چگونه توافق با ایران، زمینه را برای درگیری بیشتر فراهم میکند
توافق اخیر آتشبس با ایران، اگرچه گامی دیپلماتیک به نظر میرسد، اما به گفته تحلیلگران، شباهت زیادی به توافق قبلی ترامپ در مورد غزه دارد که بیشتر به سرپوشی بر درگیریهای ادامهدار انجامید تا راهحلی پایدار.
به گزارش فارین پالیسی، تجربه نشان داده که ترامپ در حاشیهسازی و غافلگیری تبلیغاتی مهارت دارد، اما در پیگیری و اجرای تعهدات بلندمدت ضعیف عمل میکند. توافق غزه که در سال ۲۰۲۵ با سر و صدای فراوان امضا شد، هیچیک از وعدههای کلیدی خود مانند بازسازی، غیرنظامیسازی یا استقرار نیروهای بینالمللی را محقق نکرد و از زمان آتشبس، هزاران فلسطینی در حملات اسرائیل کشته شدند و درگیری با شدت کم اما مداوم ادامه یافت.
در مورد توافق جدید با ایران نیز نگرانیهای مشابهی وجود دارد. منتقدان، حتی از میان حامیان دولت، این توافق را به دلیل دادن امتیازات مالی کلان به ایران بدون دریافت تضمینهای کافی در مورد برنامه هستهای، موشکهای بالیستیک یا رفتار ایران در منطقه، به شدت مورد سرزنش قرار دادهاند. اسرائیل نیز اعلام کرده که حملاتش به حزبالله در لبنان را مشمول این آتشبس نمیداند، که خود نشانگر ابهامات جدی در متن توافق است. به طور کلی، بیشتر سوالات سخت به جای اینکه حل شوند، به آینده موکول شدهاند که این ویژگی ماهیت توافقات اولیه است، اما در این مورد خاص، چشمانداز، دستیابی به پیشرفتی اساسی نیست، بلکه تداوم خشونتهای پراکنده و متناوب است.
با این حال، همانند غزه، هیچیک از طرفین خواهان بازگشت به یک جنگ تمامعیار نیستند. تهدیدها و حتی حملات محدود نظامی برای نشان دادن اراده استفاده خواهند شد، اما یک درگیری گسترده به نفع هیچکدام نیست.
برای درک رویکرد ایران در مذاکرات آینده، باید به تغییر بنیادین نگرش راهبردی آن توجه کرد. یک نگرش در ایران غالب است، اینکه آمریکا فقط زبان زور را میفهمد و ایران باید و میتواند در برابر آن بایستد. این نگرش، ایران را در مذاکره سرسختتر کرده است.
در مقابل، اسرائیل به حزبالله و حماس آسیب زده است. با این حال، توانایی ایران در ضربه زدن به متحدان آمریکا در خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، یک برگ برنده بزرگ است. ایران میتواند از این توانایی برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه و وادار کردن آنها به لابیگری در واشنگتن استفاده کند و همچنین از ترانزیت کشتیها عوارض دریافت نماید که این خود به نوعی کاهش تحریمهای اقتصادی آمریکا محسوب میشود.
عمیقترین مشکل، فقدان اعتماد است. ایران خروج آمریکا از برجام را دیده و همچنین شاهد بوده که مذاکرات سال ۲۰۲۵ پوششی برای حمله اسرائیل بوده است. در نتیجه، رهبران ایران نسبت به حسن نیت واشنگتن تردید جدی دارند و به پایداری هر توافقی بدبین هستند. از سوی دیگر، اسرائیل که از روند مذاکرات حذف شده، چشمانداز متفاوتی دارد. این کشور در آستانه انتخابات است و توافق فعلی در داخل اسرائیل به نفع ایران تلقی میشود. اسرائیل با ایجاد مناطق حائل در غزه، لبنان و سوریه، عملاً سیاست «راهحلستیزی» را در پیش گرفته و به جای مذاکره، بر بازدارندگی نظامی تکیه دارد و ممکن است به عنوان یک عامل خرابکار عمل کند.
همه این عوامل، منطقه را به سمت وضعیت مبهمی از «نه جنگ و نه صلح» سوق میدهد. متحدان منطقهای آمریکا مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز از عدم توانایی واشنگتن در محافظت از آنها در جنگ اخیر نگرانند و ممکن است به فکر تنوعبخشی به روابط خود بیفتند. به طور خلاصه، با وجود توافق، به دلیل بیاعتمادی عمیق، منافع متضاد، تغییرات در ایران، پویاییهای سیاست داخلی اسرائیل و عدم قطعیت در راهبرد بلندمدت آمریکا، پیشبینی میشود که این درگیری به شکلهای مختلف و با شدتهای گوناگون برای مدت طولانی ادامه یابد.
نظر شما