چرا تهدیدهای ترامپ هنوز نتیجه نداده است؟/ نمایش قدرت بدون امتیاز
پس از هفتهها فراخوان علنی به مذاکره با ایران، دونالد ترامپ ناگهان لحن خود را تغییر داد. او به یکباره ویدیویی از مارک لوین، مجری تندرو فاکسنیوز، منتشر کرد که در آن استدلال میشد مذاکره با ایران دیگر فایدهای ندارد.
به گزارش فایننشیال تایمز، این اقدام نهتنها نشانهای از خستگی و ناامیدی رئیسجمهور آمریکا از بیپاسخماندن تهدیدهایش بود، بلکه تصویر روشنی از بنبستی ارائه میداد که ترامپ اکنون در آن گرفتار شده است: بزرگترین و پرخطرترین تصمیم سیاست خارجی دور دوم ریاستجمهوریاش، یعنی حمله مستقیم و گسترده به ایران.
رئیسجمهوری که خود را در تله انداخته است
به گفته آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین صلح آمریکا در خاورمیانه، ترامپ «خودش را در یک قفس حبس کرده است». او با وعده حمایت از معترضان، اعزام گسترده نیروها و تجهیزات نظامی به اطراف ایران و تهدیدهای پیدرپی، دامنه مانور سیاسی خود را بهشدت محدود کرده است. به ادعای این روزنامه او اکنون اگر نتواند امتیازی چشمگیر از تهران بگیرد، برای حفظ اعتبار خود ممکن است ناچار به انتخاب مسیر جنگ شود؛ مسیری که خود بارها گفته علاقهای به آن ندارد. به تعبیر میلر، این «بحرانی است که خود ترامپ آن را ساخته است».
فهرست متغیر توجیهها
آنچه در ابتدا با وعده «نجات» معترضان آغاز شد، بهتدریج به ابزاری برای اعمال فشار بدل شد. اما در این مسیر، دلایل و توجیههای ترامپ برای اقدام نظامی مدام تغییر کرده است. از برچیدن برنامه هستهای ایران(که او پیشتر مدعی «نابودی کامل» آن شده بود) تا تضعیف نیروهای مقاومت در منطقه، از هدفگرفتن موشکهای بالستیک گرفته تا وعدههای احساسی در شبکههای اجتماعی مبنی بر اینکه «کمک در راه است».
به گفته رزمری کلانیک، پژوهشگر سیاست خاورمیانه، این «چرخوفلک توجیهها» پرسشهای اساسی درباره انگیزه واقعی آمریکا ایجاد کرده است. چرا ایالات متحده باید وارد چنین تقابلی شود، آن هم بدون استراتژی روشن و هدف نهایی مشخص؟
صدای بلند تندروها
در اطراف ترامپ، تندروهایی حضور دارند که تردیدی در هدف نهایی ندارند: تغییر نظام در ایران. مارک لوین و چهرههای همفکر او آشکارا میگویند اکنون بهترین زمان برای اقدام است.
از نگاه آنان، آمریکا نباید این مسئله را به نسلهای آینده واگذار کند. این دیدگاه، اگرچه هنوز بهطور رسمی سیاست اعلامشده کاخ سفید نیست، اما با بازنشر و تأیید ضمنی ترامپ، به بخشی از فضای تصمیمسازی تبدیل شده است.
فشار بدون نتیجه
به ادعای روزنامه فایننشیال تایمز در هفتههای اخیر، آمریکا بزرگترین تجمع نیروهای نظامی خود در خاورمیانه از زمان جنگ عراق را مستقر کرده است. ناوهای هواپیمابر، بمبافکنها و سامانههای پشتیبانی، همگی پیامی روشن دارند: واشنگتن آماده اقدام است. با این حال، نتیجه سیاسی این نمایش قدرت تاکنون ناچیز بوده است. ایران نهتنها امتیاز ملموسی نداده، بلکه حاضر به ورود به توافقی جدید هم نشده است؛ موضوعی که حتی مقامهای آمریکایی را سردرگم کرده است.
نماینده ویژه ترامپ آشکارا گفته رئیسجمهور نمیفهمد چرا تهران، با وجود چنین فشاری، برای اعلام عقبنشینی پیشقدم نشده است. این شکاف میان انتظار واشنگتن و رفتار تهران، خطر سوءمحاسبه را افزایش داده است.
هشدارها درباره هزینههای جنگ
در پشت صحنه، کارشناسان منطقهای و حتی برخی مقامهای دولت آمریکا نسبت به پیامدهای اقدام نظامی هشدار دادهاند. پاسخ احتمالی ایران میتواند شامل حمله به پایگاههای آمریکا، متحدان منطقهای و زیرساختهای انرژی باشد؛ سناریویی که بهسرعت کل منطقه را بیثبات میکند. حتی برآوردهای اطلاعاتی متحدان آمریکا نشان میدهد توان ایالات متحده برای حملات هوایی شدید، محدود و زماندار است و تداوم جنگ هزینههای سنگینی خواهد داشت.
افکار عمومی؛ جنگی که کسی نمیخواهد
در داخل آمریکا نیز فضا به نفع جنگ نیست. نظرسنجیها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از جمهوریخواهان با مداخله نظامی مخالفاند و اکثریت دموکراتها صراحتا آن را رد میکنند. حتی در میان پایگاه حامی ترامپ، تلفات انسانی میتواند واکنش منفی جدی ایجاد کند. به تعبیر میلر، «هیچکس این جنگ را نمیخواهد» و آمریکا در حال «خوابگردی بهسوی جنگی بدون استراتژی» است.
تجربههای گذشته و احساس مصونیت
با این حال، ترامپ از تجربههای پیشین خود احساس جسارت میکند. خروج از توافق هستهای و حملات قبلی، از نگاه او بدون هزینه جدی همراه بودهاند. این تجربهها، به گفته تحلیلگران، این تصور را در ذهن او تقویت کرده که هشدارها اغراقآمیز بوده است. اگرچه هدف مطلوب او شاید جنگ نباشد، اما اگر به آن مسیر کشانده شود، به نظر میرسد به شانس خود ایمان دارد.
تصمیمی میان بازدارندگی و فاجعه
ترامپ اکنون در نقطهای ایستاده که هر انتخابش پرهزینه است. عقبنشینی میتواند اعتبار تهدیدهایش را زیر سؤال ببرد و پیشروی میتواند منطقه را به آتش بکشد. میان این دو، نبود صدای مشورتی مستقل و واقعگرا خطرناکترین خلأ است. تصمیم درباره ایران، بیش از هر چیز آزمونی برای سنجش مرز میان نمایش قدرت و بیپروایی سیاسی است؛ آزمونی که پیامدهایش نهفقط برای آمریکا، بلکه برای کل خاورمیانه تعیینکننده خواهد بود.
نظر شما