اگر ترامپ و نتانیاهو پیروز انتخابات شوند، چه اتفاقی میافتد؟
اگر جمهوریخواهان پیروز شوند، ساختار انگیزهها برای همه تغییر میکند. آن زمان تمام جمهوریخواهان بیش از پیش سر فرود خواهند آورد و به ترامپ امکان خواهند داد بدون هیچ محدودیتی عمل کند. این بزرگترین و جدیترین خطر است. به بیان دیگر، ترامپ در صورت موفقیت در انتخابات میاندورهای، بیش از هر زمان دیگری احساس قدرت و جسارت خواهد کرد.
۲۷ اکتبر و ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میتوانند به دو تاریخ تعیینکننده در سیاست اسرائیل و آمریکا تبدیل شوند. در فاصلهای کمتر از یک هفته، اسرائیلیها و آمریکاییها پای صندوقهای رأی میروند؛ اسرائیلیها برای انتخاب اعضای کنست، پارلمان این کشور و آمریکاییها برای انتخابات میاندورهای کنگره. اهمیت این دو انتخابات فقط به جابهجایی چند کرسی یا تغییر دولت محدود نمیشود؛ نتیجه آنها میتواند بر مسیر سیاست داخلی دو کشور و همچنین رابطه واشنگتن و تلآویو اثر بگذارد.
در اسرائیل، انتخابات ۲۷ اکتبر نخستین انتخابات سراسری پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگهای پس از آن است و عملاً به یک همهپرسی سیاسی درباره عملکرد بنیامین نتانیاهو و ائتلاف تحت رهبری او تبدیل شده است. نتانیاهو برای حفظ قدرت با احزاب راستگرا، مذهبی و راست افراطی ائتلاف کرده و اکنون با یکی از جدیترین چالشهای سیاسی دوران نخستوزیری خود روبهرو است. در سوی مقابل، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل و رهبر حزب یاشار، به مهمترین رقیب او تبدیل شده است.
اما اهمیت انتخابات اسرائیل فقط به این سؤال خلاصه نمیشود که «نتانیاهو میماند یا میرود؟» مسئله مهمتر، مسیری است که هر یک از این دو جریان برای ساختار سیاسی اسرائیل در پیش خواهند گرفت. نتانیاهو طی سالهای اخیر تلاش کرده بود تغییرات گستردهای در نظام قضایی اسرائیل ایجاد کند؛ طرحهایی که منتقدانش معتقدند استقلال نهادهای قضایی و قدرت نظارتی آنها بر دولت را تضعیف میکند. حتی در ماههای منتهی به انتخابات، طرحهایی برای تغییر و محدود کردن اختیارات دادستان کل مطرح شده است.
توماس فریدمن، ستوننویس نیویورکتایمز، در تحلیل خود هشدار میدهد که اگر نتانیاهو بار دیگر پیروز شود، این روند میتواند ادامه پیدا کند. از نگاه فریدمن، ائتلاف نتانیاهو با جریانهای مذهبی و ملیگرای افراطی ممکن است به تضعیف بیشتر نهادهایی منجر شود که قرار است قدرت دولت را کنترل کنند؛ از دادستانی و دستگاه قضایی گرفته تا دیوان عالی.
جای توضیح دارد که نتانیاهو به دلیل ائتلاف با احزاب تندرو و مذهبی اسراییل در خیلی از مواقع برای حفظ ائتلاف برای آنها تبعیض قائل شده است که این با اعتراض جامعه اسرائیل را به دنبال داشته است مثلا سربازی در دوران نتانیاهو برای روحانیان یهودی اجباری نبوده و این اعتراضات عمومی را به دنبال داشته است.
فریدمن این مسئله را از موضوع جنگ و سرزمینهای فلسطینی جدا نمیداند. از نگاه او، اگر دولت نتانیاهو و متحدان راستگرای او دست بالا را پیدا کنند، فشار برای گسترش شهرکسازی و الحاق بخشهایی از کرانه باختری و همچنین تغییر دائمی وضعیت غزه افزایش خواهد یافت. او در شدیدترین سناریو، از احتمال حرکت اسرائیل به سمت سیاستهای مبتنی بر اخراج یا پاکسازی قومی فلسطینیان سخن میگوید.
این بخش از تحلیل فریدمن در واقع به یک نگرانی بزرگتر اشاره دارد: اگر دولت اسرائیل همزمان نهادهای قضایی و محدودیتهای داخلی قدرت سیاسی را تضعیف کند و سیاست مدنظر نتانیاهو را در قبال فلسطینیان در پیش بگیرد، ممکن است فاصله اسرائیل با بخشی از متحدان غربی و افکار عمومی جهان بیشتر شود. به همین دلیل، فریدمن معتقد است نتیجه انتخابات میتواند بر جایگاه بینالمللی اسرائیل نیز اثر بگذارد.
در طرف مقابل، گادی آیزنکوت قرار دارد؛ ژنرالی سابق و رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل که برخلاف تصویر یک سیاستمدار چپگرا، سابقهای کاملاً امنیتی و نظامی دارد. او از همین جایگاه تلاش میکند خود را بهعنوان جایگزینی برای نتانیاهو معرفی کند؛ کسی که ادعا دارد میتواند هم امنیت اسرائیل را در اولویت نگه دارد و هم از ادامه سیاستهای سیاسی و نهادی نتانیاهو فاصله بگیرد. نظرسنجیهای اخیر نیز نشان میدهد حزب آیزنکوت به رقیبی جدی برای لیکود نتانیاهو تبدیل شده است.
از نگاه فریدمن، پیروزی آیزنکوت برای دونالد ترامپ نیز میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. دلیلش غزه است. ترامپ تلاش کرده است خود را بهعنوان رئیسجمهوری معرفی کند که میتواند به جنگ غزه پایان دهد و یک چارچوب سیاسی جدید برای این منطقه ایجاد کند. فریدمن معتقد است اگر ترامپ واقعاً به دنبال اجرای طرح صلح خود باشد، منطقیتر است با دولتی در اسرائیل کار کند که حاضر باشد در این مسیر با واشنگتن همکاری کند.
به همین دلیل، فریدمن حمایت احتمالی ترامپ از نتانیاهو را تصمیمی اشتباه میداند. استدلال او این است که نتانیاهو در سالهای گذشته بارها با طرحها و فشارهای مربوط به پایان جنگ یا توافق درباره آینده غزه اصطکاک داشته و بنابراین نمیتواند لزوماً همان شریکی باشد که ترامپ برای اجرای طرح خود نیاز دارد.
اما انتخابات دوم، در آن سوی اقیانوس اطلس برگزار میشود و از نظر اثرگذاری بر سیاست آمریکا مهمتر هم هست: انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶.
برای فهم اهمیت این انتخابات باید یک نکته را در نظر داشت. در آمریکا رئیسجمهوری بهتنهایی نمیتواند هر سیاستی را که میخواهد اجرا کند. کنگره، یعنی مجلس نمایندگان و سنا، نقش مهمی در تصویب قوانین، بودجه و نظارت بر دولت دارد. بنابراین اگر حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای اکثریت خود را حفظ یا تقویت کند، دست ترامپ برای پیشبرد برنامههایش بسیار بازتر خواهد شد؛ اما اگر دموکراتها پیروز شوند، رئیسجمهور با کنگرهای مواجه خواهد شد که میتواند در برابر بخش مهمی از سیاستهای او مقاومت کند.
فریدمن معتقد است مشکل اصلی ترامپ در شرایط فعلی این است که محبوبیت او کاهش یافته و بخشی از جامعه آمریکا تصور میکند پروژه سیاسی او در حال افول است. اما از نگاه او، انتخابات میاندورهای میتواند این تصور را کاملاً تغییر دهد.
اگر جمهوریخواهان در این انتخابات پیروز شوند، پیام سیاسی آن برای حزب بسیار روشن خواهد بود: ترامپ هنوز قدرت تعیینکنندگی بالایی در سیاست آمریکا دارد. در چنین شرایطی، جمهوریخواهان انگیزه بیشتری برای همراهی با رئیسجمهور پیدا میکنند و مخالفان درونحزبی او نیز احتمالاً بیش از گذشته عقبنشینی خواهند کرد.
فریدمن از اینجا به یک هشدار بزرگتر میرسد. او ترامپ را، در مقایسه با رؤسای جمهوری که در دوران زندگی خود دیده، رئیسجمهوری میداند که بیشترین فشار را بر نهادها و ائتلافهای شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم وارد کرده است؛ از ساختارهای حکومتی و سنتهای سیاسی داخلی آمریکا گرفته تا ائتلافهای بینالمللی این کشور.
بنابراین، از نگاه او، مسئله اصلی انتخابات ۳ نوامبر صرفاً این نیست که چند کرسی میان جمهوریخواهان و دموکراتها جابهجا میشود. مسئله این است که آیا رأیدهندگان آمریکایی محدودیتی سیاسی برای ادامه پروژه ترامپ ایجاد میکنند یا برعکس، با پیروزی جمهوریخواهان به او پیام میدهند که میتواند با قدرت بیشتری به مسیر خود ادامه دهد.
در این چارچوب، ۲۷ اکتبر و ۳ نوامبر به هم مرتبط میشوند. در اسرائیل، رأیدهندگان درباره ادامه نخستوزیری نتانیاهو و آینده ائتلاف راستگرای او تصمیم میگیرند؛ در آمریکا نیز رأیدهندگان درباره ترکیب کنگره و در نتیجه میزان قدرت سیاسی ترامپ تصمیم خواهند گرفت.
اگر نتانیاهو پیروز شود و همزمان جمهوریخواهان نیز در انتخابات میاندورهای آمریکا دست بالا را پیدا کنند، دو اتفاق میتواند همزمان رخ دهد: نتانیاهو در داخل اسرائیل پشتوانه سیاسی بیشتری برای ادامه سیاستهای خود پیدا میکند و ترامپ نیز با کنگرهای همراهتر، آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. این همان سناریویی است که فریدمن آن را خطرناک میداند.
در مقابل، پیروزی آیزنکوت در اسرائیل میتواند معادله سیاسی تلآویو را تغییر دهد و پیروزی دموکراتها در آمریکا نیز میتواند قدرت مانور ترامپ را در واشنگتن محدود کند. البته هیچکدام از این نتایج بهتنهایی به معنای تغییر فوری سیاست خارجی یا پایان جنگها نیست؛ اما هر دو میتوانند ساختار انگیزهها و محدودیتهای سیاسی رهبران دو کشور را به شکل محسوسی تغییر دهند.
به همین دلیل است که فریدمن انتخابات این دو کشور را فراتر از یک رقابت معمول سیاسی میبیند. از نگاه او، رأیدهندگان اسرائیلی و آمریکایی در فاصلهای کوتاه تصمیم میگیرند که آیا مسیر فعلی را ادامه دهند یا بخشی از آن را تغییر دهند؛ تصمیمی که میتواند نه فقط آینده نتانیاهو و ترامپ، بلکه رابطه آمریکا و اسرائیل، سیاست واشنگتن در خاورمیانه و آینده مناقشه اسرائیل و فلسطین را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
نظر شما