ماجرای تلخ پسری که اخته شد و به عقد امپراتور سفاک درآمد

اسپوروس یکی از آن افرادی است که تلخ ترین سرنوشت را در تاریخ بشر داشته است؛ سرنوشت تلخی که قلب هر شنونده ای را به درد می آورد و سبب تالم همگان می شود.

 اسپوروس یک برده جوان زیباروی رومی بود که از بخت بدش در دوران حکومت ظالم ترین و مخوف ترین امپراتور روم یعنی نرون زندگی می کرد. در سال ۶۵ میلادی، پاپیا سابینا، همسر دوم نرون جان خود را از دست داد. برخی مورخان معتقدند پاپیا اسیر خشم نرون شد و بر اثر ضربات لگد امپراتور به شکمش در دوران بارداری، جان خود را از دست داد.

این رویداد سبب افسردگی نرون شد. او که از کشتن همسرش دچار عذاب وجدان شده بود، تلاش کرد هر طور که شده از این عذاب وجدان رهایی یابد. در همین زمان، بخت بد و اقبال ناشگون دامن اسپوروس را گرفت. نرون در یکی از میهمانی های امپراتوری، اسپوروس را دید. این جوان که چهره ای زنانه داشت، توجه نرون را به خود جلب کرد. اسپوروس شباهت ظاهری خیره‌کننده‌ای به همسر کشته‌شده‌ نرون داشت و این مساله باعث شد امپراتور عاشق جوان برده شود.

این عشق، نتیجۀ تاریک و تلخی برای اسپوروس داشت. نرون در اقدامی جنون‌آمیز دستور داد تا جوان بخت برگشته را اخته کنند و سپس در سال ۶۶ یا ۶۷ میلادی و در جریان سفر به یونان، در یک مراسم رسمی با او ازدواج کرد و او را به همسری برگزید.

اما این تازه آغاز ماجراهای تلخ بود. نرون پس از ازدواج، اسپوروس را مجبور می‌کرد تا لباس‌های زنانه بپوشد تا بیشتر شبیه ملکه سابق شود. او همچنین به جای اسپوروس، او را با نام پاپیا سابینا خطاب می کرد و دستور داد در مجامع عمومی به عنوان همسر او ظاهر شود.

بختِ بدِ اسپوروس پس از مرگ نرون در سال ۶۸ میلادی به پایان نرسید. اتفاقا زندگی او پس از مرگ امپراتور مجنون روم بدتر شد. او که حالا رسما به زن نرون بدل شده بود، به عنوان «همسر» میان چندین مرد قدرتمند روم از جمله امپراتور اتو دست به دست شد و هر کدام از این مردان، پس از کامجویی از او، رهایش کرده و به دیگری می فروختند.

وضع اسپوروس هر روز بدتر و بدتر می شد. سرانجام، در سال ۶۹ میلادی، امپراتور ویتلیوس که تازه به قدرت رسیده بود، تصمیم گرفت از اسپوروس به عنوان قربانی جنسی در یک نمایش عمومی استفاده کند. قرار بود در این نمایش، صحنه «تجاوز به یکی از ایزدبانوان رومی» بازسازی شود. با تصمیم ویتلیوس، قرار شد اسپوروس نقش ایزدبانو را بازی کرده و در برابر چشمان تماشاگران به او تجاوز شود و سپس مانند ایزدبانوی نمایش، کشته شود.

اسپوروس که حالا از سرنوشت تلخ خود آگاه شده بود، بالاخره در زندگی اش تصمیمی جسورانه گرفت. او برای فرار از مرگ تحقیرآمیز و تجاوز در ملاء عام، پیش از اجرای نمایش، دست به خودکشی زد و به حیات پر از رنج و محنتش پایان داد و بدین ترتیب، داستان به شدت تلخ یکی از بازیگران نسبتا گمنام تاریخ به پایان رسید.

منبع: خبرفوری
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه