قبول نکرد برایش بزرگداشت بگیرند!
فرهاد عابدینی میگوید: ولیالله درودیان دوست نداشت در محافل شعری شرکت کند و ترجیح میداد به دور از محافل کار خود را انجام دهد.
فرهاد عابدینی - شاعر و از دوستان ولیالله درودیان - در پی انتشار خبر درگذشت این شاعر و پژوهشگر که در سکوت خبری از دنیا رفت، به ایسنا گفت: آقای درودیان غزلسرا بود و غزلهای خوبی داشت و در زمینه پژوهش هم کارهای خوبی انجام داده بود؛ از جمله درباره دهخدا، حافظ و پروین اعتصامی. به هر حال، اینها بخشی از فعالیتهای ایشان بود. تا زمانی که زندهیاد انجوی شیرازی در قید حیات بود، ایشان با او ارتباط داشت، اما بعد از آن از جلسات بسیار دوری و کنارهگیری کرد. حتی تصمیم داشتیم در جلسات «گروه شعر معاصر»، مراسم نکوداشتی برایش برگزار کنیم، اما قبول نکرد؛ با اینکه حدود ۵۰ سال دوست من بود. نمیدانم چرا چنین اعتقادی داشت و گوشهگیری میکرد.
او با اشاره به مجموعه شعر «تلخستان»، درودیان گفت: کتابهای شعر او بارها تجدید چاپ شد و کتابهای پژوهشیاش همچنان موجود است و تجدید چاپ میشود.
عابدینی یادآور شد: چند سالی با او در گروه ادب زندهیاد نادر نادرپور در رادیو و تلویزیون همکاری داشتیم. ایشان نقد خوبی هم داشت. نقدی هم بر کتاب دوست مشترکمان، علیرضا صدفی که با عنوان «دست ناامید» منتشر شده بود، نوشته بود که این نقد از طریق همان گروه ادب زندهیاد نادرپور پخش شد و بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت.
او درباره کنارگیری درودیان از محافل و به اصطلاح به گوشه عزلت رفتنش گفت: یکی از دلایل این مسئله به این برمیگشت که ایشان از حدود سال ۱۳۵۸ از تهران به کرج رفت. با این جابهجایی، ارتباطاتشان تا حدودی کمتر شد. مثلاً زمانی که خود من در تهران بودم، هفتهای یا هر دو هفته یکبار یکدیگر را میدیدیم، اما این دیدارها به ماهی یکبار یا هر دو ماه یکبار تبدیل شد. ارتباطشان با سایر دوستان هم به همین شکل بود. مسئله دیگر این بود که بعد از انقلاب، آن فضای شور انقلابی باعث شد برخی فعالیتها در سکوت قرار بگیرند تا دوباره امکان رشد پیدا کنند. متأسفانه آقای درودیان هم به همین شکل بود. در مجموع ایشان به گوشهای خزید و در محافل و مجامع هم حضور پیدا نمیکرد.
این شاعر درباره ویژگیهای شعر ولیالله درودیان و اینکه چرا مجموعه شعر زیادی منتشر نکرده است، گفت: درودیان شعر کوششی نمیگفت، غزلهایی که از ایشان چاپ شد غزلهای جوششی بود؛ یعنی از آن دست شعرهایی نبود که شاعر بنشیند و با فکر آنها را بسراید. شاعر فرانسوی گفته است «مصرع اول هر شعری هدیه خداوند است.» ایشان خود را از فرشته الهام کنار کشید و زمانی که فرشته الهام سراغش نمیآمد، خودش هم نمیرفت که او را صدایش کند که انگار مدتی است ما را فراموش کردهای! در نتیجه، تعداد غزلهایشان در مقایسه با حسین منزوی و شاعران دیگر کمتر است.
او خاطرنشان کرد: با این حال، غزلهایش محکم است و میتوان گفت نئوکلاسیک بود؛ غزلهایی نبود که کلاسیک صرف باشد.
عابدینی با اشاره به مجموعه مقالات درودیان که با عنوان «در جستجوی سرچشمههای الهام شاعران» منتشر شده است، اظهار کرد: این مقالات بسیار جالب بود. برای مثال، بررسی میکردند که سرچشمه الهام پروین اعتصامی چه بوده است، درباره حافظ هم همین کار را انجام میدادند؛ مثلاً بررسی میکردند سرچشمه الهام یک غزل حافظ چه بوده و آن شعر از کجا الهام گرفته شده است. پژوهشهای خوبی هم بودند.
نظر شما