این جنگ چگونه به پایان میرسد؟/ سه سناریوی برای پایان بازی
محاصره دریایی مرتبط با ایران که از سوی دونالد ترامپ در تنگه هرمز اعمال شده، هنوز نخستین آزمون بزرگ خود را پشت سر نگذاشته است؛ هرچند عبور چند نفتکش از جمله یک نفتکش چینی حامل متانول از این آبراه، پرسشهایی جدی درباره میزان کارآمدی آن ایجاد کرده است.
به گزارش اکونومیست، اینکه جنگ چگونه پایان مییابد، همچنان نامشخص است و بخش زیادی از آن به موفقیت یا شکست این محاصره بستگی دارد؛ سیاستی که با وجود نیروی نظامی آمریکا، همچنان با تردیدهایی درباره کارآمدی آن روبهروست. در ادامه، سه سناریوی احتمالی برای پایان این محاصره بررسی میشود.
۱. محاصره محدود؛ فشار بدون تسلیم
دولت آمریکا این محاصره را جایگزینی قاطع برای ادامه جنگ معرفی میکند، اما محدودیتهای آن دقیقا همان چیزی است که اثربخشیاش را کاهش میدهد. مقامهای آمریکایی تأکید کردهاند که کشتیهای غیرایرانی همچنان اجازه عبور از خلیج فارس را خواهند داشت. این استثنا به ایران فضای مانور میدهد. تهران سالهاست روشهای دور زدن تحریمها را توسعه داده؛ از انتقال کشتی به کشتی گرفته تا تغییر پرچم و فروش غیرمستقیم نفت. این روشها فشار اقتصادی را کاملا از بین نمیبرند، اما آن را کاهش میدهند. تیجه چیست؟ فشار اقتصادی بر ایران بدون آنکه ترامپ به خواستهاش برسد.
این فشار فقط به ایران محدود نمیماند. بازار انرژی جهانی به سرعت به هر اختلالی واکنش نشان میدهد و همین حالا نیز بیثباتی زیادی وجود دارد. حتی احتمال محدود شدن صادرات میتواند قیمت نفت را بالا ببرد و بر تورم و هزینه سوخت تأثیر بگذارد.
این وضعیت شکافی میان پیام دولت ترامپ و تجربه واقعی شهروندان آمریکایی ایجاد میکند. سیاستی که قرار بود کنترلشده به نظر برسد، ممکن است بهعنوان از دست رفتن کنترل بر هزینهها تلقی شود، بهویژه اگر دستاورد ملموسی نداشته باشد.
در چنین شرایطی، محاصرهای نیمهموثر میتواند به بنبستی منجر شود: فشار بدون نتیجه و هزینه اقتصادی بدون راهحل. در نهایت، ترامپ با یک انتخاب دشوار روبهرو خواهد شد: تشدید جنگ یا مصالحه با تهران.
۲. تشدید خطرناک تنشها
سناریوی دوم، تشدید درگیریهاست، مسیر خطرناکی که میتواند به اشکال مختلفی بروز کند. یکی از این مسیرها، تقابل میان آمریکا و کشورهایی است که به خرید نفت ایران ادامه میدهند، بهویژه چین.
اگر آمریکا بخواهد یک کشتی با پرچم چین را متوقف کند، واکنش پکن چه خواهد بود؟ آیا این اقدام میتواند جنگ تجاری میان دو کشور را دوباره شعلهور کند؟ ممکن است آمریکا به جای توقیف کشتی، از ابزارهایی مانند تعرفههای جدید استفاده کند. در عین حال، چین نیز ممکن است ترجیح دهد منتظر بماند تا نتیجه محاصره مشخص شود. اما خطر بزرگتر، تقابل مستقیم با ایران است.
پیش از آتشبس، ترامپ تهدید کرده بود که زیرساختهای حیاتی ایران (از جمله پلها و نیروگاهها) را هدف قرار خواهد داد. اگر محاصره شکست بخورد، این گزینه دوباره روی میز قرار میگیرد!
چنین سناریویی آمریکا را به جنگی بازمیگرداند که تصور میشد پایان یافته است، آن هم بدون چشمانداز روشن. پیامدهای اقتصادی آن نیز شدید خواهد بود: تورم بالاتر، نرخ بهره بیشتر و بیثباتی در بازارها.
مهمتر از همه، این سناریو به معنای تلفات انسانی بیشتر و رنج غیرنظامیان است. هرچه محاصره طولانیتر شود، خطر تشدید درگیری نیز افزایش مییابد.
۳. خروج از بحران از طریق مذاکره
کمتنشترین و شاید محتملترین سناریو، رسیدن به یک توافق از طریق مذاکره است که هر دو طرف بتوانند آن را پیروزی جلوه دهند. محاصرههای محدود معمولا اهرمی برای مذاکرات ایجاد میکنند! در اینجا نیز ممکن است آمریکا امتیازات محدودی مثلا در زمینه بازرسیها یا آزادی کشتیرانی به دست آورد و آن را با بزرگنمایی معمول ترامپ موفقیت سیاست خود معرفی کند. چالش اصلی، روایتسازی است. پس از نمایش محاصره بهعنوان فشاری قاطع، یک توافق محدود برای ترامپ یک شکست است. برای ایران نیز پذیرش خواستههای آمریکا خوشایند نیست. اگر مذاکرات سریعا به نتایج ملموس برسد، محاصره بهعنوان ابزار موفق فشار تلقی میشود. در غیر این صورت، به همان وضعیت آشنای روابط ایران و آمریکا بازمیگردیم: تنش، هزینه و بنبست.
نظر شما