پاکستان از میانجیگری میان ایران و آمریکا چه به دست میآورد؟
فرزانه شیخ در این یادداشت استدلال میکند که نقش پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکا بیش از آنکه ناشی از جاهطلبی دیپلماتیک باشد، حاصل ضرورتهای اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیک است.
به گزارش چتم هاوس، اسلامآباد تلاش کرده خود را بهعنوان میانجی بیطرف معرفی کند و با میزبانی گفتوگوهای احتمالی میان تهران و واشنگتن، تصویری تازه از خود ارائه دهد؛ کشوری که تا چند سال پیش از سوی دونالد ترامپ بهعنوان عامل بیثباتی منطقه دیده میشد، اکنون در مرکز دیپلماسی قرار گرفته است. با این حال، نویسنده تأکید میکند که اعتبار این نقش با چالشهایی همراه است؛ زیرا پاکستان همچنان درگیر تنش با افغانستان، دارای روابط پیچیده با ایران و وابسته به حمایت مالی عربستان سعودی است.
مهمترین انگیزه پاکستان، جلوگیری از گسترش بحرانی است که میتواند اقتصاد شکننده کشور را فلج کند. پاکستان بیش از ۸۵ درصد نفت و تقریبا تمام گاز طبیعی مایع خود را از عربستان سعودی، قطر و کشورهای خلیج فارس وارد میکند. جنگ باعث شد دولت برای صرفهجویی انرژی، هفته کاری چهارروزه برای کارکنان دولتی اعمال کند، مدارس را تعطیل نماید و سیاستهای ریاضتی گسترده اجرا کند. اقتصاد نزدیک به ورشکستگی پاکستان بدون کمک خارجی آسیبپذیر است؛ به همین دلیل عربستان سعودی در ۱۷ آوریل ۳ میلیارد دلار کمک جدید ارائه کرد و خط اعتباری ۵ میلیارد دلاری خود را برای سه سال دیگر تمدید نمود.
همچنین مرز ۹۰۰ کیلومتری با ایران و اهمیت منطقه بلوچستان ـ که در دو سوی مرز امتداد دارد ـ باعث شده بیثباتی احتمالی در ایران مستقیما تجارت، مسیرهای انرژی و امنیت داخلی پاکستان را تهدید کند.
ساختار مذهبی پاکستان نیز نقش مهمی در انگیزههای میانجیگری دارد. اگرچه اکثریت جمعیت کشور سنی هستند، پاکستان پس از ایران دومین جمعیت بزرگ شیعه جهان را در خود جای داده و بین ۱۰ تا ۲۵ درصد جمعیت آن شیعه هستند. این جمعیت در شهرهای بزرگی مانند کراچی، لاهور، اسلامآباد و بخشهایی از پنجاب و گلگت ـ بلتستان حضور پررنگ دارد. سابقه تنشهای فرقهای از دهه ۱۹۸۰، بهویژه در دوره جنگ افغانستان و رشد گروههای سلفی، باعث شده هرگونه تشدید درگیری ایران به سرعت به فضای داخلی پاکستان منتقل شود.
مقاله تأکید میکند که رابطه شخصی میان دونالد ترامپ و فیلد مارشال عاصم منیر، عامل مهمی در ارتقای جایگاه پاکستان است. ارتش همچنان بازیگر اصلی سیاست خارجی کشور است و منیر تلاش کرده از این رابطه برای جذب سرمایه و حمایت سیاسی استفاده کند. از سال ۲۰۲۳، او از طریق شورای ویژه تسهیل سرمایهگذاری به دنبال جذب سرمایه خارجی بوده؛ نهادی که هدف اولیه آن جذب ۲۵ میلیارد دلار سرمایه بود، اما کمتر از انتظار موفق شد. اکنون میانجیگری میان ایران و آمریکا فرصتی برای نزدیکتر شدن به دولت ترامپ و جلب سرمایهگذاری در حوزههایی چون مواد معدنی حیاتی، انرژی، رمزارز و زیرساخت است. در سپتامبر ۲۰۲۵، شرکت آمریکایی US Strategic Metals توافقی ۵۰۰ میلیون دلاری با نهادهای وابسته به ارتش پاکستان برای استخراج مواد معدنی امضا کرد. همچنین در ژانویه ۲۰۲۶ توافقی میان پاکستان و یک نهاد وابسته به شرکت رمزارزی World Liberty Financial ـ که با خانواده ترامپ مرتبط است ـ برای همکاری در حوزه پرداختهای دیجیتال امضا شد. نویسنده معتقد است پاکستان امیدوار است نقش میانجی به اهرمی برای جلب حمایت اقتصادی و سرمایهگذاری از دولت ترامپ تبدیل شود، اما تجربه تاریخی هشداردهنده است: در سال ۱۹۷۱، پاکستان در نزدیکی آمریکا و چین نقش میانجی داشت و انتظار کمک راهبردی واشنگتن را میکشید، اما آمریکا تنها حمایت نمادین ارائه داد و در نهایت بنگلادش شکل گرفت. از نگاه مقاله، اسلامآباد ممکن است اعتبار دیپلماتیک به دست آورد، اما تضمینی برای دریافت پاداش اقتصادی یا امنیتی پایدار وجود ندارد.
نظر شما