وقتی آمریکایی‌ها کنده‌های چوب و نهنگ را با زیردریایی دشمن اشتباه گرفتند

تنها خسارت واردشده در طول این «نبرد» از آتش خودی ناشی شده بود. ترکش‌های توپ‌های ضدهوایی بر سراسر شهر باریدند، پنجره‌ها را خرد کردند و ساختمان‌ها را شکافتند.

در ۲۵ فوریه ۱۹۴۲ [۶ اسفند ۱۳۲۰] یک هشدار اشتباهِ بدنام باعث شد واحدهای نظامی آمریکا سیلی از آتش ضدهوایی را در آسمان‌های بالای لس‌آنجلس رها کنند. در هفته‌های آشفته‌ای که پس از حمله به پرل هاربر رخ داد، بسیاری از آمریکایی‌ها باور داشتند که حملات دشمن به خاک اصلی ایالات متحده به‌زودی اتفاق خواهد افتاد. در ۹ دسامبر ۱۹۴۱ [۱۸ آذر ۱۳۲۰] گزارش‌های تأییدنشده درباره نزدیک شدن هواپیماها باعث ایجاد وحشت کوچکی از تهاجم در شهر نیویورک شد و قیمت سهام را به‌شدت کاهش داد.

در ساحل غربی، خلبانان و اپراتورهای رادارِ کم‌تجربه قایق‌های ماهی‌گیری، کنده‌های چوب و حتی نهنگ‌ها را با ناوهای جنگی و زیردریایی‌های ژاپنی اشتباه می‌گرفتند. تنش‌ها بسیار بالا بود و پس از آن‌که وزیر جنگ آمریکا، هنری استیمسون، هشدار داد که شهرهای آمریکا باید آماده پذیرش «ضربات گاه‌به‌گاه» از سوی نیروهای دشمن باشند، این تنش‌ها بیشتر هم شد.

تنها چند روز بعد، در ۲۳ فوریه ۱۹۴۲ [۴ اسفند ۱۳۲۰] یک زیردریایی ژاپنی در نزدیکی ساحل سانتا باربارا در کالیفرنیا به سطح آب آمد و بیش از دوازده گلوله توپخانه به سوی یک میدان نفتی و پالایشگاه شلیک کرد. با این‌که این حمله هیچ تلفات جانی نداشت و تنها خسارات جزئی وارد کرد، اما نخستین باری بود که در طول جنگ جهانی دوم خاک اصلی ایالات متحده بمباران می‌شد.

یک روز پس از حمله به میدان نفتی، ترکیبِ پارانویا و آمادگی بیش‌ازحد برای شلیک، یکی از عجیب‌ترین رویدادهای جبهه داخلی در زمان جنگ را رقم زد. این ماجرا شامگاه ۲۴ فوریه ۱۹۴۲ [۵ اسفند ۱۳۲۰] آغاز شد، زمانی که اطلاعات نیروی دریایی به واحدهای مستقر در ساحل کالیفرنیا دستور داد خود را برای یک حمله احتمالی ژاپن آماده کنند.

وقتی آمریکایی‌ها کنده‌های چوب و نهنگ را با زیردریایی دشمن اشتباه گرفتند!

 

نورافکن‌های ضدهوایی متعلق به دوران جنگ جهانی دوم

در چند ساعت بعد همه‌چیز آرام بود، اما اندکی پس از ساعت ۲ بامدادِ ۲۵ فوریه [۶ اسفند ۱۳۲۰]، رادارهای نظامی چیزی را شناسایی کردند که به نظر می‌رسید تماس با دشمن باشد؛ حدود ۱۲۰ مایل در غرب لس‌آنجلس. آژیرهای حمله هوایی به صدا درآمد و خاموشی کامل در سراسر شهر اجرا شد. در عرض چند دقیقه، نیروها پشت توپ‌های ضدهوایی مستقر شدند و با نورافکن‌ها آسمان را جست‌وجو کردند.

کمی پس از ساعت ۳ بامداد بود که تیراندازی آغاز شد. پس از گزارش‌هایی درباره یک شیء ناشناس در آسمان، نیروهای مستقر در سانتا مونیکا رگباری از آتش توپ‌های ضدهوایی و مسلسل‌های کالیبر ۵۰ را شلیک کردند. خیلی زود بسیاری از دیگر سلاح‌های دفاع ساحلی شهر نیز به این آتش پیوستند.

روزنامه «لس‌آنجلس تایمز» نوشت: «نورافکن‌های قدرتمند از ایستگاه‌های بی‌شمار، با انگشتان درخشانِ جست‌وجوگر خود آسمان را می‌شکافتند»، و «در همین حال، شلیک‌های پی‌درپی ضدهوایی آسمان را با انفجارهای نارنجیِ زیبا اما شومِ ترکش‌ها نقطه‌نقطه می‌کردند.»

در چند دقیقه بعدی هرج‌ومرج حاکم شد. به نظر می‌رسید لس‌آنجلس تحت حمله قرار گرفته است، اما بسیاری از کسانی که به آسمان نگاه می‌کردند چیزی جز دود و درخشش آتش توپ‌های ضدهوایی نمی‌دیدند.

سرهنگ «جان جی. مورفی» از سپاه توپخانه ساحلی بعدها نوشت: «در میان آن سمفونی عجیبِ صدا و رنگ، تخیل به‌راحتی می‌توانست شکل‌های زیادی را در آسمان ببیند. اما نگاهی سرد و بی‌طرفانه نشان می‌داد که هیچ هواپیمایی - نه خودی و نه دشمن - در آسمان وجود ندارد.»

با این حال برای برخی دیگر، تهدید کاملاً واقعی به نظر می‌رسید. گزارش‌هایی از سراسر شهر سرازیر شد که از هواپیماهای ژاپنی در حال پرواز دسته‌جمعی، سقوط بمب‌ها و چتربازان دشمن خبر می‌داد. حتی ادعایی مطرح شد که یک هواپیمای ژاپنی در خیابان‌های هالیوود سقوط کرده است. یک توپچی دفاع ساحلی به نام «چارلز پاتریک» بعدها در نامه‌ای نوشت: «به‌سختی می‌توانستم هواپیماها را ببینم، اما قطعاً آن بالا بودند. شش هواپیما را می‌دیدم و گلوله‌ها در اطراف‌شان منفجر می‌شد. طبیعی بود که همه ما بچه‌ها می‌خواستیم سهمی در این ماجرا داشته باشیم و وقتی فرمان شلیک آمد، همه مثل دیوانه‌ها هورا کشیدیم.»

این آتشبار درنهایت بیش از یک ساعت ادامه یافت. تا زمانی که بعداً همان صبح فرمان نهایی «پایان خطر» صادر شد، توپخانه‌های لس‌آنجلس بیش از ۱۴۰۰ گلوله ضدهوایی را به سوی آسمان شلیک کرده بودند.

 

تنها در روشنایی روز بود که واحدهای نظامی آمریکا کشف گیج‌کننده‌ای انجام دادند: به نظر می‌رسید هیچ حمله‌ای از سوی دشمن رخ نداده است. در بیانیه‌ای از فرماندهی دفاع غربی ارتش آمده بود: «اگرچه گزارش‌ها متناقض هستند و تمام تلاش‌ها برای روشن شدن حقیقت در حال انجام است، اما واضح است که هیچ بمبی انداخته نشده و هیچ هواپیمایی نیز سرنگون نشده است.»

ازقضا، تنها خسارت واردشده در طول این «نبرد» از آتش خودی ناشی شده بود. ترکش‌های توپ‌های ضدهوایی بر سراسر شهر باریدند، پنجره‌ها را خرد کردند و ساختمان‌ها را شکافتند. یکی از گلوله‌های عمل‌نکرده به زمین گلفی در لانگ بیچ برخورد کرد و چندین ساکن نیز بر اثر اصابت گلوله‌های توپ ۳ اینچی خانه‌های‌شان تا حدی تخریب شد.

با این‌که در این تیراندازی هیچ جراحت جدی گزارش نشد، گفته شد دست‌کم پنج نفر درنتیجه حملات قلبی و تصادف‌های رانندگی که در طول خاموشی طولانی رخ داده بود جان خود را از دست دادند. همچنین در پیش‌نمایشی از هیستری‌ای که به‌زودی با بازداشت ژاپنی‌تبارهای آمریکا همراه شد، مقامات حدود ۲۰ آمریکایی ژاپنی‌تبار را به اتهام تلاش برای ارسال علامت به هواپیماهای غیرواقعی بازداشت کردند.

وقتی آمریکایی‌ها کنده‌های چوب و نهنگ را با زیردریایی دشمن اشتباه گرفتند!

مردی در حال پاکسازی خسارات ناشی از آتشِ خودی پس از حمله هوایی

در چند روز بعد، نهادهای دولتی و رسانه‌ها گزارش‌های متناقضی درباره آن‌چه بعدها «نبرد لس‌آنجلس» نامیده شد منتشر کردند. فرانک ناکس، وزیر نیروی دریایی، این درگیری را یک هشدار کاذب ناشی از «اعصاب متشنج» دانست، اما هنری استیمسون، وزیر جنگ، نظر فرماندهان ارتش را تکرار کرد و گفت دست‌کم ۱۵ هواپیما بر فراز شهر پرواز کرده‌اند. او حتی نظریه جنجالی‌ای مطرح کرد مبنی بر این‌که این جنگنده‌های شبح‌گونه ممکن است هواپیماهای تجاری بوده باشند که «توسط عوامل دشمن هدایت می‌شدند» تا در میان مردم ترس ایجاد کنند.

استیمسون بعداً از ادعاهای خود عقب‌نشینی کرد، اما همچنان مسئله هزاران نظامی و غیرنظامی باقی بود که ادعا می‌کردند هواپیماهایی را در آسمان لس‌آنجلس دیده‌اند. براساس سرمقاله‌ای در «نیویورک تایمز»، برخی شاهدان عینی «جسم بزرگی شناور شبیه به بالون» دیده بودند، در حالی که دیگران از دیدن چیزی بین یک هواپیما تا چندین ده هواپیما خبر داده بودند. در این مقاله آمده بود: «هرچه حادثه بامداد ۲۵ فوریه در منطقه لس‌آنجلس بیشتر بررسی می‌شود، باورناپذیرتر به نظر می‌رسد.»

چه چیزی باعث تیراندازی بر فراز لس‌آنجلس شد؟ ارتش ژاپن بعدها اعلام کرد که در طول جنگ جهانی دوم هرگز هواپیمایی بر فراز این شهر به پرواز درنیاورده است؛ موضوعی که به شکل‌گیری مجموعه‌ای از نظریه‌های عجیب درباره توطئه‌های دولتی و حتی حضور بشقاب‌پرنده‌ها و موجودات فرازمینی دامن زد.

با این حال، منطقی‌ترین توضیح برای این درگیری آن است که سربازان بیش از حد آماده شلیک و سامانه‌های ابتدایی راداری در کنار هم یک هشدار کاذب ایجاد کردند. در سال ۱۹۸۳، دفتر تاریخ نیروی هوایی آمریکا رویدادهای این حمله هوایی لس‌آنجلس را بررسی و اشاره کرد که پیش از آغاز آتشبار، بالون‌های هواشناسی برای تعیین شرایط باد به هوا فرستاده شده بودند. نورها و رنگ نقره‌ای این بالون‌ها ممکن است همان چیزی بوده باشد که ابتدا هشدارها را به صدا درآورد. پس از شروع تیراندازی نیز ترکیب گیج‌کننده نورافکن‌ها، دود و ترکش‌های ضدهوایی ممکن بود باعث شده باشد توپچی‌ها تصور کنند به هواپیماهای دشمن شلیک می‌کنند، در حالی که در واقع هیچ هواپیمایی در آنجا حضور نداشت.

هرچند احتمالاً «نبرد لس‌آنجلس» چیزی جز یک خطای دید یا توهم نبود، اما همچنان یادآور هولناکی از آسیب‌پذیری‌ای بود که بسیاری از آمریکایی‌ها در آغاز جنگ جهانی دوم احساس می‌کردند. ژاپنی‌ها بعدها چندین طرح برای حمله به خاک اصلی آمریکا اجرا کردند - از جمله پرتاب بیش از ۹۰۰۰ «بالون آتش‌زا» حامل مواد انفجاری - اما هیچ‌کدام از آن‌ها هرگز سطحی از وحشت عمومی را که در جریان تیراندازی خیالی لس‌آنجلس ایجاد شد، به وجود نیاوردند.

حتی در همان زمان نیز بسیاری از روزنامه‌نگاران اشاره کردند که رخ دادن این حادثه در خانه صنعت سینما بی‌تناسب نبود. نیویورک تایمز در مقاله‌ای در مارس ۱۹۴۲ نوشت که هالیوود، به ‌عنوان «برجسته‌ترین سازنده خیال‌پردازی در جهان»، گویی میزبان نبردی شده بود که «چیزی جز یک توهم دیگر» نبود.

منبع: خبر آنلاین
ارسال به دیگران :

نظر شما

تازه