات روانی داشته وگرنه شهرداری تیم روانشناسی ۲۴ ساعته در محل مستقر کرده و این فرد میتوانست از این امکانات استفاده کند.
روایت شهرداری: «وزارت بهداشت دیر آمد»
محمد صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، هم ادعای وزارت بهداشت را رد میکند. او میگوید پیشنهاد همکاری وزارت بهداشت «بسیار دیر» و پس از آتشبس ارائه شده؛ زمانی که به گفته او، شهرداری از قبل همه مقدمات خدماترسانی را فراهم کرده بود.
صاحب تأکید میکند شهرداری بهصورت شبانهروزی و «با رویکردی جهادی» به بیش از ۴ هزار نفر از مجموع ۶ هزار جنگزده خدمات مشاورهای و حمایتی ارائه کرده است.
او درباره حادثه خودکشی در هتل لاله نیز میگوید: «فرد مورد نظر در روزهای ابتدایی جنگ و پیش از آنکه فرآیند خدمات مشاورهای و پروتکلهای حمایتی فعلی بهطور کامل مستقر شود، اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده است.»
به گفته مدیرکل سلامت شهرداری، چون این حادثه در مراحل اولیه بحران رخ داده، جزئیات اختلالات روانی فرد متوفی بهطور کامل ثبت و مستند نشده است.
فارغ از روایتهای متناقض، یک واقعیت تغییر نمیکند: یکی از جنگزدگان اسکانیافته در هتل لاله جانش را از دست داده است؛ آن هم در شرایطی که دو نهاد اصلی کشور حالا درباره اینکه چه کسی باید مسئول سلامت روان آسیبدیدگان باشد، یکدیگر را متهم میکنند. امروز جامعه با پرسشی بزرگتر مواجه است: آیا در میانه رقابتهای سیاسی و انتخاباتی، اساساً کسی فرصت کرده به روان جامعه فکر کند؟
اگر به خودکشی فکر میکنید: با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.
نظر شما