این جنگ سرنوشت ایران را تعیین می کند/ نبرد بزرگ ایران و آمریکا در تنگه هرمز/ پیروز جنگ تاج بر سر می نهد
جنگ ایران و آمریکا در دریای جنوب و تنگه هرمز یک جنگ حیثیتی و مهم است که می تواند آینده کشور، منطقه و حتی دنیا را تعیین کند. هر کشوری بتواند در این جنگ پیروز شود، بر یکی از مهم ترین راه های انتقال کالا و انرژی و یکی از استراتژیک ترین مناطق دریایی دنیا تسلط می یابد.
محاصره دریایی ایران و بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و به خصوص اسکورت نفتکش ها توسط نیروی دریایی آمریکا سبب شده که بسیاری جنگ دریایی ایران و آمریکا را قریب الوقوع بدانند (اینجا بخوانید).
به نظر می رسد جنگ دریایی بزرگ میان ایران و آمریکا یک جنگ تعیین کننده باشد. این مساله به این دلیل است که دریا اهمیت فوق العاده زیادی در دنیای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژی دارد.
این مساله ای است که بسیاری از تحلیلگران بر آن تاکید دارند و تاریخ نیز آن را تایید می کند. نباید فراموش کرد که آلفرد ماهان، استراتژیست و تحلیلگر مشهور آمریکایی و صاحب کتاب «تأثیر و قدرت دریایی در تاریخ» قدرت دریایی و تسلط بر دریاها را عامل اصلی قدرت گرفتن یک کشور یا دولت دانسته است. او معتقد است از ابتدای تاریخ، هر کشوری که تبدیل به ابرقدرت شده، با تسلط بر شریان های آبی و اقیانوس ها به این مهم دست یافته است.
تاریخ، قدرت و دریا
تاریخ هم تئوری فوق الذکر آلفرد ماهان را تایید می کند. وایکینگ ها از طریق تسلط بر اقیانوس اطلس و ساخت کشتی های تندرو توانستند به انگلستان و سپس، قلب اروپا و نرماندی رسیده و بر آن مناطق تسلط یابند. اسپانیا و پرتغال از طریق سلطه بر آبراهه ها توانستند «ابرقدرت» شوند و انگلستان نیز از طریق شکست این دو قدرت دریایی به خصوص در خلیج فارس، اقیانوس هند و بخشی از اقیانوس آرام توانست به قدرت استعماری اول دنیا بدل شود.
ناپلئون به خوبی به راز قدرت انگلستان پی برده بود. به همین دلیل، تلاش زیادی کرد که از طریق ساخت نیروی دریایی قدرتمند، انگلستان را تضعیف کند. نتیجه تلاش ناپلئون تسلط بر مصر بود اما تلاش و برنامه او به نتیجه کامل نرسید و او سرانجام نتوانست به طور کامل انگلستان را در دریا شکست دهد و مغلوب لندن شد.
تلاش ناپلئون در جنگ جهانی دوم توسط نازی ها و هیتلر دنبال شد. هیتلر تلاش داشت از طریق نوسازی نیروی دریایی آلمان و ساخت اژدرها و زیردریایی های مختلف، انگلستان را شکست دهد اما او نیز نتوانست به این مهم دست یابد. تنها آمریکا بود که از طریق تسلط بر دریاها و احیاء نیروی دریایی خود توانست انگلستان را زیر سایه خود برده و خود، تبدیل به قدرت اول دنیا شود.
ژئوپلی نومی؛ نبرد قدرت ها بر سر بنادر و دریاها
طبق تئوری های جدید، جنگ قدرت های بزرگ بر سر شریان های آبی است. جنگ اصلی البته نه بر سر تسلط بر دریاها بلکه بر سر تسلط بر راه ها و تزانزیت های دریایی به خصوص در حوزه انرژی است. این مساله ای است که نظریه «ژئوپلی نومی» نیز بر آن تاکید دارد.
نظریه پردازان ژئوپلینومی معتقدند تغییرات سیاسی جهان نوین بر اساس سه مفهوم بندر، کریدور و انرژی قابل تبیین است. آنها معتقدند بر خلاف گذشته که کشورها به دنبال «منابع انرژی» بودند و بر این اساس، با هم رقابت کرده و برخی کشورها دیگر کشورها را به استعمار خود درمی آوردند، در قرن جدید، مساله اصلی و حیاتی نه منابع انرژی بلکه «انتقال انرژی» است و بزرگترین و قدرتمندترین کشورها در آینده کشورهایی هستند که بر کریدورهای انتقال انرژی تسلط داشته باشند. بر این اساس، بنادر، کریدورهای بینالمللی و مسیرهای انتقال انرژی، محور بازی قدرت ها را تشکیل میدهد. بنابراین، اگر کشوری بخواهد به قدرت برتر تبدیل شود باید بر بنادر، مسیرهای انتقال انرژی و ترانزیت تسلط یابد.
جنگ سرنوشتساز ایران و آمریکا در تنگه هرمز
اگر مسائل بالا را با هم جمع کنیم به این نتیجه می رسیم که جنگ ایران و آمریکا در دریای جنوب و تنگه هرمز یک جنگ حیثیتی و مهم است که می تواند آینده کشور، منطقه و حتی دنیا را تعیین کند. هر کشوری بتواند در این جنگ پیروز شود، بر یکی از مهم ترین راه های انتقال کالا و انرژی و یکی از استراتژیک ترین مناطق دریایی دنیا تسلط می یابد و این مساله می تواند آن را به یک قدرت بزرگ نظامی، اقتصادی و سیاسی تبدیل کند.
ببینید:
شبیهسازی عملیات عبور ناوشکنهای آمریکایی از تنگه هرمز
نظر شما