بنویسید کودک همسری، بخوانید شوگر ددی!

تجربه جدیدی از تأمین مالی در بین دختران جوان توسط مردان میانسال و کهنسال شکل گرفته که به طرز ناخوشایندی به پدیده کودک همسری شبیه است.

زمانی حتی طرح موضوع کودک همسری با انتقاد و جبهه گیری افراد متعصبی همراه می‌شد که می‌گفتند مگر مادران ما که در 15 سالگی به خانه بخت رفته‌اند چه ایرادی در کارشان است که امروز می‌گویید کودک همسری عیب و ایرادی دارد.

منتقدان کودک همسری اعتقاد داشتند که عدم تناسب سن در کنار آماده نبودن زوجه برای مسئولیت‌های سنگین زندگی مشترک، بیشتر شبیه زندانی است که زندانبان البته مسکن و خورد و خوراک و پوشاک قربانی خود را فراهم می‌کند. مانع از رشد و بلوغ  اجتماعی او می‌شود و از سنین پایین ملزم به پذیرش وظایف مادری می‌شود. نه جامعه کودکان خود را برای چنین مسئولیت‌هایی آماده می‌کرد و نه گروه متعصب از عقاید خود عقب‌نشینی می‌کردند. چرخ چرخید و وضعیت اقتصادی به جایی رسید که اینبار دختران جوان و کم سن و سال با اشتیاق و اقبال غیرقابل وصف حاضر به همسری مردی با اختلاف سنی زیاد می‌شدند.

این موضوع با تداعی ظاهری او عشق من است و این اختلاف سنی اهمیتی ندارد به عقیده لوس و کلیشه‌ای تبدیل شده بود که می‌توانست محل طنز و تمسخر باشد.

شوگر ددی

هیچ کس نمی‌پذیرفت که در این اختلاف سنی عشقی وجود داشته باشد. به ویژه آنکه در تمامی ‌موارد آقای داماد یا کارخانه‌دار بود یا املاک بی‌شمار او هر عروسی را به بله ترغیب می‌کرد.

 این بود که پدیده شوگر ددی و از آن ور شوگر مامی ‌باب شد. یک معامله به ظاهر دو سر برد برای تأمین هر دو طرف. در گذشته علاوه بر ضدفرهنگ خلاصی از یک نان‌خور اضافی که همان دختر است، موضوع بی‌توجهی به نیازها و انتخاب دختر و اجبار او به ازدواج نیز مطرح بود. به طوریکه کودک همسران با چشم گریان به خانه بخت می‌رفتند و در سال‌های بالاتر زندگی خود نیز از این اتفاق به عنوان بدترین خاطره زندگی یاد می‌کردند. اما این در ظاهر پیشرفت ما با اسمی ‌خارجی و ادا و اصول‌های لاو ترکاندن در اینستاگرام تفاوتی با همان کودک همسری ندارد. اینبار اتفاقاً عروس خانم با اشتیاق می‌گوید، بله.

منبع: خبر فوری
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه