روایتی از فقر و بی پولی حمید صفت/ ویدئو
حمید صفت در روایتی از دوران سخت بیپولی، از تجربه دستفروشی در نوجوانی و تلاش برای تأمین هزینه های خود گفت و تأکید کرد که مسیر زندگیاش با پشتکار و استقلال شکل گرفته است. او همچنین با اشاره به نگاهش به آینده اظهار داشت که «سقف آرزوهای من پایانی ندارد» و همچنان مادیات و معنویات را در کنار هم مهم میداند.
حمید صفت، بازیگر و خواننده شناختهشده، در روایتی صمیمانه از دوران دشوار بیپولی و تلاشهای خود برای دستیابی به استقلال مالی سخن گفت. او با اشاره به تجربههای سخت آن دوران اظهار داشت: «یکی از بدترین احساسات بیپولی این است که در محیطی به انسان حس اضافه بودن بدهند، در حالی که امکان ترک آن شرایط را نداشته باشد.»
صفت که پس از جدایی از خانواده پدری، دورهای دشوار را پشت سر گذاشته است، با وجود شرایط نامساعد هرگز از تلاش دست نکشید. وی در دوران راهنمایی و اوایل دبیرستان با دستفروشی در خیابانها امرار معاش میکرد و با همان درآمد اندک، هزینههای استودیو و فعالیت های هنری خود را تأمین میکرد.
او همچنین با اشاره به یکی از آرزوهای دوران جوانی خود بیان کرد: «در ساختمان پلاسکو مغازهای وجود داشت که از نظر من بسیار جذاب بود و به ظاهر و نوع اجناس آن علاقه داشتم و همیشه آرزو داشتم در آنجا مشغول به کار شوم.» به گفته وی، پس از سه ماه تلاش موفق به ورود به آن مغازه شد، اما تنها دو هفته بعد از آنجا خارج شد.
حمید صفت درباره تجربه حضورش در پلاسکو افزود: «سقفش را که دیدم، متوجه شدم پوچ است؛ از آنجا بیرون آمدم. سقف آرزوهای من پایانی ندارد.» او همچنین تأکید کرد که مادیات و معنویات هر دو برایش اهمیت دارند و معتقد است انسان میتواند بلندترین اهداف را برای خود متصور شود.
این روایت، بازتابی از مسیر پرچالش زندگی حمید صفت است؛ مسیری که از دشواریهای اقتصادی و خانوادگی آغاز شد و به فعالیت در عرصه هنر و شهرت انجامید.
حمیدرضا امیری صفت با نام هنری حمید صفت خواننده و بازیگری است که در تاریخ 18 مرداد 1372 در شهر تهران چشم به جهان گشوده است. این چهره دوران کودکی سختی را به واسطهی طلاق پدر و مادر خود گذراند. او از دوران تحصیلش در مقطع راهنمایی فعالیتهای موسیقی خود را با الگوبرداری از رپرهای بینالمللی و همکاری دوست خود در این عرصه آغاز کرد.
حمید صفت پس از چندین سال فعالیت در دنیای موسیقی به بازیگری علاقهمند شد و سعی کرد خودش را وارد این حرفه بکند.
او سرانجام در سال 1402 توانست با نقشآفرینی در سریال هفت سر اژدها وارد این حرفهی پرچالش شود. حضور حمید صفت در سریال بامداد خمار نرگس آبیار نیز مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفت و این چهره در این اثر فرصت یافت تا تواناییها و استعدادهایش در بازیگری را به معرض نمایش بگذارد و نامش را در این حرفه نیز بر سر زبانها بیندازد.
آیا واقعاً میشود فقط از روی تیپ و ظاهر درباره زندگی یک نفر قضاوت کرد؟
فکر میکردید حمید صفت پشت این ظاهر، چنین مسیر سختی از بیپولی، دستفروشی و تلاش برای رسیدن به استقلال را تجربه کرده باشد؟
نظر شما