درخواست برای کشتن مذاکرهکنندهگان ایران/ آیا آمریکا مذاکره کنندگان را ترور میکند؟
بحث بر سر رفتن یا نرفتن جیدیونس به مذاکرات اسلام آباد در یک رویه عجیب هنوز در هالهای از ابهام است، اما در میانه رفت و برگشتها اظهارنظر ترامپ مبنی بر «دلایل امنیتی» از حضور معاونش مورد توجه قرار گرفته است. این گفته در حالی است که اساسا سابقه آمریکا و اسرائیل در ترور مذاکرهکنندگان در حین مذاکره در تاریخ سیاسی معاصر بلندبالاست.
به گزارش المیادین، اخیرا درخواستهایی در آمریکا مطرح شده است، از جمله مقالهای در واشنگتن پست که در آن درخواست شده در صورت شکست مذاکرات در اسلامآباد، مذاکرهکنندگان ایرانی کشته شوند!
اگرچه این درخواستها را میتوان به عنوان ابراز سرخوردگی سیاسی ناشی از شکست جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران در دستیابی به اهدافش درک کرد، اما خاماندیشی آنها به عنوان بیان آشکاری از خروج آمریکاییها از قوانین بینالمللی و قوانین خودشان و عادیسازی پیروی از «اسرائیل» که تمام قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی را نادیده میگیرد، به نظر میرسد.
سابقه اسرائیل در کشتن مذاکرهکنندگان
در سپتامبر ۱۹۴۸، گروههای صهیونیستی، کنت فولک برنادوت، میانجی سازمان ملل متحد که وظیفه میانجیگری آتشبس در فلسطین را بر عهده داشت، در اورشلیم در حین انجام مأموریت دیپلماتیک خود ترور کردند.
واکنش بینالمللی فوری و قاطع بود: شورای امنیت این قتل را به عنوان یک عمل مجرمانه که در حین انجام مأموریت صلحآمیز میانجی رخ داده بود، محکوم کرد. هیچ دولتی در آن زمان - و از آن زمان - استدلال نکرد که ترور مذاکرهکنندگان ابزاری مشروع برای دیپلماسی است.
خلاصه این گزارش را در ویدئوی زیر ببینید:
در حالی که قرار بود آن سابقه، پرونده را برای همیشه ببندد، اسرائیل همچنان از این الگو استفاده میکند، زیرا اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس و مذاکرهکننده ارشد آن را در ژوئیه ۲۰۲۴ در تهران ترور کرد.
سپس، در سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل در تلاشی برای ترور هیئت مذاکرهکننده حماس در حالی که مذاکرات آتشبس در جریان بود، دوحه را بمباران کرد. در طول جنگ اخیر با ایران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اظهار داشت که تمام ایرانیانی که قصد مذاکره با آنها را داشته، کشته شدهاند و متعاقبا اسرائیل هر مقام ایرانی واجد شرایط برای رهبری مذاکرات با آمریکاییها، از جمله علی لاریجانی و کمال خرازی را ترور کرد.
حقوق بینالملل چه میگوید؟
در مخاصمات مسلحانه، حقوق بینالملل بشردوستانه بر یک اصل اساسی استوار است: تمایز بین کسانی که مستقیما در خصومتها شرکت میکنند و کسانی که شرکت نمیکنند.
بنابراین، مذاکرهکننده مستقیما در جنگ شرکت نمیکند، حتی اگر در اصل سرباز باشد، و انجام وظیفه مذاکره توسط او، او را از نظر قانونی به دسته افراد تحت حمایتی که در جنگ شرکت نمیکنند، منتقل میکند.
بنابراین، کشتن مذاکرهکننده نقض مستقیم ماده ۳ مشترک کنوانسیونهای ژنو است که «کشتن به هر شکلی» علیه افرادی که در جنگ شرکت نمیکنند یا آن را ترک نکردهاند را ممنوع میکند.
مهمترین نکته در اینجا این است که این حمایت نه به دلیل شخصیت حریف یا حقانیت هدف او از بین میرود، نه با شکست مذاکرات بیاعتبار میشود و نه به نیات سیاسی خوب یا بد مذاکرهکنندگان وابسته است.
از سوی دیگر، کشتن یک مذاکرهکننده در طول مذاکرات، خیانت محسوب میشود. خیانت به معنای جلب اعتماد یک دشمن با سوءاستفاده از حمایتهای ارائه شده توسط قوانین بینالمللی و سپس خیانت به آن اعتماد از طریق استفاده از خشونت تعریف میشود. به همین دلیل، پروتکل الحاقی اول (1977) به صراحت بیان میکند که یکی از بارزترین نمونههای خیانت، «تظاهر به تمایل به مذاکره یا ورود به مذاکره و سپس کشتن یا هدف قرار دادن طرف مقابل» است.
شاید دلیل اینکه حقوق بینالملل عمل «خیانت» را محکوم میکند این باشد که خطر آن نه تنها در خود عمل، بلکه در اثر ساختاری آن نیز نهفته است، به ویژه اگر مذاکره به ابزاری برای کشتن تبدیل شود، زیرا این امر پایه و اساس هرگونه مذاکره آینده را تضعیف میکند. بنابراین، خیانت یکی از جدیترین موارد نقض قوانین درگیریهای مسلحانه محسوب میشود.
قانون جنگ آمریکا چه میگوید؟
طبق دکترین نظامی آمریکا، یک فرد صرفا به این دلیل که از نظر سیاسی یا در میز مذاکره انعطافناپذیر است، به یک هدف مشروع تبدیل نمیشود.
آمریکا، قانون درگیریهای مسلحانه را نه به عنوان یک محدودیت خارجی تحمیل شده بر خود، بلکه به عنوان امتداد سنتهای نظامی خود میداند. این اصل به وضوح در کتابچه راهنمای وزارت دفاع ایالات متحده در مورد قانون جنگ، که آخرین بار در ژوئیه ۲۰۲۳ بهروزرسانی شده است، گنجانده شده است که قانون درگیریهای مسلحانه را به عنوان «بخشی از وجود ما» و عنصر اساسی حرفهایگری نیروهای مسلح ایالات متحده توصیف میکند.
این راهنما بر اساس اصل حفاظت است و بیان میکند که افراد در برابر حمله، محافظتشده فرض میشوند، مگر اینکه اطلاعاتی وجود داشته باشد که ثابت کند آنها اهداف نظامی مشروع هستند. این راهنما بر تعهد به فرض وضعیت غیرنظامی یا حفاظتشده و انجام تمام اقدامات احتیاطی ممکن قبل از هرگونه حمله تأکید میکند.
بر این اساس، مذاکرهکنندگان، چه غیرنظامی باشند و چه عضو گروههای مسلح، آشکارا در این دسته محافظتشده قرار میگیرند. تا زمانی که در مذاکرات شرکت دارند، مشارکتکنندگان مستقیم در خصومتها محسوب نمیشوند، که این همان حدی است که خود «راهنمای آمریکایی» برای تعیین آسیبپذیری در برابر هدفگیری به آن استناد میکند.
این «شواهد» خیانت را بر اساس پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو و عرف بینالمللی ممنوع میکند. این سند، اعمالی را ممنوع میکند که اعتماد یک دشمن را از طریق حمایت قانونی، مانند مذاکره یا آتشبس، جلب میکنند و سپس با استفاده از نیروی مرگبار به آن اعتماد خیانت میکنند.
در پایان، به تصویر کشیدن درخواستها برای کشتن مذاکرهکنندگان به عنوان «ارسال پیام» رویههای خطرناکی را هم در داخل و هم در خارج از ایالات متحده ایجاد میکند و آمریکاییها را در تضاد مستقیم با کتابچه راهنمای نظامی خود در مورد حقوق جنگ و اصول تثبیتشده حقوق بینالملل قرار میدهد.
از نظر قانونی، کشتن یک مذاکرهکننده همزمان حقوق بینالملل بشردوستانه، حقوق بشر، اصل حسن نیت، قواعد مسئولیت بینالمللی و غیره را نقض میکند. به همین دلیل، تاریخ هرگز سابقهای را که آن را مشروع بداند، به خود ندیده است.
نظر شما