علیاکبر صالحی، وزیر اسبق امور خارجه:
مشکل این است که دشمن را شوخی میگیریم
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی گفت: این کشور چند هزار سال تاریخ مکتوب دارد و هر دشمنی که به این مرز و بوم حمله کرد اعم از مغول، اسکندر و غیره، در دل این ملت بزرگ هضم شد و ما در طول تاریخ ثابت کردهایم که میتوانیم به عنوان یک ملت از درون بحران های بزرگ خارج شویم و خودمان را نجات دهیم.
همه طیف های سیاسی کشور، اعم از اصلاح طلب و اصولگرا احترام ویژه ای برایش قائل هستند و به همین دلیل با بیشتر دولت ها فارغ از گرایش های سیاسی، کار کرده است. جزو مسئولین بی ریا و پاکدست کشور است و در هر مقام و مسئولیتی که قرار گرفته، خودش را از حاشیه دور کرده و با جان و دل، مسئولیتش را به پایان رسانده است. اولین رئیس دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین، دو بار رئیس دانشگاه صنعتی شریف در دهه ۶۰، نماینده دائم ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی، وزیر امور خارجه در دولت محمود احمدی نژاد، رئیس سازمان انرژی اتمی در هر دو دولت حسن روحانی و عضو اصلی بخش فنی تیم برجام به همراه دکتر محمدجواد ظریف، قسمتی از کارنامه درخشان دکتر «علیاکبر صالحی» است.
دکتر صالحی، دانشآموخته دانشگاه آمریکایی بیروت و مؤسسه فناوری ماساچوست(امآیتی) آمریکا در رشتههای فیزیک هستهای و مهندسی هستهای است. پروژه غنیسازی ۲۰ درصدی سوخت هستهای و تبدیل آن به صفحات سوخت برای بکارگیری در رآکتور تحقیقاتی تهران که از افتخار آمیزترین پروژههای علمی و تحقیقاتی مهندسان و فیزیکدانان هستهای ایران پس از انقلاب شمرده میشود و همچنین غنی سازی ۶۰ درصدی بهمنظور استفاده در تولید تارگت برای تولید مواد اولیه رادیو دارو و نیز پیشران هسته ای، تحت راهنماییهای دکتر صالحی و در زمان مدیریت ایشان با موفقیت به نتیجه رسید. گفتگویی اختصاصی و دوستانه با ایشان پیش از جنگ کنونی انجام دادیم که بنا بود در ویژه نامه نوروزی روزنامه به چاپ برسد، اما به دلیل تهاجم نظامی دوباره آمریکا ورژیم صهیونیستی به ایران و لغو چاپ ویژه نامه، مصاحبه مذکور در این شماره تقدیم خوانندگان محترم می شود.
*اجازه می خواهم اولین سوال را کلی بپرسم و سپس به سراغ سوالات جزئی تر برویم. چه شد به این شرایط رسیدیم و کشور در شرایط کاملاً جنگی قرار گرفته، در حالی که بعد از برجام، کورسوی امیدی به جامعه بازگشته بود و مردم فکر میکردند نه فقط سایه جنگ، بلکه تحریم های شوم نیز کلاً از کشور دور شده است ؟
این سؤال شما بسیار جامع و عمیق است و برای پاسخ به آن نیاز هست بسیاری از مسائل در نظر گرفته شود. یادمان باشد که قرآن کریم هشدار می دهد اولا دشمن اهل خدعه است و ثانیا به چیزی کمتر از تسلیم اراده آنها رضایت نمی دهد.
اما اینکه چه شد به این نقطه رسیدیم، اگر بنا را بر این بگذاریم که جهان بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم دارای نظم خاصی است و در این نظم خاص هر کس جای خودش را دارد؛ بعد از انقلاب اسلامی این نظم موجود با چالش روبرو می شود، زیرا این انقلاب برای آنها پدیدهای ناآشنا بود.
اوایل انقلاب عدهای از عزیزان در ایران اظهار میکردند که این انقلاب ما یک انقلاب بینشی و لذاجهانی است و در واقع یک انقلاب ملی به آن مفهوم نیست، بلکه یک انقلاب اُمتی و جهانی است و یک رسالت دارد و آن اینکه کل جهان را به جهتی هدایت کند که مدنظر دارد. به همین دلیل است که میگوییم انقلاب اسلامی و نمیگوییم انقلاب ایرانی. بعد عدهای در همان اوایل انقلاب صراحتا میگفتند ما میخواهیم این انقلاب را صادر کنیم و البته اقداماتی خودسرانه هم از طرف آنها در آن زمان انجام شد که این مفهوم را تشدید کرد.
در ابتدا فقط به بیان موضوع صدور انقلاب به صورت کلامی اکتفا میشد ولی بعدا بعضیها که معلوم نبود از کجا دستور میگیرند، خودسرانه یک کارهایی کردند که باعث شد دیگران بخصوص همسایگان نسبت به انقلاب اسلامی نگران شوند.
*اینها اشتباهاتی بود که انجام شد. اما سؤال این است که چرا این اشتباهات شد؟
در پاسخ باید گفت که این انقلاب در دوران شکل گیری، با یک برنامه کاری و عملیاتی از پیش تعیین شده وارد صحنه نشد. برای مصداق، مثالی بزنم؛ مثلاً آلمان یک حزب دموکرات مسیحی، یک حزب سوسیال دموکرات و احزاب سبز و غیره دارد و اینگونه احزاب در کشورهای اروپایی برنامه کاری دارند یعنی برای سیاست خارجی، اقتصاد، مسائل امنیتی، انرژی و همه چیز برنامه دارند، لذا وقتی یک حزبی پیروز میشود و به قدرت می رسد، میداند که میخواهد چکار کند و از همان روز آغاز مسئولیت، برنامهاش را روی میز میگذارد و قبلش هم به مردم برنامهاش را اعلام کرده است.
در ایران وقتی انقلاب سال ۵۷ رخ داد، شرایط جهان در آن زمان و شرایط داخلی ایران به گونهای بود که این دو با هم سبب شدند پیروزی انقلاب اسلامی هم تسریع شود و هم تسهیل.
ولی انقلاب اسلامی در ابتدا برنامه ای جامع برای حکمرانی نداشت. بنده خودم در آن زمان عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و در جریان تکوین انقلاب بودم که چگونه انقلاب شروع شد بخصوص که دانشگاهها نیز در بحث انقلاب بسیار فعال بودند. انقلاب هم در آن زمان عنوان اسلامی نداشت اما رهبر انقلاب یک فرد مسلمان، مجتهدی عالیمقام، مرجعی بزرگ و مورد اعتماد و وثوق بودند و چون رهبریت این انقلاب برعهده یک مرجع عالیمقام بود، لذا انقلاب سبقه اسلامی گرفت، ولی تکرار می کنم که یک برنامه عملی نداشتیم. اگر از صاحبان انقلاب سؤالی در این خصوص میپرسیدید، فقط بصورت کلی جواب میدادند که ما رفاه و سعادتمندی برای مردم میخواهیم و اینکه می خواهیم فساد را کاهش دهیم. اما برای مسائل مهمی مانند اقتصاد یا انرژی و یا صنعت و امور دیگر برنامه نداشتیم.
به همین دلیل شما وقتی روزنامههای زمان انقلاب، از جمله همین روزنامه اطلاعات را مطالعه کنید، میبینید که در مباحث اقتصادی چه تناقضات و تعارضات کلامی دیده میشود؛ مثلاً یکی از کمونیسم دفاع میکرد، یکی از سوسیالیسم، یکی از شرکتهای تعاونی، یکی از بخش خصوصی، یکی از اقتصاد توحیدی و غیره.
زمان انقلاب، ما با اسمهای مختلف روبرو بودیم مانند کمونیسم، سوسیالیسم، چائویسم، مائویسم، نهیلیسم و غیره.
درحقیقت،تمام این اسمها وجود داشت به جز اسلامیسم. یعنی کسی به ذهنش خطور نمیکرد که دین بتواند محرک جامعه باشد و یک بستری را برای اداره جامعه پیاده کند.
مثلاً در دانشگاهها اگر کسی از دین صحبت میکرد به او مرتجع میگفتند. البته بعضی نحلههای اسلامی بودند که تازه داشتند جوانه میزدند مانند امام موسی صدر در لبنان که ای کاش امروز بودند، چون شخصیتی بود که میدانست چکار کند و چگونه اسلام را در فضایی که این اسمها همه علیه بحث معرفتشناسی هجوم آورده بودند به مردم بشناساند. ایشان به زیبایی این فضای معرفتشناسی را در لبنان بین مسیحیان و مسلمانان باز میکرد. از آن طرف در ایران هم مرحوم دکتر علی شریعتی کارهایی را شروع کرد و اسلام سیاسی را به میدان آورد و همچنین استاد بزرگوار شهید مطهری نیز تلاش وافر کردند تا اسلام حنیف و عاری از خرافات و اضافاتی را که در طول قرون به آن افزوده شده بود، معرفی و ترویج کند.
*به همان بحث اول برگردیم. گفتیدکه انقلاب برنامه نداشت.ممکن است این موضوع را روشنتر بیان کنید؟مثلاً در بحث اقتصاد، برخی نظریه «اقتصاد توحیدی» را مطرح می کردند.
اینجا یک مثال عرض کنم؛ بنده قبل از انقلاب در دانشگاه صنعتی شریف برای مقطع فوق لیسانس درسی درباره انرژی میدادم که چندتا اصل را در آن درس میگفتم. یکی اینکه میگفتم کشوری که انرژی دارد بهتر است این منابع انرژی خود را صادر نکند چون انرژی، منبع و منشأ حرکت است و کشوری که میخواهد صنعت و جامعهاش رشد کند احتیاج به انرژی دارد. خب اگر ما انرژی داریم چرا صادر کنیم، بهتر است خودمان استفاده کنیم. پس سعی کنیم آن را خام صادر نکنیم مگر در مواقع اضطرار و یا تبدیل آن به ارزش افزوده.
دوم اینکه انرژی که خداوند به عنوان یک ودیعه و یک نعمت به ما داده، متعلق به همه نسلها است و این انرژی فقط متعلق به نسل کنونی نیست که آن را استخراج کنند و تبدیل به گوشت و مرغ و نان و گندم از این چیزها بکنند و آن را مصرف کنند و برای نسلهای بعدی چیزی به جا نگذارند. بنابراین ما باید این انرژی را استخراج و آن را تبدیل به دارایی کنیم، نه اینکه آن را در بودجه لحاظ کنیم. به عبارت دیگر باید آن را در سرمایه گذاری های مولد بکار بگیریم.
سوم اینکه باید پول نفت در صندوقی جداگانه سپرده شود. امروز نام چنین صندوقی را «صندوق توسعه ملی» گذاشته اند.
و چهارم اینکه قیمت انرژی که مصرف میکنیم قیمت واقعی باشد. اینها اصولی بود که در کلاس مطرح می کردیم.
وقتی انقلاب شد، بزرگان انقلاب گفتند ما انرژی را مجانی میکنیم، برق را مجانی میکنیم و غیره. این نشان میداد که برنامه نداشتیم؛ هرچند نیت، خیرخواهانه بود اما راهش این نبود که چیزی را مجانی کنیم بلکه راهش این بود که توازن بین عرضه و تقاضا بر اساس قیمت واقعی ایجاد شود تا هم جلوی اسراف گرفته شود و هم راندمان فعالیت ها اصلاح و بهینه شود. اگر چنین کرده بودیم، امروز با ناترازی های کمرشکن روبرو نبودیم، بلکه بر عکس، همه از مواهب مادی آن استفاده می کردیم.
همانطور که در ابتدا گفتم، انقلاب ما بینشی بود و حرفهای ایدئولوژیک و جهان محوری می زد و این باعث شد که همه اعم از همسایهها و غربی ها را نگران کند.
غربیها کمونیسم را برای حدود ۷۰ سال میشناختند و تکلیفشان با آن روشن بود اما پدیده انقلاب اسلامی را نمیشناختند و نمیدانستند چگونه با آن تعامل یا برخورد کنند؛ بخصوص که این انقلاب، هم مردمی بود و هم ریشه در باورها داشت؛ لذا غربیها را بر آن داشت که اجازه ندهند این انقلاب رشد کند، زیرا معتقد بودند اگر به آن فرصت داده شود، پیامش سریعا جهانی می شود و لذا باید آن را در نطفه خفه کرد.
از همین رو، وقتی شما روزنامههای آن زمان را ورق بزنید میبینید که از همان موقع میگفتند این انقلاب یک هفته دیگر فرو میپاشد، یک ماه دیگر سرنگون میشود و غیره. الان هم بعد از این همه سال وقتی شبکههای اجتماعی و ماهواره ها را مشاهده کنید، میبینید این چرخه همچنان ادامه دارد. بنابراین پدیده انقلاب اسلامی برای جهان ناآشنا بود. کیسینجر هم میگوید: وقتی انقلاب ایران شکل گرفت ما فکر میکردیم تودهایها راهبری آن را برعهده دارند چون فکر نمیکردیم اسلام قدرت ایجاد انقلاب داشته باشد و حکومت را در دست بگیرد، به همین دلیل ما غافلگیر شدیم.
کیسینجر جمله دیگری نیز دارد که میگوید جمهوری اسلامی، هم باورهای بینشی خود را پیاده میکند و هم اینکه عضو سازمان ملل است و این دو با هم در تعارض است. به گفته کیسینجر، جمهوری اسلامی بر اساس منشور سازمان ملل همیشه از کشورهای دیگر میخواهد در امور داخلیاش دخالت نکنند، اما نوبت به خودش که میرسد میگوید من آزادم هر کاری دلم خواست انجام بدهم. این باعث شد که اینها با یک تردیدی به ما نگاه کنند و آرام آرام از دورمان کنار بروند. البته ما میتوانستیم خواستههای خود را حفظ کنیم، اما هوشمندانهتر عمل کنیم. ما متأسفانه هوشمندانه عمل نکردیم؛ مثلاً اشغال سفارت آمریکا چه نفعی داشت؟
از همان زمان اشغال سفارت، سلسله مشکلات ما، از جنگ تحمیلی گرفته تا مسائل دیگر شروع شد. اگر ما جهانبینی خود را حفظ و مقررات بینالمللی را نیز رعایت میکردیم، یعنی دست به تلفیق هوشمندانه این دو میزدیم شاید با مشکلات کمتری روبرو میشدیم. تفاوت ما با آنها این است که آنها شوخی ما را جدی میگیرند ولی ما تهدید و حرف جدی آنها را شوخی میگیریم. زمانی که ترامپ گفت بعد از ۶۰ روز به تهران حمله میکنیم، برخی دوستان گفتند این بلوف است و آنها جرأت چنین کاری را ندارند.
متأسفانه ما گاهی در بیان و رفتار هوشیارانه و هوشمندانه عمل نمی کنیم و چه بسا از روی احساسات و عصبانیتهای آنی واکنشهایی نشان میدهیم و از کلمات و عباراتی استفاده میکنیم که با رویه و زبان دیپلماتیک بین المللی همخوانی ندارد.
از آنجایی که اینگونه مسائل را رعایت نکردیم، لذا آرامآرام تنهاتر شدیم. البته این را هم بگویم که تنهاتر میان دولتها شدیم، نه ملتها.
این را هم اشاره کنم که کتابی نوشته شده است به نام «تنهایی استراتژیک ایران» که می گوید ایران از زمان ساسانیان در بزنگاههای مختلف از نظر استراتژیک تنها بوده است. البته تنهایی استراتژیک متفاوت از منزوی بودن جغرافیایی است. ما هرگز منزوی نبودهایم زیرا جغرافیای ایران به گونهای است که شرق و غرب و شمال و جنوب را به هم وصل میکند. پس لاجرم منزوی نیستیم اما تنها هستیم و این تنهایی در شرایط کنونی بیشتر حس میشود.
اگر الان خدای ناکرده یک درگیری برای ایران بوجود بیاید، همه کشورها فقط از دور نظارهگر خواهند بود و نباید انتظار داشته باشیم یک کشوری بیاید از ما دفاع کند زیرا به شدت تنهاییم.
اما این تنهایی چگونه بوجود آمده است؟ همانطور که قبلا عرض شد، یک مقدارش بخاطر مواضع سیاسی ما در ابتدای انقلاب بود که موجب نگرانی همسایه ها و برخی کشورهای مسلمان و نیز کشورهایی که دارای اقلیت مسلمان هستند، و یک مقدارش هم نگرانی غرب بوده از اینکه ایران ممکن است در نظم جهانی اختلال ایجاد کند. معتقدند اگر ایران قدرت بگیرد برای جهان خطرناک است. اما سیر تحولات جهانی مانند نسل کشی بی سابقه در تاریخ بشر در غزه بهگونهای پیش میرود که اتفاقاً ایران نزد افکار عمومی جهان به عنوان مظلوم در حال ظهور است. برای جهان ثابت شد که ظالم کیست و مظلوم کیست. در این شرایط ما باید حواسمان باشد تا از این به بعد با درنظرگرفتن تجارب گذشته در تعاملات داخلی و بین المللی خود، بر اساس جذب حداکثری و دفع حداقلی عمل کنیم.
وضعیت کنونی مثل این است که ایران در شرایط جنگ احزاب در صدر اسلام قرار گرفته است؛ از یک طرف با روایت پردازی ها و تصویرسازی های ظالمانه و از طرف دیگر با تهدیدهای نظامی روبرو می باشد. بنده معتقدم که خداوند متعال به لطف و اذن خود و به پاس خون شهیدانمان، ما را از این شرایط دشوار همانگونه که در جنگ احزاب رخ داد، نجات خواهد داد.
*برای مقابله با روایت پردازی های نادرست علیه کشورمان چه باید کرد؟
باید با بیان همزمان کاستی ها و دستاوردها، مردم عزیزمان را در جریان واقعیت ها قرار داد. به عبارت دیگر در مسائل داخلی، ما نباید بگوییم هیچ مشکلی نداریم و اینکه حکمرانی ما کاملا آرمانی است. اگر چنین بیان کنیم، مردم از حکومت فاصله می گیرند چون واقعیت هایی مثل بیکاری و وضع دشوار معیشت و غیره را به عینه می بینند و این ظلم به انقلاب است. شما ببینید در قضیه مهم مصرف انرژی چقدر اشتباه کردهایم، یا مثلاً در قضیه آب و حفر چاههای بی رویه.
البته ناگفته نماند که بزرگترین مزیت انقلاب ما این است که اصلاحپذیر است؛ یعنی اگر بداند اشتباهی کرده، خودش را اصلاح می کند و اگر ببیند به بنبست میرسد، سعی میکند خودش را از بنبست خارج کند.
به همین دلیل امام وقتی دیدند که جنگ به بنبست رسیده، فرمودند جام زهر را مینوشم و بدین ترتیب جنگ را متوقف و صلح را برقرار کردند. بر این اساس، بنده به شما این نوید را میدهم که حتماً تصمیمات صائبی گرفته خواهد شد و ما به اذن خدا از این بحران و بنبست خارج خواهیم شد. انشاالله چنانچه خارج شدیم، امیدواریم با استفاده از تراکم تجارب و درس های گذشته، در سیاست های داخلی و خارجی خود بازنگری کرده و جانب اعتدال را در نظر بگیریم تا مانع سوء فهم و سوء برداشت و سوء استفاده دیگران در روایتپردازی و تصویرسازی غیرمنصفانه و ظالمانه علیه کشورمان شویم.
اما کشورهای دیگر مثل ما نیستند و منافع ملی و حاکمیت ملیشان را مقدم بر همه چیز میدانند؛ یعنی در واقع برای آنها دوست و دشمن در روابط بینالمللی معنا ندارد. برای آنها دوست دائم و دشمن دائم وجود ندارد و وقتی منافع ملیشان ایجاب کند، امروز با شما دوست هستند و فردا دشمن میشوند
اینجا میخواهم مثالی بزنم که شاید برای بنده خوب نباشد و عدهای هم بعداً اعتراض کنند. ببینید پرچمها نماد ملتها هستند نه دولتها؛ یعنی پرچم برای یک ملت مقدس است و ما باید حساب ملتها را از دولتها جدا کنیم. لذا وقتی ما پرچم دیگران را آتش میزنیم، می خواهیم چه چیزی را ثابت کنیم؟ آیا بهتر نبود ما اُسوه در رفتار و اخلاق سیاسی در سطح جهان باشیم؟
خداوند در قرآن مجید میفرماید به بتهای مشرکین دشنام ندهید، زیرا با این کار باعث می شوید که مشرکین هم به ساحت مقدس خداوند متعال بی حرمتی کنند. ما این قضیه پرچمسوزی را از کمونیست ها و سوسیالیست ها به ارث بردهایم چون آنها در دهه های گذشته این کارها را میکردند. ما قرار بود بعد از انقلاب، جایگاه ایران را در همه ابعاد ارتقا دهیم؛ یعنی هم ایران را به مجد و عظمت سابق بازگردانیم و هم جایگاه اسلام را عالیتر و دین حنیف را خرافهزدایی کنیم، ولی متأسفانه ما در طول انقلاب به هر دو جفا کردیم.
برای مثال، ما با اسلام بر سر ایران زدیم. مثلاً برخی مسئولین که جایگاه اجتماعی داشتند، گفتند کوروش چون شاه بود، لذا ظالم بود. این در حالی است که مرحوم علامه طباطبائی و برخی مفسرین دیگر، ذوالقرنین را به احتمال قوی همان کوروش می دانند. ما حتی اسم شهرها را تغییر دادیم مثلاً کرمانشاه را کردیم باختران. اینها متاسفانه اشتباهات ما در اوایل انقلاب یود.
از طرف دیگر، به نام ایران بر سر اسلام زدیم. مثلاً عدهای گفتند عربها آمدند و اسلام را به ما تحمیل کردند. این درحالی است که اسلام یک فکر و یک اندیشه است و فکر و اندیشه متعلق به کل بشریت است و به جغرافیای خاص محدود نمی شود؛ یعنی نمیتوانیم بگوییم اسلام مال عربهاست همانطور که نمیتوانیم بگوییم فلسفه سقراط مال یونانی هاست. ما باید به گفته مشهور شهید مطهری، «خدمات متقابل ایران و اسلام» پایبند می ماندیم، اما متاسفانه در طول انقلاب به خاطر ندانمکاریها، آن عبارت زیبا رارا به «صدمات متقابل ایران و اسلام» تبدیل کردیم. مجموعه اینگونه سیاستها ما به اینجا رساند و جنگ ۱۲ روزه را سبب شد.
جنگ ۱۲ روزه یک حقیقت را ثابت کرد که ما همه قائم به ایران هستیم. اگر این عمود خیمه و یا این ظرفی که به نام ایران است بشکند، همه زیان خواهیم دید. من حتی این پیام را به هموطنان ایرانی مقیم خارج نیز میدهم که نگذارید این ظرف بشکند یا حتی ترک بردارد چون در آن صورت ما دیگر هویتی نخواهیم داشت. لذا وظیفه همه ایرانیان این است که این ظرف را حفظ کنیم چون ما مظروف آنیم. این را هم اشاره کنم که اگر ما در داخل اجازه میدادیم گروههای معارض سیاسی براساس قانون اساسی شکل بگیرند به شرطی که سلاح در دست نگیرند، نه در داخل مشکلی پیش میآمد و نه ایرانیان خارج از کشور با خلاء مواجه میشدند.
اگر صداوسیمای ما اجازه میداد اینگونه گروهها حرفشان را بزنند، افکار عمومی صیانت پیدا میکرد. بنابراین اگر اجازه میدادیم یک معارضه سیاسی در کشور باشد که بعضی حرفها را میزد ولو نادرست، لااقل برای بعضیها عقده گشایی میشد. واقعیت این است که وقتی یک عقده در دل کسی میماند، بعد از مدتی به انفجار میرسد. بنده با همه احترامی که برای استقلال و احکام قوه موقر قضائیه قائلم، اما معتقدم برخی شخصیتهای نظام که الان در زندان هستند واقعاً جایشان در زندان نیست چون افرادی نیستند که سلاح به دست بگیرند، بلکه فقط نظرات سیاسی خاص خود را داشته اند و لو شاذ.
اینها را گفتم اما این را هم اشاره کنم که این کشور چند هزار سال تاریخ مکتوب دارد و هر دشمنی که به این مرز و بوم حمله کرد اعم از مغول، اسکندر و غیره، در دل این ملت بزرگ هضم شد و ما در طول تاریخ ثابت کردهایم که میتوانیم به عنوان یک ملت از درون بحران های بزرگ خارج شویم و خودمان را نجات دهیم.
*اکنون یک سؤال هستهای بپرسم البته چالشی نیست، فقط چون جنابعالی سالها رئیس سازمان انرژی اتمی بودید، میپرسم. بعد از حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ما، به نظر شما آیا این بحث ۴۰۰ کیلو اورانیوم که خودمان بزرگنمایی کردیم و گفتیم ناپدید شده و باعث شد آمریکا و اسرائیل بیشتر حساس شوند، ضروری بود؟ و آیا این شرایطی که اکنون برای ما بوجود آمده، نتیجه همین گفتارها و رفتارها نیست؟
پاسخ به این سؤال در شرایط کنونی اندکی سخت است و اما اینکه اصلاً چرا دنبال ۴۰۰ کیلو اورانیوم ۶۰ درصد رفتیم. سازمان انرژی اتمی یکی از سازمان های افتخارآفرین کشور است، هرچند هستند کسانی که ممکن است نظر دیگری داشته باشند.
رهبر شهید انقلاب اهمیت زیادی برای سازمان قائل بودند، زیرا آن را دارای چند شاخص بارز میدانستند. یکی اینکه نماد اقتدار ملی است یعنی نماد «ما میتوانیم» است؛ و دیگر اینکه اگر به درستی روی آن سرمایهگذاری شود، میتواند انرژی پاک کشور را در مقیاس وسیع تأمین کند. اگر ما در مقیاس وسیع از انرژی هسته ای استفاده می کردیم، الان نهمین کشور تولیدکننده گازهای آلوده گلخانه های جهان نبودیم.
حضرت آیت الله خامنه ای همواره تأکید داشتند که نباید هیچ حق و حقوق در استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای واگذار شود. بنده هم به عنوان رئیس وقت سازمان انرژی اتمی میان تضاد آرا در داخل گیر کرده بودم. بنده وظیفه خودم می دانستم که تمام عرصههای فناوری هستهای را در کشور تثبیت کنم.
پس از آنکه ترامپ برجام را پاره کرد، دولت تا یک سال هیچ اقدام متقابلی انجام نداد. بعدا رهبر معظم انقلاب فرمودند درست نیست دولت واکنش نشان ندهد در حالی که طرف مقابل، هم برجام را پاره و هم به تحریمها اضافه کرده است. پس از آن، مجلس هم از ما پرسید چه کارهایی میتوانید انجام دهید که ما جواب دادیم میتوانیم غنیسازی را به ۶۰ درصد هم برسانیم و فلز اورانیوم و سانتریفیوژهای نسل های جدید تولید کنیم. مجلس هم از خدا خواسته دستور داد که بلافاصله این کارها را انجام دهید.
وقتی ما ۶۰ درصد را شروع کردیم بیشتر هدفمان قدرتنمایی بود اما دلیل هم داشتیم، یعنی بیخود و بیجهت نبود که به سمت غنیسازی ۶۰ درصد رفتیم. برای جلوگیری از بهانه جویی غربی ها، ما از همکارانمان در سازمان انرژی اتمی خواستیم بالاترین درجه غنیسازی را که در سازمان میشود برای مقاصد صلحآمیز انجام داد و در دنیا هم دارد انجام میگیرد، بررسی کنند. همکاران ما بررسی کردند و دیدند که در بلژیک اورانیوم ۶۰ درصد را به عنوان هدف (Target) در رآکتورها قرار میدهند تا از آن مواد اولیه رادیودارو استحصال کنند. به همین دلیل بود که ما غنی سازی ۶۰ درصد و نه غنی سازی ۵۰ درصد یا ۷۰ درصد را آغاز کردیم.
لذا فرایند غنیسازی ۶۰ درصد آغاز شد ولی ما در نظر داشتیم که صرفا در حد چند کیلو ۶۰ درصد تولید کنیم که فقط ثابت کنیم توان علمی و فنی و ظرفیت این کار را داریم. بعد از آنکه بنده سازمان انرژی اتمی را ترک کردم، دوستان بعد از ما در سازمان به سرعت بر تولید و انباشت غنیسازی ۶۰ درصد افزودند. اینجا بود که غربی ها اعتراض کردند و البته درست هم بود. ما همان زمان که بحث ۶۰ درصد در دنیا سروصدا کرد، گفتیم چرا بلژیک میتواند از همین غنا برای تولید رادیودارو استفاده کند ولی ایران نتواند؛ که این استدلال ما سروصداها را خواباند. اما این مقدار ۴۰۰ کیلو اورانیوم، استدلال علمی ندارد. در وضعیت کنونی در مذاکرات می توان سناریوهای مختلفی درخصوص معامله بر سر آن انجام داد. برای مثال، در برجام ما برای تقریبا ۹ تن اورانیوم حدود چهار درصد، قریب به ۴۰۰ تن اورانیوم طبیعی گرفتیم. در یک کلام، ایران بعنوان تنها کشور درحال توسعه فروشنده اورانیوم غنی شده هر چند در مقیاس کم در جهان مطرح شد. متأسفانه در طول جنگ ۱۲ روزه آسیب فراوانی به تاسیسات هسته ای که حاصل سال ها تلاش شبانه روزی جوانان دانشمند و غیور ما بود، وارد شد.
*گاهی گزارشهایی دیده و شنیده میشود که حتی برخی کشورهای منطقه نیز که ما آنها را دوست مینامیم در نشستهای محرمانه با آمریکا و اروپا خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی یا در بهترین حالت، مهار و تضعیف ایران هستند. تحلیل جنابعالی در این خصوص چیست؟
یکی اینکه عرب ها بخاطر همان تحلیل اولیه که عرض کردم، از ابتدای انقلاب از ما نگرانی داشته و دارند، اما الان نوع نگرانی آنها فرق کرده و بیشتر نگرانی رقابتی دارند. میگویند اگر ایران تکلیفش را با غرب روشن کند، آنقدر شرایط و ظرفیت پیشرفتش بالاست که می تواند در یک فاصله کوتاه زمانی، سریع رشد کند و منطقه را از حیث اقتصادی و فناوری تحت الشعاع خود قرار دهد. به عبارت دیگر، ایران روی سکوی پرتاب قرار گرفته و همه چیز از حیث زیربناها، نیروی انسانی قابل و ماهر، دسترسی آسان به یک بازار مصرف حدود ۶۰۰ میلیونی و غیره آماده است.
ما از نظر ظرفیت های داخلی علمی، صنعتی و فناوری که عمدتا درونزا هستند و همزمان در انرژی خودکفا هستیم. بله ممکن است یک جاهایی ایده آل نباشیم، اما آماده حرکت هستیم. به همین دلیل کشورهای عربی معتقدند ایران اگر روابطش با جهان به یک روابط معمولی برسد، پرواز خواهد کرد و آثار اقتصادی، نظامی، فرهنگی و تمدنی چنین ایرانی بر منطقه سایه خواهد انداخت.
*اینجا اشارهای هم داشته باشیم به روسیه و چین. جنابعالی یک دوره به عنوان وزیر خارجه از نزدیک با مقامات این دو کشور تعاملاتی داشته اید.بسیاری از مردم کشورمان این انتقاد را دارند که چرا همه تخممرغهایمان را در سبد چین و روسیه گذاشتهایم و در حالی که به چشم متحد استراتژیک به این دو کشور نگاه میکنیم، اما آنها در مقابل اقدامات خصمانه غرب علیه ایران، واکنش جدی بجز محکوم کردن ندارند؛ در حالی که ایران روی حمایتهای این دو کشور، حداقل در شورای امنیت حساب باز کرده است. سوال این است چرا روسیه و چین در حالی که اقتصاد ایران نیز به آنها گره خورده است اما آنگونه که انتظار میرود کنار ما نیستند؟
عموماً ذهنیت ایرانی به خاطر فرهنگی که در آن رشد کرده، یک ذهنیت اخلاقمدار است. ایرانیها به خاطر شرایط اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، دینی، مذهبی، آئینی، تاریخی و تمدنی خصلت ویژه دارند. شما کدام ملتی را سراغ دارید که خودش درگیر جنگ باشد اما همزمان پذیرای دو میلیون آواره هم باشد؟ یعنی در حالی که شرایط کشور کوپنی بود افغانها هم آمدند. ما گفتیم اینها خواهران و برادران ما هستند و آنها را پذیرفتیم. حتی سالها قبلتر نیز که بسیاری از ایرانیها از عراق رانده شده و به ایران آمده بودند، تجار و بزرگان بازار در ایران به آنها مغازه و امکانات دادند و الان تعدادی از تجار بزرگ بازار همان معاودین عراقی هستند.
حال اگر خدای ناکرده مردم ما به عراق یا افغانستان رانده می شدند، آنها چه رفتاری با ما میکردند؟ بنابراین ما ملت نوعدوست و مهربانی هستیم و این به سُنت و آداب و رسوم ما از قدیم تا به امروز باز میگردد. ژن ایرانی در طول تاریخ با مهر و محبت و عاطفه عجین شده است و نمونه آن وحدت و انسجامی است که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی شاهد آن بوده و هستیم. یک موضوع دیگر اینکه سیاست ما اصولی است و این را حتی غربیها به ما گفتهاند. بنده زمانی که وزارت خارجه بودم، غربیها می گفتند هرچند شما خصم ما هستید، اما خصمی عاقل هستید و سیاست مذبذب گونه مثل برخی کشورها را ندارید. البته ممکن است برخی اینگونه سیاست را علامت ضعف در تعاملات سیاسی بدانند. بله اگر سیاست را سیاسی تعریف کنیم چنین است. اگر از یک سیاستمدار باتجربه اروپایی بپرسید موضع ایران در قبال یک موضوع بین المللی چیست، قبل از ما خواهد گفت ایران چه موضعی دارد چون ما ایرانی ها مقید به یک سری اصول در سیاست هستیم. این ممکن است یک جاهایی سبب سوءاستفاده طرف مقابل علیه ما شود اما یک جاهایی نیز احترامبرانگیز است و میتواند راهگشا باشد.
اما کشورهای دیگر مثل ما نیستند و منافع ملی و حاکمیت ملیشان را مقدم بر همه چیز میدانند؛ یعنی در واقع برای آنها دوست و دشمن در روابط بینالمللی معنا ندارد. برای آنها دوست دائم و دشمن دائم وجود ندارد و وقتی منافع ملیشان ایجاب کند، امروز با شما دوست هستند و فردا دشمن میشوند. اما ایران اینگونه نیست و اگر بنا به دلایلی با یک کشوری دوستی کرده، تا آخرش ایستاده و هزینه آن را هم داده است. به همین دلایل شما کشورهای دیگر را با ایران مقایسه نکنید. البته سوال شما ناخواسته برآمده از ذهنیت ایرانی است. ذهنیت ایرانی، مبتنی بر جوانمردی و عاطفه و نوعدوستی و انساندوستی و تعهدپذیری است. اما دیگران اینگونه نیستند؛ شب میخوابند یک تصمیم میگیرند و روز بعد تصمیم دیگر، و راحت به شما میگویند که منافع ملی ما این است. اما طبق همان ضربالمثل ایرانی که «آهستهرو، پیوستهرو» رفتار ما در درازمدت پایدارتر از رفتار دیگران است. ما ممکن است الان ضرر و زیانی بکنیم اما عمر کشورها را با سال نمیسنجند بلکه با قرن میسنجند. باید ببینیم ۵۰ سال دیگر ایران کجاست و دیگران کجا.ما باید هم نیمه خالی لیوان را ببینیم و هم نیمه پر لیوان را.
نیمه خالی لیوان را ببینیم یعنی اینکه درک کنیم لیوان هنوز نصفش خالی است و باید حرکت کنیم، یعنی بگوییم ای ایران! این اقتصاد، این صنعت، این فناوری و این جایگاه سیاسی بینالمللی در شأن تو نیست و تو باید ارتقاء پیدا کنی؛ باید درآمد سرانهات بالا باشد و متوسط عمر شهروندانت به بالای ۸۰ سال برسد چون ما یک کشور عقب مانده نیستیم که هیچی نداشته باشیم؛ ما همه چیز اعم از تمدن، فرهنگ، امکانات، منابع، جغرافیا، هوش، استعداد و غیره داریم.
لذا جایگاه ما این نیست که متوسط حقوق یک استاد دانشگاه در کشور الان بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار است در حالی که در فقیرترین کشور اطراف ما بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار است. اما باید نیمه پر لیوان را هم ببینیم. ایرانی که انقلاب تحویل گرفت با ایرانی که الان شاهد هستیم با وجود فشار تحریم ها، نابلدیها و نقص در حکمرانی، بسیار متفاوت است و بسیاری کارها انجام شده که قابل تقدیر است. ما زمان شاه با جمعیت ۳۵میلیون نفری، ۱۷۵ هزار دانشجو داشتیم اما در دهه ای که جمعیت کشور حدود ۷۵میلیون نفر بود، ۵ میلیون دانشجو داشتیم؛ یعنی جمعیت ایران دو برابر و نیم شد اما تعداد دانشجوها بین ۲۰ تا ۲۵ برابر افزایش یافت.
ما همچنین از اول انقلاب تاکنون بیش از ۴۰۰ هزار کیلومتر لولهکشی گاز کردهایم، یعنی تقریباً سالی ۹۰۰۰ کیلومتر لولهکشی گاز، آن هم در کشوری مثل ایران که غیرمسطح و پر از کوه و ناهمواریست. حتی در مسئله برق، وقتی انقلاب شد، پیک برق ما یعنی در بیشترین زمانی که برق تولید میکردیم تقریبا ۳۵۰۰ مگاوات بود اما همین تابستان گذشته به ۸۰ هزار مگاوات رسید. ما تا هشت سال قبل به بیشتر کشورهای منطقه از جمله ترکیه، پاکستان و افغانستان برق صادر میکردیم. البته مدتی است که عقب افتادهایم، هر چند داریم جبران میکنیم. خب ممکن است شما بپرسید برخی جاهای دیگر جهان از جمله آفریقا نیز رشد داشته اند.
بله درست است اما آنها مثل ما درگیر جنگ تحمیلی و یا تحریم های فلج کننده نبودهاند. ما الان حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت داریم اما فقط قریب به یک میلیون بشکه نفت صادر میکنیم، آن هم با قیمتهایی که مجبوریم تخفیف بدهیم، یعنی عملا ۸۰۰ هزار بشکه نفت به دلیل تخفیفها میفروشیم. اما ۹۰ میلیون جمعیت با همین ۸۰۰ هزار بشکه نفت هرچند با مشکلاتی، اداره میشود و این همان نیمه پر لیوان است. بنده به عنوان کسی که مناصب متعدد دولتی و دانشگاهی داشتهام، شهادت میدهم که در جمهوری اسلامی از معاون وزیر به بالا حتی یک درصد هم فاسد نبودهاند. اگر هم مشکلی پیش آمده، از عمد نبوده، بلکه سهوی بوده است یعنی مثلا یک مقامی به مدیرش اعتماد کرده و برگهای را امضا کرده اما بعد که مشکلی به وجود آمده، آن مقام باید پاسخگو میبوده در حالی که گناهی مرتکب نشده است.
بنابراین، شالوده نظام در اساس پاک است اگرچه ممکن است در برخی ردههای پایینتر بدنه دولت مشکلاتی وجود داشته باشد. مجددا تکرار می کنم این بدان معنی نیست که نیمه خالی لیوان را نبینیم و مشکلات و نقطه ضعفها را نادیده بگیریم. لذا نباید چین و روسیه را در قالب مفاهیم ذهنی و فرهنگ و آداب و رسوم خودمان تحلیل کنیم. بله آنها خودشان را هرگز به خاطر ما به آب و آتش نمیزنند، اما یک روزی سراغ ما خواهند آمد. بخاطر همین ویژگی ها، ایران در طول تاریخ در بزنگاهها دچار تنهایی استراتژیک بوده، هرچند بخاطر جغرافیای ویژه اش هیچگاه منزوی نبوده است.
بنده از این منظر میخواهم عرض کنم اگر با درایت و عقلانیت عمل کنیم، به شما قول میدهم پیروز نهایی این کارزار جهانی علیه ایران، ما خواهیم بود. آن وقت دنیا عظمت ایران را خواهد دید، عظمتی که همراه با ترس از قدرت ایران نباشد، بلکه همراه با احترام به قدرت ایران باشد.
*جنابعالی از اعضای اصلی تیم برجام بودید. میخواهم بپرسم چه شد که برجام، هم مورد غضب ترامپ و هم مورد بیمهری تندروهای داخلی قرار گرفت. آیا شما هم مانند دکتر ظریف معتقدید اگر برجام خوب اجرا میشد، مشکلات الان را نداشتیم؟
ترامپ اگر در عمرش فقط یک حرف راست گفته باشد همان زمان پارهکردن برجام بود که گفت آمریکا در طول ۲۵۰ سال تاریخش هرگز به اندازه امضای برجام، متضرر نشده است. البته ما قصد فریب کسی را نداشتیم اما ترامپ اینجوری فکر میکرد.
در داخل هم عدهای گفتند برجام، صنعت هستهای را نابود کرد؛ عده ای دیگر گفتند فاتحه صنعت هستهای را خواندند؛ برخی نیز گفتند خیانت کردهاند و خلاصه هر کس یک چیزی گفت. ما هم در جواب تندروهای داخلی گفتیم این حرفهایی که شما میزنید به ما برنمیگردد چون این مملکت صاحب دارد؛ به عبارت دیگر، کارها با مشورت و خرد جمعی پیش می رود و کسی سر خود عمل نمی کند.
برجام یک بخش سیاسی و حقوقی داشت که بر عهده دکتر ظریف بود و یک بخش فنی داشت که بر عهده بنده بود و ما هم تحت اجازه و امر ولی فقیه برجام را امضا کردیم، ولی متاسفانه هر آنچه دلشان خواست در داخل علیه برجام گفتند. حتی با فتوشاپ در چاله رآکتور، بتن ریختند و عدهای را در آن فتوشاپ مشغول نگاه کردن به چاله رآکتور نمایش دادند. سبحان الله از حب جاه و قدرت طلبی که قائل به هیچ حد و مرز اخلاقی نیست.
پس در داخل عدهای نمیخواستند دولت موفق شود، درحالی که آن تقریبا سه سالی که برجام اجرا شد، رشد اقتصادی ایران دو رقمی شد.
این را هم اشاره کنم که درست بعد از عملیاتی شدن برجام، شعارهایی حساب نشده روی موشکهایمان نوشتیم که از منظر افکار عمومی بین المللی، تحریک آمیز تلقی می شد. فراموش نکنیم که آنها شعارهای ما را جدی میگیرند. بعد از آن هم در داخل، برخی از مشاورانی که در مذاکرات برجام صادقانه شرکت داشتند و بسیار هم سلیمالنفس بودند، به خیانت متهم شدند.
ما بعد از برجام صنعت هستهایمان را قویتر کردیم، از جمله اینکه فلز اورانیوم و سوخت پایه فلزی بسیار پیشرفته تولید کردیم. همچنین سانتریفیوژهای پیشرفته ساختیم. این را هم اشاره کنم که رهبر شهید کشور همواره تأکید داشتند یا تعهد بینالمللی ندهید یا اگر به هر دلیل تعهد دادید به آن متلزم باشید. این یکی از همان سیاستهای اصولی است که ایران دارد و میخواهد کشوری قابل اعتماد باشد.
بنابراین در برجام ما هرگز خلاف تعهدمان عمل نکردیم، اما باهوش بودیم و کارمان را درست انجام دادیم بدون آنکه آژانس بتواند ایراد بگیرد. ما انشاالله به زودی شاهد راه اندازی بزرگترین بیمارستان خاورمیانه و غرب آسیا تحت عنوان «مرکز ملی یون درمانی برای درمان انواع سرطان ها» در استان البرز خواهیم بود. فقط در این حد بگویم که هزینه تجهیزات این بیمارستان قریب به ۲۰۰ میلیون یورو است.
یا «مرکز رادیودارویی تترا» که حداکثر تا یک سال آینده افتتاح میشود، در دنیا کمنظیر است. ما همه این تواناییهای خدمات رسانی در حوزه سلامت را با فرصتی که برجام ایجاد کرد، به ثمر رساندهایم، ولی متاسفانه همین برجام که ترامپ آن را به دلیل قدرتمندبودن چنین توافقنامه ای پاره کرد، مورد بی مهری عده ای در داخل نیز قرار گرفت که متاسفانه به شرایط و بن بست های کنونی در کشور منجر شد.
سعدی علیه الرحمه میفرماید:
«چو شمشیر پیکار برداشتی
نگهدار پنهان ره آشتی»
نظر شما