قیمت طلا تا کجا بالا می رود؟

مساله تورم هرگز از بین نرفته اما بعد از کاهش فشارها، ورود ایران و آمریکا به مذاکرات، انعقاد تفاهم 60 روزه (تفاهم اسلام آباد) و ... به تثبیت رسیده و بعد از مدتی، دوباره افزایشی شده است. به همین دلیل، هرگز با کاهش شدید قیمت ها مواجه نبوده ایم.

 قیمت طلا در حال افزایش است. بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا دائما ایران را تهدید می کند و اعلام کرده که واشنگتن وارد بزرگترین جنگ اقتصادی و مالی با تهران شده است (درباره جزئیات این جنگ مالی اینجا بخوانید). همزمان، قیمت ها در بازار سکه و طلا، بالا و بالاتر می رود. اکنون سوال این است؟ آینده این بازار سیاست‌زده چه می شود؟ آیا قیمت ها همچنان بالا می روند؟ آیا این روند متوقف می شود؟ آیا می توانیم امیدوار به کاهش شدید قیمت ها در آینده باشیم؟

آنچه مشخص است این است که وضعیت کنونی بازار به شدت سیاست‌زده است (اینجا بخوانید). اما بازار سیاست‌زدۀ کنونی که تحولاتش معلول انتظارات، تعلیق و واکنش کسبه به بحران کنونی است، به چه سمت و سویی می رود؟ آیا می تواند بحران اقتصادی بازار را کنترل کند؟

دو منطق حاکم بر اقتصاد سیاسی

اگر فرض بگیریم که وضعیت کنونی بازار معلول شرایط سیاسی و به خصوص، وضعیت پساجنگ و ارتباط ایران و آمریکا است، باید منطق حاکم بر این شرایط «سیاسی – اقتصادی» را بشناسیم. به طور کلی، دو منطق بر حرکت اقتصاد سیاسی حاکم است:

الف. منطق انفصالی یا انقطاعی

ب. منطق اتصالی یا تطوری

منطق انفصالی یا انقطاعی منطقی است که بر سیر یا حرکت ارگانیک بحران های معمول اقتصادی – سیاسی یا اقتصادهایی که معلول شرایط سیاسی هستند، حاکم است. برای مثال، ابرتورم آلمان در دوره جمهوری وایمار را در نظر بگیرید. این ابرتورم در دهه 20 ، آلمان را وارد یک بحران اقتصادی – سیاسی کرد. بعد از اصلاحات اقتصادی و به خصوص، تحولات سیاسی اواخر دهه 20 و اوایل دهه 30، این بحران به پایان رسید، قیمت ها پایین آمد، ارزش کالاها تثبیت شد و اگرچه اثر آن ابرتورم روی وضعیت اجتماعی و سیاسی مردم ماند و حتی برخی می گویند سبب به قدرت رسیدن نازی ها شد، اما اثر عینی و فوری آن از بین رفت و به طور کلی، آلمان از آن بحران عبور کرد و وارد دوره تازه ای شد.

عین این مساله در بحران مالی ایران پس از دهه 20 و اشغال تهران دیده می شود. وضعیت ایران اشغال شده در جنگ جهانی دوم سبب شد که دولت ها به صورت پیاپی شکست بخورند، ایران وارد قحطی شود، هزاران نفر کشته شوند و آشوب هایی در مناطق مختلف کشور به وجود بیاید. با خروج متفقین از کشور، اصلاحات دولت احمد قوام، حل مساله آذربایجان و ثبات اقتصادی کشور، این وضعیت به پایان رسید، تورم 50 درصدی سال 1324 و 1325 در سال 1329 و حتی قبل از آن، تک رقمی شد و به طور کلی، بحران به پایان رسید.

بنابراین، می توان منطق انقطاعی را این گونه تعریف کرد:

الف. ورود بحران به یک مقطع تاریخ

ب. پایان بحران در یک مقطع تاریخی

ج. ورود تاریخ به یک دوره جدید

خبر فوری 1

اما منطق اتصالی یا تطوری چیست؟ در این منطق، یک بحران که در یک مقطع تاریخی آغاز شده، در مقطع تاریخی بعد به پایان نمی رسد، بلکه به «تثبیت» می رسد. این به تثبیت رسیدن به این معنی است که بحرانی که در دوره الف ایجاد شده در دوره ب باقی می ماند اما دیگر بحرانی نو و بدیع نیست، دولت و ملت و نهادهای اقتصادی به آن عادت می کنند و یاد می گیرند با آن کنار بیایند. اگرچه این بحران در دوره تاریخی ب به تثبیت می رسد اما این بدین معنی هم نیست که بحران به پایان رسیده است. این بحران آرام آرام، زمینه را برای بحران های جدید، بدیع و نویی که می تواند وضعیت را وخیم کند، فراهم می کند.

برای مثال، بحران مالی و اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 80 و 90 و پس از به قدرت رسیدن گورباچف، با وجود اصلاحاتی که او ایجاد کرد، هرگز از بین نرفت و وارد مرحله جدیدی شد؛ بحرانی که سرانجام سبب فروپاشی شوروی در سال 1990 گردید. همچنین، بررسی تاریخ شوروی نشان می دهد که بحرانی که گورباچف را مجبور به اصلاحات اقتصادی کرد، پیش از او و حتی از زمان برژنف آغاز شده بود اما این بحران هرگز به شکل واقعی حل نشد و فقط در مقاطع مختلف تاریخ شوروی به «تثبیت» رسید و آرام آرام زمینه را برای یک بحران دیگر فراهم نمود.

می توان منطق اتصالی یا تطوری را مانند تطور باکتری یا ویروس ها دانست. کروناویروس های مبتدی و اولیه که روزگاری صدهاهزار نفر را قتل عام می کردند، بعد از تطابق با بدن انسان ها و حیوانات دچار «تطور» شدند و بدون مشکل در بدن میزبان زندگی می کردند. با این حال، بعد از مدتی همین ویروس های تثبیت شده سبب جهش ژنتیکی و ظهور ویروس های قدرتمندی مانند کووید19 شدند. این سیر منطقی بر قواعد و حرکات اقتصاد سیاسی نیز حکمفرما است.

خبر فوری 2

کدام منطق بحران اقتصاد ایران را توضیح می دهد؟

بررسی اقتصاد ایران نشان می دهد موضوع تورم حاصل از تحریم و وضعیت دیپلماتیک، بیشتر بر مبنای منطق تطوری یا اتصالی قابل توضیح است. در واقع، از دهه 80 تا کنون، تورم دائما در حال افزایش است و پس از مدتی ثبات، مجددا بالا می رود. این روند را می توان مانند یک پله به تصویر درآورد. بحران در مقطع تاریخی الف شکل می گیرد و در مقطع تاریخی ب به تثبیت می رسد و مجددا در مقطع تاریخی ج افزایشی می شود.

خبر فوری 3

 

در همین چند سال اخیر، مساله تورم هرگز از بین نرفته اما بعد از کاهش فشارها، ورود ایران و آمریکا به مذاکرات، انعقاد تفاهم 60 روزه (تفاهم اسلام آباد) و ... به تثبیت رسیده و بعد از مدتی، دوباره افزایشی شده است. به همین دلیل، هرگز با کاهش شدید قیمت ها مواجه نبوده ایم. بنابراین، می توان نتیجه گرفت تا بحران سیاسی حل نشود، هرگز با کاهش واقعی قیمت ها (به خصوص در بازار ارز و طلا) مواجه نخواهیم بود و فقط با مقاطعی از تثبیت روبه رو می شویم.

منبع: خبرفوری
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه