الگویی برای سراسر جهان
چگونه کوروش بزرگ نخستین سامانه پستی در سراسر یک امپراتوری را ایجاد کرد
سامانه پیامرسانیِ ایرانی که به فرمان کوروش بزرگ شکل گرفت، الگویی برای ارتباطات کارآمد در سرزمینهای پهناور شد و الهامبخش خدمات پستی در دورههای بعدی گردید.
در دوران پادشاهی کوروش بزرگ، ایرانیان امپراتوری عظیمی را بنا کردند. این امپراتوری از خاستگاه خود در ایران امروزی تا شرق هند و تا غرب بالکان گسترش یافت. برای اداره و حفظ کنترل چنین امپراتوری بزرگ و متنوعی، لازم بود که اطلاعات در سراسر قلمروی آن بهسرعت و با کارایی جابهجا شود.
کوروش سامانه تازهای برای پیامرسانی ابداع کرد که بر فرستادن پیکها در طول «راه شاهی» تکیه داشت؛ در این مسیر ایستگاههایی ایجاد شده بود تا پیکها بتوانند اسبهای تازه بگیرند، آذوقه تهیه کنند، یا حتی پیامهای فوری را به سوارکار تازهنفسی بسپارند. این روش زمان ارتباطات درباری در امپراتوری ایران را به یکسوم زمان پیشین کاهش داد و الگویی پدید آورد که بعدها در سراسر جهان تقلید شد.
آشنایی با کوروش بزرگ
هنگامی که کوروش بزرگ به رهبری امپراتوری ماد رسید، نخستین گام او تثبیت قدرت خود بر قبایل گوناگون فلات ایران و بنیانگذاری دودمان هخامنشی بود. پس از آنکه پایگاه قدرتش استوار شد، مجموعهای از فتوحات را آغاز کرد که بخشهای بیشتری از خاور نزدیک را تحت فرمان او درآورد.
تا زمان مرگ کوروش، امپراتوری او از آناتولی در غرب تا هند در شرق گسترده بود و سرزمینهایی چون شام، ارمنستان، بخشهایی از شبهجزیره عربستان را در بر میگرفت و تا شمال، حتی به قزاقستان امروزی میرسید. این فتوحات، امپراتوری ایران را به بزرگترین امپراتوری جهان باستان بدل کرد. این امپراتوری مجموعهای از گروههای قومی و فرهنگی گوناگون را در خود جای داده بود که همگی اکنون زیر فرمان «شاهِ شاهان» قرار داشتند.
کوروش نهتنها یک فرمانده نظامی بود، بلکه مردی دارای بینشی تیزبین نیز به شمار میرفت. او رهبری پویایی داشت و شگفتآور اینکه نسبت به دشمنان شکستخورده رواداری نشان میداد. کوروش به مردمان تحت فتح اجازه میداد سنتهای فرهنگی و باورهای دینی خود را حفظ کنند و حتی برخی از اندیشههای آنان را در فرهنگ ایرانیِ جریان اصلی وارد میکرد. او بهخوبی میدانست که اداره چنین قلمروی گستردهای نیازمند مدیریتی دقیق برای جلوگیری از شورشها و رسیدن به کارآمدترین شیوه حکمرانی است. کوروش که در بند سنت نبود، با رویی گشاده اندیشههای دیگر اقوام را میپذیرفت و نوآوری میکرد.
راه شاهی
یکی از مهمترین نوآوریهای کوروش، «جاده شاهی» بود. ساخت جادهها توسط پادشاهان در این منطقه چیز تازهای نبود. پادشاهان آشوری شبکهای از جادهها را در سراسر سرزمینهای خود ایجاد کرده بودند. درواقع، بخش زیادی از جاده شاهی احتمالاً از قطعاتی از راههای قدیمی آشوری ساخته شده بود.
تفاوت اصلی در مقیاس جاده شاهی بود. این جاده از شهر شوش، در جنوب ایران امروزی و نزدیک به خلیجفارس، تا شهر ساردیس که در ترکیه امروزی و نزدیک دریای اژه قرار دارد، امتداد داشت. طول کلی آن ۱۶۷۷ مایل بود؛ هرچند باید توجه داشت که این جاده به صورت خطی مستقیم میان این دو شهر کشیده نشده بود.
جاده در بخشی از مسیر به سمت شرق پیش میرفت، سپس به طور تند به سمت جنوب میپیچید، بعد دوباره به سمت شرق ادامه مییافت و این الگو چندین بار تکرار میشد. گمان میرود این کار برای استفاده از جادههای قدیمی آشوری در منطقه انجام شده باشد.
در شرایط عادی، یک فرد پیاده میتواند طول این جاده را در حدود سه ماه طی کند، به شرط آنکه عجله خاصی نداشته باشد. با این حال، کوروش میدانست که دسترسی به اطلاعات بهموقع کلید موفقیت اوست. با در نظر داشتن این موضوع، او راهحلی ابداع کرد که زمان سفر را به طور چشمگیری کاهش میداد.
آنگاریوم (Angarium)
آنگاه نوبت به «آنگاریوم» میرسد. این واژه شکل لاتینیشده واژه یونانیِ Angaros به معنی «پیامرسان» است، هرچند ایرانیان این نظام را «چاپارخانه» مینامیدند. فارغ از نام آن، این سیستم به همان اندازه که انقلابی بود، ساده هم بود.
در سراسر جاده شاهی، چاپارخانهها یا ایستگاههایی میانراهی وجود داشت. در هر یک از این مکانها، یک پیامرسان میتوانست اسب خسته خود را با اسبهای تازهنفس عوض کند، آذوقه بردارد و اندکی استراحت کند. با آماده بودن این خدمات در مسیر، چاپار مجبور نبود وقت خود را برای استراحت دادن به اسب پیش از ادامه راه تلف کند یا زمان ارزشمندش را صرف جستوجوی غذا، آب یا سرپناه نماید.
این چاپاران به طور انحصاری در خدمت شاه پارس بودند، بنابراین با تمام توان بر مأموریت خود تمرکز داشتند. وقتی چاپار در ایستگاهی توقف میکرد، میتوانست در چند دقیقه اسب خستهاش را با اسبی تازهنفس عوض کند، غذا و آب اضافی بردارد و دوباره با سرعت کامل به راه بیفتد. استفاده از جادهای که بهخوبی نگهداری میشد نیز به این معنا بود که هیچ زمانی برای پیدا کردن مسیر تلف نمیشد. آنها اغلب به صورت شیفتی کار میکردند؛ به این صورت که پیامرسان اولیه پیام را به اسب و سوار تازهنفس بعدی تحویل میداد و خود استراحت میکرد.
در شرایط ایدهآل، یک پیام میتوانست مسیر شوش تا ساردیس را در حدود نه روز طی کند؛ یعنی یکدهم زمانی که این مسیر به صورت پیاده طول میکشید. این ارتباط سریع به شاهان پارس اجازه میداد در کوتاهترین زمان ممکن از رویدادهای اضطراری در قلمروی خود آگاه شده و واکنش نشان دهند. سامانه چاپاری که کوروش بنیان نهاد، بعدها توسط جانشین او، داریوش بزرگ، بهبود یافت و به ایرانیان امکان داد تا سرزمین پهناور خود را با کارآمدی بیسابقهای اداره کنند. جادههای دیگری نیز ساخته شد که به شاهِ شاهان قدرت بینظیری در کنترل قلمرو خود میداد.
تقلید
هرودوت در کتاب «تواریخ» خود به طور گسترده درباره چاپارخانه نوشته است. او تعداد ایستگاهها را ۱۱۱ ذکر میکند و به امنیتی که یک مسافر میتوانست در طول این مسیر بیابد، اشاره دارد. او همچنین خودِ چاپاران را ستایش میکند و مینویسد آنها از روش بسیار منظم و دقیقی برای رساندن و انتقال پیامها پیروی میکنند و اینکه «نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی شب هیچکدام مانع نمیشود که هر یک از آنان وظیفه محوله را با بیشترین سرعت ممکن انجام دهد.»
خود جاده چنان کارآمد بود که بعدها بخشی از مسیر جاده ابریشم شد؛ مسیری که چین را به اروپا متصل میکرد.
فرهنگهای دیگر نیز از الگوی ایرانیان پیروی کردند. رومیها شبکه عظیمی از جادهها ساختند که امپراتوری آنان را به هم متصل میکرد و بسیاری از آنها هنوز هم مورد استفادهاند. آنها همچنین «کورزوس پابلیکوس» را ایجاد کردند؛ سامانهای برای رساندن نامه و پیام که به برقراری ارتباط در قلمروی سزارها کمک میکرد.
این سیستم در آغاز مانند سامانه چاپاری ایرانیان و بر پایه روش «رلهای» کار میکرد؛ یعنی پیام یا بسته توسط مجموعهای از چاپاران پیاپی منتقل میشد. بعدها این روش به استفاده از یک پیامرسان واحد تغییر یافت، احتمالاً برای اطمینان از قابلاعتماد بودن او.
این سیستم حتی پس از سقوط خودِ امپراتوری نیز دوام آورد و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ویزیگوتها در ایتالیا همچنان از آن استفاده میکردند. بر پایه همین مدل، سامانههای دیگری توسط امپراتوری بیزانس ایجاد شد و ساختارهای مشابهی نیز در سراسر اروپا و خاورمیانه قرون وسطی به کار میرفت.
هزاران سال بعد و در قارهای دیگر، «پونی اکسپرس» در ایالات متحده براساس همان اصل کار میکرد. سواران تندرو از یک پست به پست بعدی در سراسر غربِ رامنشده آمریکا میرفتند و پیامها را در نقاط مشخصی به سواران تازهنفس تحویل میدادند. امید آن بود که این ارتباط سریع بتواند مرزهای غربی را گسترش دهد و ایالت تازهتأسیس کالیفرنیا را با بقیه کشور مرتبط نگه دارد.
این سیستم در ابتدا موفق بود و نامهها میتوانستند در حدود ده روز از میزوری به کالیفرنیا برسند. هرچند کارآمد بود، اما تقریباً همزمان با تولدش، به مفهومی منسوخ تبدیل شد. مدت کوتاهی پس از راهاندازی آن، نخستین تلگراف سراسری قارهای تکمیل شد و پونی اکسپرس عملاً کارکرد خود را از دست داد. در اکتبر ۱۸۶۱، تنها ۱۸ ماه پس از تأسیس، متوقف شد.
میراث مدرن
با فناوریهای مدرن مانند خودرو و هواپیما، دیگر نیازی به شیوه پیامرسانی رلهایِ ایرانیان نیست، اما این به آن معنا نیست که این شیوه میراث مهمی برجای نگذاشته است. چاپارخانه به عنوان یکی از نخستین سامانههای ارسال نامه، معیار و الگوی پایه برای تمام خدمات پستی پس از خود شد. چاپارخانه الهامبخش ـ و اگر نه الگو ـ بسیاری از سیستمهای پیامرسانی در جهان باستان و قرون میانه بود.
شاید مهمترین بخش این میراث، اراده و تعهدی باشد که خودِ چاپاران ایرانی نشان میدادند. همانطور که هرودوت میگوید: «نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی شب هیچکدام مانع نمیشود که هر یک از آنان وظیفه محوله را با بیشترین سرعت انجام دهد.»
با الهام از این سخنان، بر ساختمان اداره پست «جیمز ای. فارلی» در شهر نیویورک این شعار حک شده است: «نه برف، نه باران، نه گرما و نه تاریکی شب، این پیکها را از تکمیل سریع مأموریتشان بازنمیدارد.» این عبارت بر تعهد به خدمات باکیفیت، پایبندی به وظیفه و آمادگی برای تحمل سختیها به منظور رساندن پیامها و بستههای مهم به مردم آمریکا تأکید میکند. این شعار، شعار رسمی اداره پست ایالات متحده نیست، اما همچنان روحیه و طرز فکر آنها را بهخوبی بازتاب میدهد و نوعی آییننامه اخلاقی برای کارکنان پست مدرن است که هزاران سال پس از همتایان ایرانی خود زندگی میکنند.
البته اداره پست آمریکا کاملاً اذعان میکند که ممکن است در شرایط آبوهوایی نامساعد، تأخیرهایی در رساندن نامهها رخ دهد، اما مهم همان روحیه و نیت پشت کار است.
نویسنده: رابرت دِ گراف؛ کارشناسی ارشد تاریخ
نظر شما