چگونه «بازدارندگی» ایران ترمیم می شود؟

اگر این اقدامات را نکنیم حملات پیاپی آمریکا به ایران حتمی است

تجربه جنگ 12 روزه و 40 روزه نشان داد که ایران به جای تمرکز بر الگوها و عوامل سنتی مانند قدرت موشکی و نیروهای نیابتی باید روی عواملی جدید سرمایه گذاری کند. از جغرافیا گرفته تا تنگه هرمز و وحدت داخلی می توانند مهم ترین عوامل ایران در ترمیم بازدارندگی باشند.

 جنگ ایران و آمریکا برخی واقعیت های ژئوپلیتیک را برای ما روشن کرد. برخی از این حقایق تلخ و برخی دیگر شیرین بودند. یکی از مهم ترینِ این حقایق ضربه خوردن «بازدارندگی» ایران است که مدت ها آن را در اختیار داشت و مانع از حمله کشورهای خارجی به وطن می شد. با این حال، وقوع دو جنگ در کمتر از یک سال و افزایش احتمال وقوع جنگ سوم در ماه های آتی به خوبی نشان می دهد که این بازدارندگی کمرنگ و کمرنگ تر شده و اگر به سرعت به ترمیم آن نپردازیم ممکن است از این هم نحیف تر شود و سبب جنگ های بیشتر گردد.

اما چگونه می توان بازدارندگی را ترمیم کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست باید به «چیستی» بازدارندگی پرداخته و آن را بررسی کنیم. بازدارندگی چیست و چه عناصری دارد؟

بازدارندگی، ساختار، عناصر و انواع آن

بازدارندگی (Deterrence) یکی از مهم ترین و بنیادی ترین مفاهیم ژئوپلیتیک به حساب می آید. در روابط بین‌الملل و عالم ژئوپلیتیک، «بازدارندگی» به معنای جلوگیری از حمله یا تجاوز از سوی دشمن است. این کار یا از طریق قدرت دفاعیِ پیش از حمله (بازدارندگی سلبی) انجام می ‌شود از طریق اقدام تلافی‌جویانه (بازدارندگی تنبیهی).

همچنین، بازدارندگی می تواند «ذهنی» و «عینی» باشد. بازدارندگی عینی یعنی کشوری با توان نظامی و اقتصادی و سیاسی خود سبب ترس مهاجم و عقب نشینی آن گردد. بازدارندگی ذهنی به این معنی است که کشوری ترس را به جان مهاجم انداخته و از طریق بازی های رسانه ای و مارش و ... کشور مهاجم را به این گمان سوق دهد که حمله به کشور مدافع می تواند آسیب زا باشد.

بازدارندگی بسته به وضعیت جهان، تقسیم قدرت، مفاهیم و ارزش ها و ... متفاوت است. برای مثال، در جنگ سرد، «توان هسته ای» عامل بازدارنده به حساب می آمد و معمولا کشوری که قدرت هسته ای داشت، مورد هجوم قرار نمی گرفت اما اکنون این بازدارندگی از بین رفته است و ما می بینیم که کشوری مانند روسیه با صدها کلاهک هسته ای وارد جنگی خونین با غرب می شود و نمی تواند از توان هسته ای خود به عنوان عامل بازدارنده استفاده کند. همچنین، جنگ میان پاکستان و هند که هر دو قدرت هسته ای هستند نشان می دهد که «توان هسته ای» دیگر یک قدرت و عامل بازدارنده به حساب نمی آید.

اما چه چیزی سبب بالا رفتن بازدارندگی می شود و چه چیزی سبب نابودی یا کاهش و افت آن می گردد؟ در زیر به مهم ترین عوامل افزایش بازدارندگی اشاره می کنیم. طبعا، سلب و نفی این عوامل، به کاهش و افت بازدارندگی می انجامد.

الف. وضوح و شفافیت در تبیین خطوط قرمز

 

کشوری که دارای بازدارندگی است باید به خوبی نشان دهد که «خطوط قرمزش» چه هستند. اگر تبیین این خطوط قرمز با اشکال مواجه شود، بازدارندگی نیز به خطر می افتد. برای مثال، در آستانه‌ جنگ خلیج فارس، صدام حسین به ‌دلیل نبود شفافیت در موضع آمریکا و عربستان، ارزیابی نادرستی از «خطوط قرمز» این دو داشت و به کویت حمله کرد و وارد جنگی شد که هزینه سنگینی برای او داشت و زمینه ساز سقوط او گردید.

ب. ارتباط میان سیاست، امنیت و اقتصاد

یک کشور هرگز نمی تواند با یک عامل «بازدارندگی» طولانی مدت ایجاد کند. ارتباط میان سیاست، جامعه و امنیت و البته حمایت اقتصاد از این سه عامل، سبب افزایش بازدارندگی و عملیاتی شدن آن می شود.

ج. پیش بینی تصمیم دشمن

بازدارندگی امری دوطرفه است. کشور بازدارنده بر اساس توان نظامی، انگیزه ها و نقشه های طرف مقابل تصمیم می گیرد که به کشور دیگر حمله کند یا نه. مدافع نیز بر اساس این توان، انگیزه و نقشه باید بازدارندگی خود را تنظیم کند.

به جز این سه، برخی عوامل دیگر نیز وجود دارند که در تقابل میان کشور قوی و ضعیف تر به کار آمده و اتفاقا برای کشور ضعیف تر بازدارندگی ایجاد می کنند. مهم ترینِ این عوامل بدین شرح هستند:

الف. اتکاء به حمایت مردمی

گاهی یک نظام سیاسی یا کشور توان نظامی بالایی ندارد اما با حمایت مردمی می تواند بازدارندگی ایجاد کند و مهاجم را از فکر هجوم دور کند.

ب. بهره گیری از جغرافیا

گاهی وضعیت جغرافیایی یک کشور سبب بازدارندگی می شود. برای مثال، وضعیت مناطق شمال ایران و کوهستانی و جنگلی بودن آن سبب بازدارندگی در قرون نخست هجری شد و باعث شد اعراب به آن مناطق حمله نکنند.

ج. ایدئولوژی

 

گاهی یک ایدئولوژی سبب تقویت روحیه مبارزه جویی می شود و دشمن را می ترساند.

عقلانیت سیاسی؛ عاملی که بازدارندگی را معنا می کند

با وجود موثر بودن تمام عوامل فوق، باید در نظر داشت که یک عامل بیش از همه در کاربردی بودن «بازدارندگی» موثر است و آن «عقلانی» رفتار کردن بازیگران سیاسی است. در ژئوپلیتیک، فرض بر این است که دولت‌ ها با محاسبه «سود و زیان» تصمیم می‌ گیرند و اگر هزینه حمله زیاد باشد، از آن صرف‌نظر می ‌کنند اما اگر یک بازیگر بر اساس ایدئولوژی، باورهای شخصی و حتی جنون تصمیم به جنگ بگیرد، تمام این چهارچوب ها از بین می رود و بازدارندگی معنای خود را از دست می دهد.

ایران چگونه بازدارندگی خود را بازمی گرداند؟

اکنون باید به پرسش اصلی خود بازگردیم: ایران چگونه می تواند بازدارندگی خود را ترمیم کند؟ آنچه واضح است این است که ایران تا قبل از جنگ 12 روزه از طریق «توان موشکی» و سرمایه گذاری روی «گروه های نیابتی» بازدارندگی خود را بالا می برد. با این حال، این بازدارندگی به مرور از بین رفت و قدرت خود را در جنگ 12 روزه و سپس 40 روزه از دست داد. با وجود قدرت نمایی موشکی ایران در دو جنگ اخیر و همچنین، ورود جدی حزب الله و انصارالله به جنگ، باید اعتراف کنیم که ایران قدرت بازدارندگی خود را تا حدی از دست داده و این قدرت نمایی ها نتوانستند جلوی حمله اسرائیل به ایران و حتی عدم تکرار آن را بگیرند.

تجربه جنگ 12 روزه و 40 روزه نشان داد که ایران به جای تمرکز بر الگوها و عوامل سنتی مانند قدرت موشکی و نیروهای نیابتی باید روی عواملی جدید سرمایه گذاری کند. مهم ترین این عوامل بدین شرح هستند:

الف. تمرکز بر تنگه هرمز و تهدید به بستن آن

ب. حمله به مراکز آمریکایی در کشورهای منطقه

ج. منطقه ای کردن جنگ در صورت تهاجم دشمن

د. تمرکز روی قدرت ملی، وحدت داخلی و اتحاد دولت و ملت

 

ه. جغرافیای ایران (مناطق بکر جغرافیایی، تنگه ها، کوه ها و ... و همه عواملی که در طول تاریخ سبب شکست متجاوزان مانند اعراب بنی امیه در شمال، عثمانی در غرب و پرتغال در جنوب شدند)

اگر ایران نتواند از طریق 5 عامل فوق بازدارندگی ایجاد کند باید روی توان نظامی خود تمرکز کرده و همزمان، از طریق ارتباط با چین و روسیه (قطب های شرق) قدرت سیاسی خود را بالا ببرد. اگر این دو نیز سبب بازدارندگی نشد، احتمالا تنها راه، مصالحه و تفاهم و توافق با آمریکا است.

منبع: خبرفوری
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه