در گفتگو با وزیر دولت حسن روحانی درباره روزهای جنگ و بعد از جنگ؛
علی جنتی: باید خود را برای جنگ فرسایشی آماده کنیم
وزیر ارشاد دولت یازدهم با اشاره به ادعاها درباره آتشبس گفت: «در مورد آتشبس، فکر نمیکنم در آینده نزدیک مثلاً ظرف یک هفته آینده یا دو هفته آینده اتفاق بیفتد چون بین خواستهها و مطالبات دو طرف فاصله زیادی وجود دارد. باید آمریکا و اسرائیل تضمین بدهند که دیگر به ایران حملههایی صورت نگیرد و این یکی از شرایطی است که ایران مطرح کرده و اینطور نیست که فقط آتشبس صورت گیرد.»
علی جنتی با اشاره وضعیت شرایط کشور بیان کرد: «یک جنگ نامتقارن را شاهد هستیم. در این جنگ، نامتقارن باید از تاکتیکهای جنگی نامتقارن نیز استفاده کرد از جمله قایقهای تندرو و توپداری که در حوزه خلیج فارس هست، به ویژه در شرایطی که تنگه هرمز در کنترل ایران قرار گرفته است، با توجه به تهدیدهایی که از سوی آمریکا و اسرائیل برای بازکردن این تنگه میشود میتواند بسیار مفید واقع شود.»
وی با اشاره به ادعاها درباره آتشبس گفت: «در مورد آتشبس، فکر نمیکنم در آینده نزدیک مثلاً ظرف یک هفته آینده یا دو هفته آینده اتفاق بیفتد چون بین خواستهها و مطالبات دو طرف فاصله زیادی وجود دارد. باید آمریکا و اسرائیل تضمین بدهند که دیگر به ایران حملههایی صورت نگیرد و این یکی از شرایطی است که ایران مطرح کرده و اینطور نیست که فقط آتشبس صورت گیرد.»
جنتی گریزی هم به ادعا درباره مسئله نفوذ در کشور زد و گفت: « فکر میکنم اتفاقی که افتاد که رهبری معظم انقلاب به شهادت رسیدند آنان کاملا اشراف داشتند که ایشان در دفتر خودشان حضور دارند، اطلاعات را از طریق سیستمهای جاسوسی و ماهوارهای دریافت کرده بودند.»
در ادامه مشروح گفتوگوی علی جنتی، وزیر ارشاد دولت یازدهم را میخوانید؛
****************************
* آقای جنتی! باتوجه به شرایط اخیر و جنگ، کشور باید چه راهبردهایی را هم در بحث سیاست خارجی و سیاست داخلی داشته باشد؟
قبل از بحث سیاست خارجی یا سیاست داخلی، باید به راهبرد مناسب برای دفاع در حوزه نظامی بپردازیم. بعد از جنگ دوازدهروزه با توجه به اینکه تعداد قابل توجهی از فرماندهان نظامی به شهادت رسیده بودند، برای هر فرماندهی جانشینی تعیین شد و برای آن جانشین، هم جانشین دیگری تعیین شد تا هریک به شهادت رسیدند فرد دیگری جایگزین او شود. اختیارات خاص و غیرمتمرکزی نیز به فرماندهان مختلف در عملیات داده بودند. این حرکت خیلی توانست در جنگ رمضان کمک بسیاری به تشدید حملات هجومی و دفاعی به ویژه در حوزه هواوفضا کند. همه فرماندهان در بخشهای مختلف به خصوص در حوزه هوا و فضا با آزادی عمل بیشتری برنامهریزی میکنند و این راهبرد کاملا موفق بوده است.
جنگ کنونی یک جنگ نامتقارن است
بنابراین، یکی از راهبردهای دفاعی تعیین سیاست کلی جنگ و دادن اختیارات به فرماندهان است. جنگ کنونی یک جنگ نامتقارن است. یک طرف، آمریکا است به عنوان بزرگترین غول نظامی جهان، و طرف اصلی آن اسرائیل است به عنوان دستنشانده آمریکا، و در مقابل ایران است که در این جنگ عمدتا متکی به آنچه موشکهای بالستیک و پهپادها است. بنابراین، یک جنگ نامتقارن را شاهد هستیم. در این جنگ، نامتقارن باید از تاکتیکهای جنگی نامتقارن نیز استفاده کرد از جمله قایقهای تندرو و توپداری که در حوزه خلیج فارس هست، به ویژه در شرایطی که تنگه هرمز در کنترل ایران قرار گرفته است، با توجه به تهدیدهایی که از سوی آمریکا و اسرائیل برای بازکردن این تنگه میشود میتواند بسیار مفید واقع شود. یا پرتابگرهای سیاری که الآن از آنها استفاده میشود که برخلاف لانچرها و پرتابگرهای ثابت که از پایگاههای موشکی بیرون میآید و بعد از حمله دوباره به پایگاه برمیگردد، توانسته است در دفاع هوایی هم موثرواقع شود.
همان اقداماتی که به سقوط جنگنده اف ۳۵ انجامید، و سپس به آسیب دیدن یک فروند 16 دیگر در استان مرکزی منجر شد، همگی مبین این حقیقت است که این سیاستهای دفاعی در جنگ نامتقارن موفق و راهگشا بودهاند. یکی دیگر از راهبردهای جمهوری اسلامی، بهرهمندی از نیروهای مقاومت در منطقه است.
این نیروها نیز در جنگ کنونی به یاری ایران شتافتند و نقشی مؤثر و یاریرسان ایفا نمودند. اینست که به طور مستمر هزینههای جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد. کاری که بعد از حمله اسرائیل به پارس جنوبی انجام شد و مراکز نفت و گاز در عربستان و قطر و امارات مورد حمله قرار گرفت، به بالارفتن قیمت انرژی در جهان منجر شد و برای کل دنیا هزینه ایجاد کرد که خود فشار مضاعفی بر آمریکا و اسرائیل خواهد بود. اگر پاسخی داده نمیشد، قطعا بسیاری از تاسیسات حیاتی کشور مورد هدف قرار میگرفت، اما حمله سریع و متقابل باعث شد که آمریکا اسرائیلی ها را مهار کند که دیگر حق حمله به زیرساخت های نفتی را نداشته باشند.
ما باید خود را برای جنگ فرسایشی آماده کنیم
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، این که ما باید خود را برای جنگ فرسایشی آماده کنیم. به نظر من در شرایط کنونی زمان میتواند به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد. اسرائیل با توجه به شرایط داخلی که دارد و همه شهروندانش در طول شبانهروز باید در پناهگاه باشند، و هر دو ساعت یا سه ساعت یک بار موشکهای ایران بر سر آنان فرود میآید و با به صدا درآمدن آژیرهای خطر اینان باید پیوسته به پناهگاهها بروند شرایطی بس دشوار را تحمل میکنند.
خرابیها و ویرانیهایی که در داخل اسرائیل پدید آمده و بسیاری از مراکز حیاتی آنان را از بین برده است فشار زیادی را بر رژیم وارد ساخته است. البته معمولا خبری از خسارتهای مهم سیستمهای امنیتی و نظامی به بیرون درز نمیکند و فقط گاه خبر تخریب ساختمانهای مسکونی و اداری را به خبرنگاران اجازه میدهند تا تصویربرداری کنند. بنابراین زمان و شرایط به سود ایران است و اگر بتوانیم جنگ فرسایشی را تداوم بخشیم، آمریکاییها و اسرائیلیها تاب ادامه آن را نخواهند داشت.
تداوم جنگ سبب شده است که در درون خود آمریکا، فشاری بیسابقهای بر ترامپ و دولت آمریکا وارد شود. به تازگی سنای آمریکا جلسهای چندساعته با مسئولان اطلاعاتی و امنیتی این کشور ترتیب داد و از آنان سوال کرد که مگر شما اطلاعات لازم را در اختیار ترامپ برای آغاز این حمله نگذاشته بودید؟ ایران چه تهدیدی برای آمریکا داشت که در این جنگ شرکت کرد؟ چرا شما ابزار دست اسرائیل قرار گرفتید؟ و بسیاری از سوالات دیگر که مقامات اطلاعاتی از پاسخ دادن به آن طفره میرفتند. در پاسخ به اینکه که چه تهدیدی از سوی ایران آمریکا را تهدید میکرد، موشکهایش قرار بود به آمریکا برسد و یا تهدید هستهای وجود داشت، آنان اعتراف کردند که چنین تهدیدی وجود ندارد و تصمیم گیری درباره آغاز جنگ به عهده ترامپ بوده است.
فشار افکار عمومی، دنیا چه در شرق آسیا و یا اروپا به خاطر کنترل تنگه هرمز بر آمریکا زیاد شده
نکته بعدی هم کنترل تنگه هرمز است که به نظر من، ایران باید از این اهرم به نحو احسن استفاده کند و میتواند دشمن را به زانو در آورد. الآن فشار افکار عمومی، دنیا چه در شرق آسیا و یا اروپا به خاطر کنترل تنگه هرمز بر آمریکا زیاد شده و عموما در زمینه تامین نفت و گاز دچار مشکل هستند. و این میتواند به خاتمه جنگ و تسلیم شدن آمریکا و اسرائیل کمک کند.
نکته اساسی دیگر استفاده از شکافهای ایجاد شده در داخل آمریکا است. بحث بحران مشروعیت حمله به ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است؛ دموکراتها، نخبگان و سیاستمداران به شدت جمهوریخواهان را زیر سؤال بردند و در سطح جهانی نیز افکار عمومی بر ضد آمریکا شکل گرفته است و این خودش موجب انزوای بیشتر آمریکا در عرصه بینالمللی خواهد شد.
امروز روزنامهنگاران، سیاستمداران و نخبگان کشورها در سراسر جهان همه درباره این بحث میکنند که چه دلیلی وجود داشته که آمریکا دست به این حمله زده است. در آمریکا نیز فشارهای زیادی از سوی طرفداران ترامپ بر او وارد شده است که شما شعار«اول آمریکا» را میدادید و الآن معلوم شد از نظر شما اول اسرائیل است و شما ابزار دست اسرائیل قرار گرفتهاید. و این نکته حائز اهمیت فراوانی است.
از منظر سیاست خارجی نیز باید تلاش کنیم که روابط خود را با همسایگان جنوبی که دچار تنش جدی شدهاند بازسازی نماییم. باید صبر کنیم جنگ به پایان برسد. همچنین روابط خود را با کشورهایی نظیر مصر، پاکستان و ترکیه مستحکم سازیم. اکنون با کشورهای منطقه به اینکه مجبور به انجام حملاتی به پایگاههای آمریکایی در این کشورها شدیم، روابط تیره و تاری داریم که باید پس از جنگ روی بهبود روابط کار بیشتری صورت پذیرد.
ما باید خود را برای جنگ فرسایشی آماده کنیم. به نظر من در شرایط کنونی زمان میتواند به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد
آتشبس در آینده نزدیک مثلاً ظرف یک هفته یا دو هفته آینده اتفاق نمی افتد
*در حال حاضر مواضعی در خصوص آتشبس در غرب شنیده میشود، آیا شرایط آن مهیاست؟ به خصوص که ترامپ مدعی شده که اگر تنگه هرمز باز نشود، ۴۸ ساعت آینده به نیروگاههای برق حمله میکند.
اولاً روی حرفهای ترامپ به هیچ عنوان نمیشود حساب کرد، ترامپ در هر لحظه یک نظر میدهد و در لحظه بعد نظر مخالف میدهد. او رئیسجمهوری است که نه اهل مطالعه است، نه روی سیاستهای بینالمللی کار کرده و عمدتا تصمیماتش از روی غرور و خودشیفتگی و براساس شنیدههای او از مشاورانش و برخی از اطرافیان و دامادش کوشنر است که عموما از عناصر تندرو هستند و آنها او را در این باتلاق انداختند.
در مورد آتشبس، فکر نمیکنم در آینده نزدیک مثلاً ظرف یک هفته آینده یا دو هفته آینده اتفاق بیفتد چون بین خواستهها و مطالبات دو طرف فاصله زیادی وجود دارد. باید آمریکا و اسرائیل تضمین بدهند که دیگر به ایران حملههایی صورت نگیرد و این یکی از شرایطی است که ایران مطرح کرده و اینطور نیست که فقط آتشبس صورت گیرد. در گذشته هم ترک درگیری صورت گرفت بعد هم حالت نه جنگ و نه صلح بود و نهایتا آنها مجدد حمله کردند. باید از چنین شرایطی خارج شد. بحث جبران خسارتها هم هست که بر کشور وارد کردهاند و وزیر محترم امورخارجه بارها مطرح کرده است که باید این خسارتها را بپردازند.
اسرائیل به این نتیجه رسیده که با ترور رهبر انقلاب و فرماندهان، نمیتواند نظام را سرنگون کنند
آنان هم در مقابل به دنبال تسلیم شدن ایران هستند. تاکنون اسرائیل به دنبال تغییر رژیم بود، الان به این نتیجه رسیده که با ترور رهبر انقلاب و فرماندهان، نمیتوانند نظام را سرنگون کنند. هیچ کدام از این حوادث هم منجر نشده که مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی به خیابانها بریزند و تظاهرات کنند. از این جهت ناامید هستند و به دنبال تحمیل شرایط خود بر ایران هستند. ایران هم هرگز تسلیم نخواهد شد. آنچه تعیینکننده است، میدان جنگ است. اگر ایران بتواند با حملات مستمردشمن را به زانو درآورد، شرایط ایران را میپذیرند و میتوان به توافقی دست یافت که دیگر از سوی آنان حملهای به ایران صورت نگیرد یا یک پیمان عدم تعرض و پیمان ترک مخاصمهای امضا شود که اسرائیل یا آمریکا به ایران حملهای نخواهند کرد.
اتفاقاتی که اخیرا رخ داد مانند حمله به شهر دیمونا که مرکز هستهای اسرائیل است، واقعاً سردمداران اسرائیل و نتانیاهو را به شدت نگران کرده و گزارش و خبرهایی که هست نشان میدهد آنان به شدت متزلزل شدهاند. با توجه به همه این شرایط، آتشبس را چندان نزدیک نمیبینیم مگر اینکه ایران بتواند در این جنگ به یک پیروزی چشمگیری دست پیدا کند.
باید به دنبال نظم جدیدی در منطقه برویم
* برای پایان دادن به جنگ، ضمن دریافت تضمین عدم حمله دوباره از سوی آمریکا و اسرائیل، چه شرایط دیگری را باید در نظر گرفت؟
باید به سراغ ترتیب دادن یک امنیت دستهجمعی در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه باشیم، که بتواند نفوذ آمریکا را کاهش بدهد. امارات و بحرین با اسرائیل ارتباط برقرار کردهاند و در همه کشورهای منطقه هم آمریکا دارای پایگاههایی است. الآن شرایطی پیش آمده است که سران کشورهای منطقه از این سخن میگویند که این پایگاهها با هزینههای میلیاردی ما ایجاد شده است. قطر ۲۰ میلیارد دلار برای پایگاه آمریکایی العدید هزینه کرد. بعد هم در یک دوره بعد ۲۶ میلیارد دلار دیگر برای تجهیز آن پایگاه بر دوش قطر گذاشتند. همه این هزینه را کردند که از آنان حمایت شود اما الآن احساس میکنند که آمریکا به جای حمایت از آنها، از اسرائیل حمایت میکند که آمریکا به جای حمایت از آنها، دارد از اسرائیل حمایت میکند و آنان را زیر تیغ حملات ایران قرار داده است و تأسیسات حیاتی آنان در خطر است.
لذا باید از این حالت استفاده کنیم و به دنبال نظم جدیدی در منطقه برویم تا بدون حضور آمریکا و با همکاری خود کشورهای منطقه، امنیت کشورها حفظ شود. ما میتوانیم یک موضع عقلانی و عملگرایانه پیش بگیریم به خصوص در مقابل طیف تندرو در داخل کشورمان که به دنبال جنگ طولانی مدت هستند و سعی کنیم تا جنگ را هرچه زودتر تمام کرده و به سراغ مسائل پساجنگ برویم.
عمق نفوذ اسرائیل در دستگاه اجرایی و اطلاعاتی و امنیتی و نظامی بسیار گسترده است
* اسرائیل مدعی شده که دارای سطح نفوذ گسترده در کشور است، نفوذی ها چه کسانی هستند و چگونه باید آن را شناسایی و برخورد کرد؟
این یک بحث طولانی است. از ابتدای انقلاب موضع در برابر اسرائیل روشن بود و این را در شعارهایی که همه مسئولان و مردم میدادند، میتوانستیم مشاهده کنیم. یکی از شعار های اصلی این بود که اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. این شعار در واقع موجودیت اسرائیل را تهدید میکرد و از حدود چهار دهه قبل، اسرائیل ایران را به عنوان بزرگترین تهدید امنیتی خود میداند، تلاش کرده برای بقای خود با ایران مقابله کند. از همان زمان به استفاده از برخی نفوذیها در دستگاههای مختلف اجرایی و نظامی و اطلاعاتی روی آوردند.
به عناوین مختلف، برخی از ناراضیهایی را که در خارج از کشور میدیدند را در اختیار گرفتند، آموزش دادند و به ایران فرستادند و به عنوان جاسوس از آنان استفاده میکردند. جنگ دوازدهروزه و شهادت جمع زیادی از فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای نشان داد که عمق نفوذ اسرائیل در دستگاه اجرایی و اطلاعاتی و امنیتی و نظامی بسیار گسترده است. اما این کار در طول این ۴۰ سال صورت گرفته و کار یک شبانهروز نبوده است. متأسفانه مسئولان امنیتی کشور بسیار غفلت کردند در طول این مدت و به جای اینکه به دشمن و عوامل جاسوسی آمریکا و اسرائیل بپردازند و آنان را زیر نظر بگیرد، بیشتر روی مسائل داخلی تمرکز کردند. باید پذیرفت که دشمن نفوذ زیادی از نظر نیروی انسانی در داخل سیستم کشور دارند.
بمباران محل حضور شهید دکتر لاریجانی بیشتر از طریق هوش مصنوعی اطلاعات مختلف را جمعآوری کرده بودند
علاوه بر نفوذ انسانی، از سیستمهای الکترونیک نیز حداکثر استفاده را میکنند. تمام موبایلهایی که در دست ما است، به عنوان یک وسیله جاسوسی برای اسرائیل قابل استفاده است. روی موبایلها به راحتی میتوانند کنترل داشته باشند بدون اینکه فرد متوجه شود که موبایلش شنود میشود. از ماهوارههای جاسوسی حداکثر استفاده را میکنند. ماهوارههای جاسوسی اسرائیل تا نیم متری زمین را میتوانند شفاف ببینند و حتی پلاک برخی از اتومبیلها را با فاصله چند متری از طریق ماهواره بخوانند. فکر میکنم اتفاقی که افتاد که رهبری معظم انقلاب به شهادت رسیدند آنان کاملا اشراف داشتند که ایشان در دفتر خودشان حضور دارند، اطلاعات را از طریق سیستمهای جاسوسی و ماهوارهای دریافت کرده بودند. از همه مهمتر برای کسب اطلاعات و جمعبندی آن هوش مصنوعی است که از طریق آن، به جمعآوری اطلاعات میپردازند، حتی در بمبارانهایی که صورت میگیرد و مناطق مختلفی را که میزنند بمباران محل حضور شهید دکتر لاریجانی بیشتر از طریق هوش مصنوعی اطلاعات مختلف را جمعآوری کرده و تصمیم میگیرند که بمباران کنند و اگر احتمال بدهند که فردی در چند محل میتواند حضور داشته باشد همه گمانهها را بمباران میکنند.
پس هم از منابع انسانی، هم الکترونیکی، هم هوش مصنوعی و ماهوارههای جاسوسی اطلاعات کسب میکنند و ایران هم باید خودش را تجهیز کند، جلوی این نفوذ را بگیرد. چه از نظر نفوذ نیروهای انسانی و چه پرهیز در استفاده از موبایل در اماکن حساس و همراه با شخصیتهای مورد توجه دشمن.
باید اصلاحات عمیقی در کشور صورت بگیرد
* بعد از جنگ چه اصلاحاتی را برای حفظ انسجام ملی باید داشته باشیم؟
این موضوع مفصلی است و شاید در این گفتوگو نشود به آن پرداخت، باید اصلاحات عمیقی در کشور صورت بگیرد. هم به لحاظ ساختاری، اصلاحاتی در اداره کشور مورد نیاز است و ضعفهای ساختاری مشخص شده و باید آنها را جبران کرد و هم برخی از محدودیتهایی را که در داخل کشور برای مردم ایجاد شده باید برداشته شود.
مردم شریف کشورمان در طول جنگ رمضان، شبها در تمام شهرهای ایران در میدانها و خیابانها تجمع داشتند و از نظام حمایت میکنند. باید رضایت آنان را جلب کرد و قدر مردم را دانست. رضایت هم تنها حل مشکلات معیشتی نیست. برخی از آزادیهایی را دولت و حاکمیت باید برای آنان تامین کند و محدودیتها را بردارند.
همین شبکههای اجتماعی یا ارتباطی که فیلتر میشود، تجارت مردم به اینها وابسته است، روابطشان با اقوام و خانواده به این شبکهها وابسته است، میخواهند با دوستانشان و خانوادهشان در خارج ارتباط بگیرند. وقتی فیلتر میشود چقدر به آنان لطمه میزنیم.
اینها را باید مورد توجه قرار داد. اقتصاد کشور در اثر جنگ آسیب زیادی دیده و کارخانجات زیادی یا ورشکسته شدند یا در آستانه ورشکستگی هستند، باید با کمک دولت روی پای خودشان بایستند. دولت باید خسارتهای مالی و انسانی که به مردم وارد شده را جبران کند. ساختمانهای تخریب شده مورد حمایت قرار بگیرند. جانبازان و شهدا مورد توجه قرار بگیرند، کشور باید به دنبال رفع تحریمها برود.
بعد از برقراری آتشبس، عقلای ما باید بنشینند، فکر کنند که چگونه میتوان تحریمها را برداشت، البته این اقدام حتما باید مذاکرات سازنده و شرافتمندانه و برد برد انجام شود. اینکه بگوییم هر آنچه ما میگوییم باید انجام شود، هیچ وقت به نتیجه نرسیده و تجربه نشان داده به نتیجه نخواهد رسید. اما اگر مذاکرهای مانند مذاکرات برجام باشد که همه آنچه ما میخواستیم به دست نیامد اما قطعنامه شورای امنیت و تحریمها برداشته شد. اکنون که قطعنامهها بازگشته، باید تلاش کرد برداشته شود وتحریمها از بین برود و مردم از این فشار مضاعفی که روی آنان است خلاص شوند.
نظر شما